شرایط جنگی و «خیر محدود»
امیر هاشمی مقدم
دوباره دعای داریوش بزرگ (خداوند این کشور را از دشمن، خشکسالی و دروغ حفظ نماید) بر زمین ماند و ایرانیان درگیر جنگی ناخواسته شدند. من نه در مسائل نظامی و امنیتی سررشتهای دارم و نه در مسائل سیاسی و روابط بینالملل. دو مقطع انسانشناسی خواندهام که باعث شده مسائل و پدیدهها را از زاویه فرهنگی ببینم و یک مقطع هم ایرانشناسی خواندهام که عشق به مام میهن را در وجودم دو چندان کرده. بر همین پایه خواستم نکتهای را در اینجا و همین امروز تذکر بدهم.
یکی از دوستان عکسی فرستاد از صف طولانی پمپ بنزینی در یکی از شهرها. چرا؟ چون به کشورمان حمله شده. معمولا در شرایط خاص و بحرانی، این ویژگی رایج همه مردمان و جوامع است که به ذخیرهسازی مایحتاج خود بپردازند. مثلا به فروشگاهها میروند و تا میتوانند خوراک و... خرید میکنند. تشکیل صف طولانی در پمپ بنزینها هم از جمله همین موارد است. و باز هم تاکید میکنم که این ویژگی خاص جامعه ایرانی نیست. اتفاقا در شرایط کرونا نشان دادیم ما چنین رفتارهای ضداجتماعی کمتری نسبت به کشورهایی همچون امریکا داشتیم. کلیپهای زیادی از هجوم و غارت برخی فروشگاهها و درگیری میان مشتریان امریکایی بر سر دستمال توالت و... در فضای مجازی نشان میداد حالا به هر دلیلی، ایرانیان دست کم چنین رفتارهایی را از خود نشان نمیدهند یا کمتر نشان میدهند (آن هم در حالیکه دسترسی ما به واکسن در آن زمان با مشکلات زیادی روبرو بود). اما بههرحال در همین حد صف بستن در پمپ بنزین هم جالب نیست. چرا؟
جرج فاستر، انسانشناس شهیر امریکایی نظریهای دارد به نام «خیر محدود». بر پایه پژوهشهایی که در جوامع دهقانی مکزیک انجام داده بود، به این نتیجه رسید که در این جوامع اگر کسی به موفقیتی دست یابد، قاعدتا از راه پایمال کردن حق دیگران است. یعنی مثلا اگر ۱۰ هکتار زمین وجود داشته باشد، به هر نفر مقدار مشخصی میرسد. اگر کسی بیش از سهمش زمین داشته باشد، یعنی به زمین دیگری دستدرازی کرده است. همین قاعده زمین را میتوان به دیگر موارد هم بسط داد. مثلا باید یادآوری کرد در شرایط جنگی، منابع محدود است و چنانچه من با عجله به فروشگاه بروم و مقدار زیادی خوراکی بخرم برای ذخیره کردن، معنایش این است که دسترسی دیگران به مواد غذایی را محدود کردهام. به زبان ساده، من برای اینکه به جای یک هفته، از تامین غذایی یک ماه خودم مطمئن باشم، باعث شدهام برخی از هممیهنانم دسترسی غذایی همان یک هفتهشان هم با مشکل روبرو شود. هجوم به پمپ بنزین، مصرف برق زیاد (مثلا روشن بودن مداوم کولر در طول روز) در شرایط ناترازی انرژی و رفتارهایی از این دست، چیزی جز تعرض به حقوق دیگران در شرایط «خیر محدود» نیست.
البته مرتضی فرهادی، انسانشناس خوشنام ایرانی در مقدمه مفصل کتاب «انسانشناسی یاریگری» این نظر فاستر را مورد نقد جدی قرار داده؛ اما حتی همو هم میگوید این نظریه استثناء است و نه قاعده؛ چرا که محصول «جغرافیای سیاسی و شرایط اجتماعی جهان پرتخاصم» امروزی است. فرهادی باور دارد جنگ در معنای علوم اجتماعی آن استثناء است و همکاری قاعده. بخش عمدهای از زندگی علمی و پر تلاش فرهادی صرف این شده که در کتابهای متعددش نشان دهد فرهنگ ایران بهطور تاریخی و اجتماعی بر پایه همکاری و یاریگری استوار بوده است. برای همین برخی از افراد (همچون جبار رحمانی در اینجا) قویا باور دارند فرهادی تنها انسانشناس ایرانی صاحب نظریه است. دارم به این میاندیشم چقدر خوب میشود ثابت کنیم سخن فرهادی درباره چیرگی فرهنگ تعاون و همکاری در میان ایرانیان، حتی در شرایط جنگی هم صدق میکند؛ چیزی که در طول هشت سال جنگ تحمیلی هم بارها اثبات کردیم.
پینوشت: این رفتارها فقط ویژه افراد غیر دانشگاهی و... نیست؛ ۸ سال پیش در اینجا نشان دادم حتی علوم اجتماعیخواندههایمان هم ممکن است در دام حرص و آز برای خرید مایحتاج ضروری در شرایط بحرانی بیفتند.
@moghaddames
Post #515
3.37K