همانا ترس از برگزاری مجالس سیدالشهدا(ع)، بیان مظلومیت ایشان و یاد کردن از دشمنان و قاتلانش، در طول تاریخ با نظریه «سدّ ذرایع» (بستن راهها و زمینهها) توجیه شده است.
میگفتند: اگر راه برای لعن یزید باز شود، راه برای لعن کسی که از او بالاتر بود و او را بر گردن مسلمانان مسلط کرد ـ یعنی پدرش ـ نیز باز میشود؛ و آن درِ دیگر، به روی لعن کسانی گشوده خواهد شد که پیش از او زمینه قدرت یافتن پدرش را فراهم کردند. و این ـ به گمان آنان ـ سرانجام خوشی نخواهد داشت.
اینگونه استدلال میکردند...
اما یکی از علما ـ و گمان میکنم مرحوم یا جناب آقای سید میلانی ـ نکتهای دقیقتر را مطرح کرده است. ایشان میگوید: لعن یزید تنها راه را برای بیزاری جستن از کسانی که پیش از او بودند باز نمیکند، بلکه راه را برای بیزاری جستن از کسانی که پس از او آمدند نیز میگشاید؛ و این معنا تا ستمگران و طاغوتهای روزگار مردم در زمان حاضر نیز امتداد پیدا میکند.
زیرا لعن یزید و درست دانستن قیام امام حسین(ع) علیه او، راه را برای درست دانستن مخالفت با ستمگران باز میکند؛ یا دستکم مشروعیتی را که آنان همواره میکوشند برای خود دستوپا کنند و خود را به آن شبیه سازند، از آنان میگیرد.
از همین رو بود که حضرت زینب(س) فرمودند:
«پیشوایان کفر و پیروان گمراهی نهایت تلاش خود را برای محو و نابودی این نهضت به کار خواهند بست...»
این نیز جلوهای از خودحفظی آنان است؛ تلاشی برای آنکه مبادا جریان حق، آنان را با خود ببرد و بنیانشان را برکند. اما همانگونه که پیشینیانشان ناکام ماندند و خود آنان نیز شکست خوردند، اینان نیز شکست خواهند خورد.
#تأملات
Post #185
800