«به نظرم این خبر آنطور که باید سر و صدا نکرده، نه؟»
این عبارتی است که وقتی با خبری مهم مواجه میشویم اما رسانههای جمعی، شبکههای ماهوارهای، تولیدکنندگان محتوا و کسانی که در مدار آنها هستند، نادیدهاش میگیرند، بارها به زبان میآوریم.
مثلاً خبری پیدا میکنیم دربارهٔ یک فمینیست که شعار دفاع از زنان سر میدهد، اما به اتهام فریب دادن دختران و سوق دادن آنها به خانههای فساد بازداشت شده است.
خبری مهم و تکاندهنده است؛ اما گم میشود؛ بلکه گاهی عمداً زیر انبوهی از اخبار حاشیهای، مثلاً دربارهٔ یک دعوای خانوادگی در منطقهای دورافتاده، دفن میشود.
پس با تعجب میپرسیم: «چرا ترند نشد؟!»
این عبارت تکرارشونده به ما یادآوری میکند که تصورِ بیطرفی کامل رسانهای، توهمی است که از خودمان میخواهیم آن را باور کنیم؛ در حالی که هر روز شواهدی میبینیم که خلاف آن را ثابت میکنند.
همین عبارت تکرارشونده به ما یادآوری میکند که باید با دقت بسیار زیادی انتخاب کنیم چه چیزهایی را دنبال میکنیم؛ باید هر آنچه ذهنمان را با اخبار بیاهمیت، یا ویدئوهایی دربارهٔ حوادث «شخصی» مشغول میکند، از اطراف خود حذف کنیم؛ حوادثی که میزان اهمیتشان با میزان جذابیتی که در نگاه ما دارند متناسب است؛ اما در واقع این تناسب، معکوس است!
باید آنچه را که «خودمان تصمیم میگیریم» ارزش خواندن دارد، بخوانیم.
باید آنچه را که «خودمان تصمیم میگیریم» ارزش دیدن دارد، ببینیم.
باید کسانی را دنبال کنیم که «خودمان تصمیم میگیریم» ارزش دنبال کردن دارند.
اما وقتی خودمان تصمیم نمیگیریم؛ وقتی خود را به جریان میسپاریم تا ما را هر جا که میخواهد با خود ببرد؛ وقتی دربارهٔ چیزی مینویسیم، نظر میدهیم و به آن اهمیت میدهیم فقط چون سر و صدا به پا کرده است، بدون آنکه بپرسیم:
«چه کسی این سر و صدا را ایجاد کرده؟»
«چرا دقیقاً در این زمان؟»
«آیا چیزی هست که میخواهند ما از آن غافل شویم؟»
«و آن چیز چیست؟»
آنوقت، با وجود تمام زمانی که صرف تماشا، تحلیل و پیگیری کردهایم و با وجود اینکه گمان کردهایم این کار «آگاهی» و «بصیرت» است، بله، آگاهی خواهد بود؛ اما آگاهیِ بستهبندیشده و از پیش آماده!
#تأملات
Post #200
1.14K