«شب عروس» در «نگاه آفتاب»
امیر هاشمی مقدم
امشب اطراف آرامگاه مولانا، بهویژه «خانه شماره پنج» قونیه، تا بامداد غوغاست. خیل شیفتگان و عاشقان مولانا تنگاتنگ یکدیگر نشستهاند؛ یکی تنبور میزند، یکی مستانه در میانه میچرخد، یکی شعر میخواند، یکی زار زار میگرید، یکی در خلسه خویش فرو رفته، یکی هم زانوی اندیشه در آغوش گرفته است. امشب «شب عُرُس/عروس» است و فردا 27 آذر (17 دسامبر)، سالروز درگذشت مولانا. مراسمی که ار 9 روز پیش آغاز شده و فردا دهمین و روز پایانی آنست. امسال، نخستین باری است که پس از شش سال نتوانستم در این مراسم حضور یابم. اما دلم بیقرار آنجاست. هر وقت در ترکیه، «ایرانِ خونم» کم میشد، یک بلیط رفت و برگشت قطار قونیه و دمی نفس کشیدن در جوار آرامگاه مولانا، که بیشباهت به خیابان های اطراف حرم امام رضا و حضرت معصومه نیست، حالم را جا می آورد. امسال اما همچون بسیاری از دیگر ایرانیان که میعادگاه هرسالهشان قونیه بود، بینصیب ماندم.
سالیان پیش درباره این رویداد یادداشتهایی در همین کانال و رسانهها مینوشتم که در زیر در دسترس است:
🖌 1800 کیلومتر پیادهروی به عشق مولانا (خبرگزاری مهر)
🖌 آیتالله مکارم، مولانا را به ترکیه بخشید (انصافنیوز).
🖌 آیا اجازه گردشگری عرفانی در ایران را میدهند؟ (خبرگزاری مهر)
🖌 رقصی چنین میانه میدانم آرزوست (انصافنیوز).
🖌 خدا پدر مسئولین ترکیه را بیامرزد (فرارو).
🖌 آرامگاه شمس را هم بردند (مقدمه).
🖌 هویتطلبی در شب عروس مولانا (فرارو)
🖌 افغانستان، ایران یا ترکیه: کشمکش بر سر ثبت مثنوی معنوی (بیبیسی)
اما واپسین یادداشتم درباره قونیه، مقالهای است با نام «سفر به ایرانیترین شهر ترکیه» درباره تجربیات گردشگران ایرانی در قونیه که در شماره نخست نشریه «نگاه آفتاب» منتشر شد. این نشریه را از این پس موسسه «سروش مولانا» منتشر میکند که بهطور تخصصی درباره مولانا، آثار و اندیشههای وی فعالیت دارد. کانال تلگرامی این نشریه را در اینجا میتوانید ببینید.
همچنین اصل مقاله مرا هم میتوانید با لمس کردن اینجا یا دکمه Instant در زیر، بخوانید.
کانال مقدمه
@moghaddames
Post #353
2.47K