✍️از تونل چلاو تا شیراز دورهی سعدی
(بخش دوم)
آنان که با سخنِ شیخ اجل اُنسی دارند میدانند که او در جای جای آثارش از ابوبکر بن سعد، اتابک فارس که در سالهای ۶۲۳ تا ۶۵۸ هجری حاکم بر شیراز و اطراف بود نام برده. هم او را پند و زنهار داده و هم مدح و ثنا گفته. از لحن سعدی پیداست که ارادت و علاقهای قلبی به این حاکم شیراز دارد. سعدی نوع سیاستورزی او را میپسندد و سپاسگزار تصمیمات و اقداماتِ اوست. اما او چه کرد که سیاستمدار محبوبِ مرد پخته و جهاندیدهای چون سعدی شد؟
مهمترین اقدام ابوبکر سعد در دوران حکومتش این بود که در یکی از آشوبزدهترین مقاطع تاریخ ایران یعنی هجمهی مغولان، منطقهی تحت فرمان خود را آرام و امن و مرفّه نگاه داشت. در شرایطی که مغولان با ارتش قدرتمند خود شهرها را یکی پس از دیگری فتح میکردند و علاقه داشتند که اداره امور مناطق را خود در دست بگیرند، ابوبکر سعد توانست با یکی از زباننفهم ترین قدرتهای تاریخ پای میز مذاکره بنشیند. او مغولان را متقاعد کرد که در ازای سهمی که از درآمدهای سرشار کشاورزی منطقهی فارس دریافت میکنند و دیگر امتیازاتی که میگیرند، ادارهی امور فارس را به دست نگیرند و لشکر خود را وارد شهر شیراز نکنند. نتیجه این شد که در دورانی که اغلب شهرها و سرزمینهای جهان اسلام آشفته و زخم خورده از حضور مغولان بود، شیراز و فارس بدل شد به منطقهای امن با رونق اقتصادی. جایی که نقطهای آرام بود برای اهالی فرهنگ و اندیشه تا از شهرهای آشفتهی خویش به آنجا سفر کنند و با آرامش به کار فکری خود برسند. خود سعدی نیز بعد از حدود سی و پنج سال دوری از زادگاهش در نهایت بهترین جای عالم برای زندگی را شیراز یافت و در دو سال اوّلی که به شیراز برگشت دو کتاب مهم بوستان و گلستان را نوشت.
اقلیم پارس را غم از آسیب دهر نیست
تا بر سرش بُوَد چو تویی سایهی خدا
امروز کس نشان ندهد در بسیط خاک
مانند آستان درت مامنِ رضا...
در مقدمه بوستان ابوبکر سعد را با اسکندر و مغولان را با قوم وحشیِ یاجوج و ماجوج مقایسه میکند و میگوید اگر اسکندر سدّی سنگی مقابل یاجوج کشید تو سدّی از زر مقابل دشمنان کشیدی. یعنی بدون مقاومت و خشونت، با زر شرّ آنها را دفع کردی:
سکندر به دیوار روئین و سنگ
بکرد از جهان راهِ یاجوج تنگ
تو را سدّ یاجوجِ کفر از زر است
نه روئین چو دیوار اسکندر است
به گمان من سعدی عصارهی عقل ایرانی است و ملّتی که سعدی دارد تکلیفش در چنین دوراهیهایی روشن است. از تونل چلاو گرفته تا شیراز دورهی سعدی، وقتی امنیت و حیاتِ افرادی بیپناه و بیگناه که هیچ جای دعوای ما نیستند وابسته به تصمیمات ماست، اخلاقیترین، شجاعانهترین و عزّتمندانهترین تصمیم آن است که امنیت و رفاه پایدارِ بیپناهان و بیگناهان در آن باشد.
این چند کلمه را به عشق سعدی نوشتم بلکه قلم را از خفقان برهانم و غباری از اینجا بزدایم. شعرها و حرفهای بسیاری برای گفتن و نوشتن هست که حالا وقتش نیست. بماند برای وقتی که اینترنت به حال آدمیزادی برگردد.
باقی بقایتان
ارادتمند
محمدرضا طاهری
@mohammadrezataheri
Post #1093
7.24K
- ❤ 110