☰
🧊 ساختواژه | رد دادن: کاهش ظرفیت + گسترش معنایی
▪️چنانکه میدانیم، فهرست باز زبان پیوسته دستخوش تغییر میشود و اعضای این مجموعه گذشته از آنکه کم و زیاد میشوند، فرایندهای گسترش معنایی، تحدید معنایی و وارونگی معنایی را نیز از سر میگذرانند یا حتی در مشخصههای صرفینحوی خود دست میبرند.
▪️مثلاً، مصدر متعدی «رد دادن» در فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱) به معنای «رها کردن کاری یا چیزی» ضبط شده است؛ اما با گذشت اندکی بیش از دو دهه از انتشار این اثر گرانسنگ، «رد دادن» افزونبر کاهش ظرفیت، مفهوم تازهای نیز یافته که حتی معنای پیشین این فعل مرکب را در سایهٔ خود قرار داده است.
▪️تدوین تعریف دقیق فعل لازم ــ احتمالاً نامفعولی ــ «رد دادن» (نزدیک به معنای «روانپریش شدن، از عقل تهی شدن»)، از عهدهٔ فرهنگنویسان حاذق برمیآید؛ اما مصداق آن را گویا میتوان با اندکی جستجو در عالم سیاست یافت؛ مانند آنچه رئیسجمهور امریکا و معاونش، با انتشار فیلم و تصویر پیوست ضمانت کردهاند!
✍🏿 فعل نامفعولی (unaccusative)، فعلی است که نهاد آن کنشگر نیست:
◄ بیمار ترسید.
◄ بیمار تـب کـرد.
◄بیمار آمـــپول زد.
◄بیمار بیهوش شد.
@MorphoSyntax
Post #1065
841
- 👍 6
- 😁 3