آیا اجازه توسعه گردشگری عرفانی در ایران را میدهند؟
امیر هاشمی مقدم: خبرگزاری مهر
هفته پیش مراسم 10 روزه «شب عروس» که به مناسبت مرگ مولانا در قونیه برگزار شده بود، پایان یافت. چه از ایران، چه از ترکیه و چه از کشورهای غربی، شیفتگان عرفان بیشترین شمار گردشگران را تشکیل میدادند و در این زمینه، ایرانیان در هتلها یا خانقاهها، حکم میزبان را داشتند که حتی ترکیهایها هم مهمان برنامههای گوناگون ایشان بودند.
در سالن یکی از همین هتلها بود که با زوجی هلندی برخورد کردم که سالهاست روی صوفیان ترکیه کار پژوهشی میکردند. یکیشان میگفت در ترکیه و دیگر جاها هرچقدر هم که تلاش کنند، به غنای عرفان و تصوف ایران نخواهند رسید. راست هم میگفت. بیشتر چهرههای شناختهشده عرفان، ایرانی بودهاند و آرامگاه بیشترشان نیز در ایران است. عارفانی که نه تنها در جهان اسلام، بلکه در میان بسیاری از غیرمسلمانان نیز شناخته شدهاند.
همین است که ایران اگر بخواهد، میتواند برای گردشگران خارجی و داخلی نقشه راه گردشگری عرفانی تدوین کند که مثلا از آرامگاه شمس تبریزی در خوی (آذربایجان غربی) آغاز شده و پس از گذر از اردبیل (شیخ صفی و فرزندان، پیر الوان و...)، گیلان (شیخ زاهد، پیر شرفشاه، آپیر جنگلی و...)، مازندران (شیخ بالوی زاهد، میرحیدر آملی و...)، سمنان (بایزید بسطامی، ابوالحسن خرقانی و...)، به خراسان (زادگاه حاجی بکتاش ولی، عطار، شیخ احمد جام و...) رفته و در راه بازگشت، از کرمان (شاه تعمتالله ولی، مشتاقیه، 72 عارف کوهبنان و...)، یزد (شاه محمود، شیخ علی بنیمان و...)، فارس (حافظ، باباکوهی، باغ هفت تنان و...)، اصفهان (بابا رکنالدین، جهانگیرخان قشقایی و...) دیدن کرده و دست آخر به تهران رسیده و با هواپیما به کشور خودشان بازگردند.
هرچند این یک راه پیشنهادی است که با ارزیابیهای دقیق، میتوان گزینههای دیگری به آن افزود یا از آن کاست، اما این راه چند مزیت دارد:
یکم: با آرامگاه شمس و از شهر خوی آغاز میشود. شهری کنار مرز ترکیه. بیشتر گردشگران خارجی که از راه زمینی به ایران میآیند، مرز ترکیه را برای این کار بر میگزینند و پیش از آمدن به ایران، از ترکیه بازدید میکنند. بسیاری از گردشگران خارجی در ترکیه، مولانا را میشناسند و بهواسطه او با نام شمس و عرفان ایرانی نیز آشنایند. بنابراین میتوان آنان را ترغیب به تکمیل گردشگری عرفانی خود در ایران نمود.
دوم: خود ترکیهایها هم به چنین گزینهای بسیار علاقمندند. شمس را همه ترکیهایها میشناسند و حاجی بکتاش ولی، شخصیت مقدس و محترم بین 15 تا 20 میلیون علوی ترکیه است. عطار و حافظ نیز نامهایی بسیار آشنا برای آنهاست و البته گوششان با نامهایی همچون ابوالحسن خرقانی و بایزید بسطامی، بیگانه نیست.
سوم: ترکیهایها و دیگر گردشگران خارجی آرامگاه شمس را در خوی دیده و با نصب یک تابلوی توضیحی به زبانهای انگلیسی و ترکی میفهمند که حتی سلاطین عثمانی هم برای زیارت آرامگاه وی به خوی میرفتهاند. بنابراین شاید دست از تبلیغ مسجد شمس در قونیه بهعنوان آرامگاه شمس (که هیچ سندیت تاریخیای ندارد) بردارند.
چهارم: این مسیر پیشنهادی، شناختهشدهترین استانها و مقاصد گردشگری ایران را در خود جای داده و بنابراین به خودی خود میتواند برای گردشگران خارجی جذاب باشد. اما چون بسیار مفصل است و بازدید کوتاه از آنها هم دستکم دو هفته طول میکشد، بنابراین میتوان مسیرهای گوناگونی برای تورهای عرفانی پیشنهاد کرد که هر گردشگر بنا بر زمان، بودجه و جاذبه مورد علاقهاش، تنها بخشی از آنرا برگزیند.
پنجم: ساماندهی تورها میتواند از شهر خوی (که به جز آرامگاه شمس، دهها اثر تاریخی برجسته، اما ناشناخته دیگر هم دارد) یا حتی لب مرز آغاز شده و با اتوبوسهای ویآیپی، گردشگران مشتاق عرفان ایرانی را همراه با راهنمایان کار بلد، شهر به شهر گردانده و به صرفهجویی هزینه و زمان آنان نیز یاری برسانند.
البته لازمه همه اینها، کنار نهادن کینه برخی از تندروان و متحجران نسبت به عرفان ایرانی است. ترکیه تنها با یک مولانا توانسته برندسازی کرده و قونیه را قطب گردشگری ادبی و عرفانی کشورش نماید. مرکز شهر قونیه در واقع یک مجموعه بزرگ است از سه گونه مکان: یکم، هتلهای سه تا پنج ستاره؛ دوم فروشگاههای سوغات و صنایع دستی و سوم، رستورانها و خوراکخوریها. هر سه این مکانها نیز وابستگی کامل به گردشگران دارند و البته با استقبال گردشگران، بازارشان هم گرمی ویژهای دارد. اما همه اینها در پی برنامهریزی و پشتیبانی دولت ترکیه پیش آمده است. گردشگری نیاز به عملگرایی دارد نه شعار زدگی.
اگر این یادداشت را میپسندید، برای دوستانتان هم بفرستید.
دیگر یادداشتهای رسانهای مرا میتوانید در کانال مقدمه (اینجا) بخوانید.
@moghaddames
Post #190
5.96K