🗒یادداشت
🔺اشتباهات رماننویسان ایرانی: اسماعیل فصیح و فرار فروهر (بخش دوم)
✍محسن احمدوندی
۴. چهارمین خطای نویسنده آنجاست که بعد از حملۀ اعراب به ایران و اشغال آن، نام ایران را به «ملوک عجم» تغییر میدهد، درحالیکه درست این بود که از «مُلک عجم» استفاده میکرد، زیرا «مُلک عجم» یعنی «سرزمین ایرانیان» و «ملوک عجم» یعنی «پادشاهان ایرانی» و این دو کاملاً از یکدیگر متمایز هستند. این اشتباه نه در یک جا که در چندین جا تکرار شدهاست:
در شبهایی که کاروان در دهستانهای شمال تاکستان بیتوته میکرد و کمکم به راگا نزدیک میشدیم، من زیر آسمان آبی سرزمین زادگاه دوستداشتنی و دیرینهام دراز میکشیدم و به سالهای گذشتۀ خودم و ایران فکر میکردم. اگرچه میشنیدم عمر ابن خطاب نام ایران را حالا گذاشته بود ملوک عجم (همان: ۱۹۱).
اینها (یعنی بنیامیّه) که حکومت سرزمین ایران، ملوک عجم، را در دست داشتند، خودشان هم در عربستان و بینالنّهرین و سوریه و آنجاها با این طایفه و آن طایفه کشتوکشتار و جدال و سفّاکیهای فجیع میکردند و خدشه بر اسلام حضرت محمّد (ص) بودند (همان: ۲۰۵).
گفتند حکومت ایران در عمل از دست ابوحمار بنیامیه به ابوسفّاح بنیعبّاس افتاده [...] آهی کشیدم و باز دلم چرک ماند [...] او هم کارهای تازیها را میکرد و وضع حکومتی ملوک عجم خرتوخر ماند یا سگتوسگ (همان: ۲۲۷).
پس از اندک مدّتی در ملوک عجم، حالا فهمیده بودم لال و کر بودن یا به قول حکیمالشّرق صُمّ و بُکم بودن در درازمدّت به سود آدمی است تا وارد حکومت و سیاست و دیپلماسی شدن (همان: ۲۳۰).
جنوب و مناطق مرکزی ملوک عجم هم این روزها در یدِ ولایت یک مشت آلبویۀ رشتی بود. اینها البتّه از نوکران و سرسپردگان آلعبّاس بودند (همان: ۲۴۱).
شاید مردمِ ملوک عجم راستی پس از اینهمه سالها داشتند بیدار میشدند و روشن میشدند (همان: ۴۶۴).
۵. پنجمین خطای نویسنده این است که در اواخر رمان در دو جا واژۀ «شهیر» را در معنای «بانگ و فریاد» به کار بردهاست:
از آخرین پسکوچههای کاهگِلی که رد میشدم، کمکم در تاریکی شبگیر کوچه گویی خروشهایی موج میزد و پژواک داشت یا فرشتههایی بودند که از چپ و راست ندایم میدادند و شهیر میزدند (همان: ۵۲۴).
سرم را از دیوار بلند کردم. فکر کردم به خواب یا چرتی فرورفته بودم و همه خروشها و شهیرها و سخنان آن که با من سخن گفته بود، در خواب بود (همان: ۵۲۵).
روشن است که «شهیر» به معنای «معروف و مشهور و بلندآوازه» است و در معنایی که در این متن آمده، تا جایی که من جستهام، در هیچ متن دیگری به کار نرفتهاست. به نظرم فصیح در اینجا هم دچار خطا شدهاست و برای این خطا دو حدس میتوانم بزنم:
الف) نویسنده احتمالاً واژۀ «شهیق» به معنای «بانگ خر» را در ذهن داشته و آن را «شهیر» تصوّر کرده و متوجّه معنای زشت آن نبودهاست.
ب) شاید اصل کلمه «صفیر» به معنای «بانگ و آواز» بوده و در تایپ و حروفچینی به اشتباه چنین نوشته شدهاست.
▪️منبع
ـ فصیح، اسماعیل. (۱۳۸۸). فرار فروهر، چاپ هشتم. تهران: البرز.
[یادداشت بالا پیش از این در شمارهٔ سیوچهارم فصلنامهٔ قلم در صفحات ۳۵-۴۴ منتشر شده است.]
📗شعر، فرهنگ و ادبیات
@mohsenahmadvandi
Post #5148
537