از بالفور تا روبیو؛ درسهای سخنرانی اکروپلیس برای ایران امروز
مهستان؛ ۱۳ آوریل ۱۹۱۰ مجلس عوام بریتانیا. آرتور بالفور نخست وزیر سابق انگلیس و وزیر خارجه بعدی این کشور در مورد سیاست بریتانیا در مورد مصر سخن میگوید. سخنرانیای که از مصر فراتر میرود و دیدگاه محافظهکاری بریتانیا در مورد «شرق»، کل شرق را نمایش میدهد:
«در مرحله نخست بیایید واقعیات این قضیه را بنگریم. ملل غربی به محض آن که پا به عرصه تاریخ میگذارند، نشانههای اولیه استعداد حکم راندن بر خویشتن را نشان میدهند و داشتن تواناییهایی از آن خویشتن را شما میتوانید بر سراسر تاریخ مشرقزمینیان در سرزمینهایی نظر بیفکنید که به طور کلی مشرق زمین خوانده میشوند. اگر چنین کنید نشانهای از حکم راندن بر خویشتن نخواهید یافت.»
بالفور عصاره محافظهکاری انگلستان. شهره به دانایی و سخنوری. حکایت کردهاند که حتی در زمان پوشیدن لباس هم کتاب میخواند! با تعلق خاطری عمیق به آن چه میراث یهودی-مسیحی تمدن غرب میدانست. حامی بزرگ تشکیل موطن ملی یهودیان در خاک فلسطین. نامش هنوز روی خیابانی در تلآویو است که خانه نخست وزیر آن جاست. اعلامیه بالفور درحمایت از تشکیل اسرائیل تاریخ خاورمیانه را به دو نیم تقسیم کرده است.
۷ اکتبر ۲۰۲۶، تپهی پنیکس در آتن، با پارتنون در پسزمینه. مارکو ربیو وزیر خارجه دولت آمریکا. نطقی خطاب به جهان و به خصوص اروپا. ستایش از تمدن غرب. از یونان باستان. ستایشنامهای که چندان دل مشغول سقراط و افلاطون و فلسفه و فضیلت و حقیقت نیست: « اینجا، در آتن، برای نخستین بار همه ویژگی های اساسی به شکوفایی کامل رسیدند که بعدها هویت غرب را تعریف کردند: فردیتی نیرومند و بلندپروازی پیوسته؛ جسارت در اکتشاف و اختراع؛ اشتیاق به کشف، ماجراجویی، خطرپذیری و کسب افتخار. »
روبیو فرزند یک مهاجر کوبایی که در میامی فلوریدا بزرگ شده است. سناتور بعدی فلوریدا، کاندیدای بازنده رقابتهای مقدماتی انتخابات سال ۲۰۱۶. پسر خوب ساختار حزب جمهوریخواه، امید بزرگ لابی صهیونیستی برای انتخابات سال ۲۰۲۸. جانشین خلف ترامپ برای اسرائیل.
روبیو ادامه میدهد: « ما برداشت غربی از قهرمانی، شرافت و وظیفه را بدیهی میپنداریم و تصور میکنیم این مفاهیم برای همه مردمان، در همه زمانها و مکانها، معنایی یکسان و جهانشمول دارند. چنین نیست. اینها برخاسته از خصلتی متمایزند؛ خصلتی که در اینجا پدید آمد و مسیر تمدنی را که پس از آن شکل گرفت، رقم زد. امروز باید با همان شور و اشتیاق نیاکانمان، برای دفاع از این تمدن بکوشیم.»
خطابه روبیو با خطابه بالفور قابل قیاس نیست. همچنان که خود او. بالفور با همه روحیه استعماگرانه و تفرعن غربیاش عظمت ملتهای شرق را منکر نمیشود.در سخنرانی روبیو اما اثری از دیگران نیست. جز با تحقیر و با بدبینی و بدگمانی. دو بار از جنگهای ایران و یونان یاد میکند. از جنایات ایرانیان در حق یونان و اماکن مقدس آتن! از قضا همین بخش از سخنرانی اوست که در ایران مورد توجه قرار گرفت. اما فضای سیاسی در ایران به حاشیه واکنش نشان داد به جای آن بر اصل تمرکز کند.
سخنرانی روبیو بسیار فراتر از دو اشاره ناشیانه به ایران برای ما ایرانیان در این روزهای سرنوشت ساز مهم است. درک دو نکته برای در پیش گرفتن هر راهبردی در برابر غرب روبیو ضروری است.
نخست آن که نزاع تمدنی غرب با سایر مردمان جهان، با شرق، و با ایران واقعی و جدی است و برآمده از اوهام افراطی و ایدئولوژیک دشمنان غرب در ایران نیست. از بالفور تا روبیو بخشی از جریانهای قدرتمند مادی و فکری در غرب خود را از شرق جدا میدانند و خواستار سروری بر آن هستند. این جریان در غرب، در آمریکا و اروپا نه حاشیهای است و نه بی قدرت.
دوم این که بالفور و روبیو تمام غرب نیستند. غرب، بر خلاف تصورات روبیو و البته دشمنانشان در مشرق زمین یک تمدن است با جریانهای متنوع و پیچیده و با سرشتهای گوناگون. سخنرانی روبیو اساسا علیه همان جریانهاست که به ضعف و سستی و دوری از رقابت جویی و برتری طلبی متهم شده اند. البته که تمدن غرب هم بین دو جریان یکسره جدا تقسیم نشده است؛ مانند همه ساحتهای حیات تنوع و تکثر و نسبیت سرشت غرب هم هست. غربی که حتی تماما غربی هم نیست! از قضا روبیو خطاب به همانهایی در غرب سخن میگفت که نمیخواهند در دام این دوگانه انگاری معیوب بیفتند.
شکاف میان محافظهکاری تهاجمی روبیو و جریانهای عملگرا یا واقعگرای غرب، دقیقا همان فضایی است که دیپلماسی و نیروی نظامی ایران باید در آن بازی کند؛ پرهیز از افتادن در تله جنگ تمدنی روبیو، تسلیم نشدن به روایت دوگانه ساز آنها، کوشش برای تعامل با عملگرایان و واقعگرایان غرب بدون رها کردن اهرمهای ضروری برای دفاع.
@akhbare_mahestan
✅@mellimazzhabi
Post #52277
604