این ویدیو رو میدیدم که کل تاریخِ سیصدسالهی خاندان تارگرین رو از فتح وستروس تا سقوط شاه دیوانه مرور میکرد. اینجا خلاصهی جالبترین بخشهاش رو مینویسم.
🔻 فرار از والیریا
تارگرینها یکی از ۴۰ خاندان قدرتمند امپراتوری والیریا بودن، ولی جزو ردیفاولیها نه. صد سال قبل از نابودی والیریا، به خاطر رویای یکی از دخترهای خاندان، با ۵ اژدهاشون به دورترین نقطهی مرزی یعنی جزیرهی دراگوناستون فرار کردن. همین باعث شد از فاجعهی نابودی والیریا جون سالم به در ببرن و تنها اژدهاسوارهای باقیموندهی دنیا بشن.
🗂 فتح وستروس توسط اگان فاتح
اگان سوار بر بزرگترین اژدها یعنی بالریون، همراه دو خواهرش و برادر ناتنیاش نقشهی فتح هفت پادشاهی رو کشید:
۱. هارنهال: بزرگترین قلعهی وستروس رو با آتش اژدها همراه پادشاهش ذوب کرد.
۲. باراثیونها: برادر ناتنیاش اوریس پادشاه استورمزلند رو شکست داد و خاندان باراثیون (نماد گوزن) شکل گرفت.
۳. نبرد دشت آتش: اولین باری بود که هر سه اژدها رو همزمان آزاد کرد؛ گاردنرها منقرض شدن، ولی لنیسترها و تایرلها سریع تسلیم شدن.
۴. استارکها و ارنها بدون جنگ زانو زدن، ولی دورن با نیزههای خاصش مقاومت کرد و حتی اژدهای خواهر اگان رو کشت.
نهایتا اگان تو اولدتاون توسط مذهب هفت تاجگذاری کرد، شهر کینگز لندینگ رو ساخت و از شمشیرهای ذوبشدهی دشمنانش «تخت آهنین» رو خلق کرد.
💬 دوران آشوب و میگور بیرحم
اگان بعد ۳۷ سال حکومت مرد و پسر ضعیفش اینیس به قدرت رسید. رسم ازدواج با محارم (که تو مذهب هفت گناه بود) شورشهای گسترده راه انداخت. بعد مرگ اینیس، برادر ناتنیاش میگور از تبعید برگشت، سر برادرزادهاش رو برید و شورشها رو با بیرحمی سرکوب کرد. سازندهی رد کیپ بود و همهی کارگرهاش رو کشت تا راههای مخفی لو نره. کمکم دیوانهتر شد و در نهایت پاش به تخت آهنین گیر کرد و به شکلی احمقانه مرد.
📊 جهاریس عاقل و رقص اژدهایان
برادرزادهاش جهاریس ۵۵ سال حکومت کرد، با مذهب هفت صلح کرد و استثنای ازدواج فامیلی تارگرینها رو قانونی کرد. بعد از او ویسریس اول به قدرت رسید، ولی اختلاف بر سر جانشینی به جنگ داخلی خونین «رقص اژدهایان» بین رینیرا و اگان دوم منجر شد. تو این جنگ بیشتر اژدهایان بالغ کشته شدن و بعدش دیگه هیچ اژدهایی از یک گربه بزرگتر نشد؛ عملا نسلشون منقرض شد.
📑 پادشاهان بعدی
دیرون اول تو ۱۴ سالگی به دورن حمله کرد و تو خونبارترین جنگ تاریخ وستروس تو ۱۸ سالگی کشته شد. بعدش بیلور مذهبی اومد که خزانه رو خرج ساخت معبد کرد، خواهرهاش رو حبس کرد و در نهایت از شدت روزهی ۴۰ روزه از گرسنگی مرد.
بعد از اون اگان چهارم معروف به «اگان نالایق» اومد. مردی شکمپرست با صدها حرامزاده. شمشیر نمادین خاندان (بلکفایر) رو به پسر حرامزادهاش داد و همین جرقهی شورشهای بلکفایر شد، شورشی که بازماندههاش به ایسوس فرار کردن و «گلدن کمپانی» رو تشکیل دادن.
🗂 اگان پنجم و جنگ پادشاهان
اگان پنجم (همون اِگ همراه سر دانکن) با انتخاب یک شورا به پادشاهی رسید و بریندن ریورز (کلاغ سهچشم آینده) رو تبعید کرد. خودش تو یک آتشسوزی مشکوک مرد. تو دوران پسرش، گلدن کمپانی به وستروس حمله کرد، کل خاندانها متحد شدن و همینجا بود که دوستی عمیق بین استارک، باراثیون و لنیستر شکل گرفت.
🎙 شاه دیوانه و سقوط تارگرینها
ایریس دوم اول پادشاه خوبی بود، ولی بعد مرگ پیاپی نوزادهاش دچار پارانویا شد و به همه حتی تایوین لنیستر بدبین شد. ماجرا وقتی اوج گرفت که پسرش ریگار تو تورنمنت هارنهال تاج گل رو به جای همسرش، به لیانا استارک (نامزد رابرت باراثیون) داد و باهاش فرار کرد.
شاه دیوانه پدر و برادر لیانا رو فجیع سوزوند و خفه کرد، و همین قیام رابرت رو راه انداخت. تو نبرد ترایدنت، رابرت با چکشش ریگار رو کشت. تایوین به بهانهی کمک وارد پایتخت شد ولی شهر رو غارت کرد و خانوادهی ریگار رو کشت. خودِ شاه دیوانه که میخواست کل پایتخت رو با آتش وحشی بسوزونه، توسط محافظش جیمی لنیستر از پشت خنجر خورد.
قبل از این اتفاقات، شاه دیوانه همسر باردار و پسرش ویسریس رو به پنتوس فرستاده بود. همونجا بود که دنریس تارگرین در تبعید به دنیا اومد و حکومت سیصدسالهی خاندان تارگرین در وستروس تموم شد تا پادشاهی رابرت شروع بشه؛ همون نقطهای که داستان بازی تاج و تخت از اونجا کلید میخوره.
و خلاصه که تاریخ تارگرینها یک چرخهی تکرارشوندهست: قدرتِ اژدها اونها رو بالا برد، ولی جنگ داخلی، دیوانگی و ازدواجهای درونخاندانی هم همون قدرت رو ذرهذره از بین برد.
✈️ @Mirage_Notes