تاریخ: ۲۰ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۵۲
برای: برای امشب
وقتی بعد چند صد بار داری سعی میکنی کنار بیای و فراموش کنی و دوباره زندگی کنی، همون لحظه یه تو دهنی دیگه میخوری و برت میگردونه به اولین جایی که احساس کردی هیچ چیز سر جاش نیست و گم شدی.
هی دست و پا میزنی و میای روی آب ولی باز یه چیزی تو رو میکشه پایین و به خفگی نزدیک ترت میکنه و باز لحظه های آخر میای بالا و همین اونقدر تکرار میشه تا بالاخره یه روزی دیگه غرق نشی و روی آب بمونی، ولی این بار همهی جونت و دادی به ماهیا پس دیگه هیچوقت نمیتونی بیای بیرون و بدنت تصمیم میگیره غرق بشه..
امضا: ژوآن
وضعیت نامه: نمناک
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #1159
75
- ❤ 1