.
اوّل مهر توّلد محمدرضا شجریان است. این غزل را در اندوه از دست رفتن او نوشته بودم. خطاب به پشمینهپوشان تندخویی که آزادگی او خار چشمشان بود و زیبایی بیپایان هنرش آزارشان میداد.
یادش جاودان باد که صدای آزادیخواهان امروز ایران را از حلقوم قرنها فرهنگ کهن این سرزمین فریاد زد.
الا ای با نوایش کینهور، با نغمهاش دشمن
صدایش را ببین در حلق این صدهاهزاران تن
صدای او صدای صلحِ مابین تناقضهاست
صدای خوردنِ جام خدا بر جام اهریمن
چه طرفی بستی از آتش زدن در خرمن دریا؟
چه گیرت آمد از رفتن به جنگِ آه، با آهن؟
تو را سرمایه غیر از نعره و دشنام و دشمن چیست؟
اگر در قُلّکت یک نغمه داری مثلِ او، بشکن!
نداری، ورنه آوازِ تو هم میرفت بر لبها
نداری، ورنه تحریرِ تو هم میگشت شور افکن
"تفنگت را زمین بگذار" او گفت و تو نشنیدی
خشابی تازه خالی کردی اندر سینهی میهن
از این پس هرکه آوازی بخواند، طعنهای بر توست
تو ای با آشنا بیگانه و با دوستی دشمن!
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
@mohammadrezataheri
Post #1098
1.76K
- ❤ 131