☰
💎 نحو | ظرفیت محمولها (۱)
🔻ظرفیت هر عنصر شیمیایی عدد ثابتی است که نشان میدهد هر اتم آن حداکثر با چند اتم دیگر میتواند پیوند برقرار کند. آهن در هر جایی از سیارۀ زمین که یافت شود، عنصری دوظرفیتی است و کربن در سراسر جهان (احتمالاً در کل کائنات) حداکثر چهار ظرفیت دارد. آنچه تغییر میکند، نوع اتمهایی است که ظرفیتهای اتم پیوندپذیر را برآورده میکنند.
🔻ظرفیت محمولها نیز پدیدۀ زبانویژهای نیست که عدد موضوعی آن از این زبان به آن زبان تغییر کند. ظرفیت هر محمول با توجه به شمار موضوعهایی که میتوانند به آن بپیوندند، یا بهگفتۀ دیگر، برپایۀ تعداد نقشهای معناییای که آن محمول اعطا میکند، تعیین میشود. مفهوم «کشتن» در هر زبانی که یافت شود ــ خواه «kill» در انگلیسی، «قتل» در عربی، یا «殺す» در ژاپنی (خدا پدر مترجم گوگل را بیامرزد) ــ دوظرفیتی است و به یک «کشنده» و یک «کشتهشونده» نیاز دارد.
🔻آنچه از زبانی به زبان دیگر، یا حتی در درون یک زبان تغییر میکند، نوع موضوعهایی است که با هر محمول ترکیب میشوند. محمول «دادن» به «دهنده»، «گیرنده» و «آنچه داده میشود» نیاز دارد و بنابراین سهظرفیتی است. تفاوت زبانها در اینجاست که این سه عنصر با چه مقولههایی میتوانند برآورده شوند. در فارسی معیار مقولۀ «گیرنده» باید گروه حرف اضافه باشد (من به او کتاب دادم)، در انگلیسی همین سازه میتواند گروه حرف اضافه یا گروه اسمی باشد:
► I gave the book [PP to him].
► I gave [NP him] the book.
🔻به همین ترتیب، «کمک کردن» محمول دوظرفیتی است و با یک «کمککننده» و یک «کمکشونده» ترکیب میشود. نمیتوان تصور کرد که این مفهوم در فارسی ناگذر/ لازم (مصـ . لـ .) باشد و در انگلیسی گذرا/ متعدی (.v.tr). تفاوت این دو فعل نه در ظرفیت، که در نوع یا همان مقولۀ موضوع درونیشان است: «کمک کردن» در فارسی معیار به یک «کمکشونده» با مقولۀ گروه حرف اضافه نیاز دارد (من به سینا کمک کردم) و در انگلیسی همین ظرفیت خود را با یک گروه اسمی/ ضمیر برآورده میکند (I helped him).
✔️Valency = ظرفیت
✔️Predicate = محمول
✔️Argument = موضوع
@MorphoSyntax
Post #477
604
MorphoSyntax ☰ 🔺 فرهنگ بزرگ سخن، «کمک کردن» 🔻 امــــریکن هریتیــج، «help» @MorphoSyntax
- 👍 6
- ❤ 2
- 🆒 2
- ✍ 1
- 👏 1