از کابین فلای دوبی تا پایگاه فیرفورد؛ عملیات غافلگیرانه در جنگ روایت رسانهای
مهستان؛ نفس خاورمیانه امروز صبح برای دقایقی در سینه حبس شد.
یک هواپیمای شرکت فلای دوبی که از امارات متحده عربی به سمت تلآویو میرفت، نخست ارتباطش با مرکز کنترل پرواز قطع شد. سپس تغییر مسیر داد و در حالی که جنگندهها از عربستان و اسراییل در اطراف آن در پرواز بودند، به سمت فرودگاه تبوک عربستان رفت و آن جا به زمین نشست.
همه ماجرا به اندازه یک ربع ساعت طول کشید. نخست خبر آمد که کمک خلبان اوکراینی با خلبان روسی در کابین خلبان درگیر شده و کار به زد و خورد کشیده و وضع اضطراری هواپیما ناشی از این مسئله بوده است. ماجرا در آن دقایق به جوکی سیاسی شباهت داشت.
اما خیلی زود سمت و سوی ماجرا تغییر کرد. نخست عکسی از یک مرد با لباس خونی منتشر شد. بعد گفته شد که کمک خلبان عمانی الأصل با سلاح سرد به خلبان حمله کرده و قصد داشته با به دست گرفتن کنترل هواپیما، آن را با ۱۵۰ مسافر اسراییلی ساقط کند. اما مسافران در کابین خلبان را شکسته و مانع از این رخداد شدهاند.
از قضا در میان مسافران هواپیما خلبانی حضور داشته که هواپیما را در فرودگاه تبوک به زمین نشانده است! در خبرها آمده بود که از کابین خلبان در حین درگیری صدای الله اکبر بلند بوده است!
به فاصله کوتاهی اظهارات تند وزیر دفاع اسراییل و نتانیاهو در مورد این عملیات با تروریستی خواندن عملیات شروع شد.
ماجرا به شدت مشکوک و عجیب به نظر میرسد.
نخست آن که امنیت پرواز آن هم در اوضاع فعلی خاورمیانه نمیتواند شوخی تلقی شود. آن هم وقتی ۱۵۰ اسراییلی از امارات عازم تلآویو باشد. خلبان چنین پروازی از چکهای امنیتی متعدد و دقیق و احتمالا روزمره میگذرد.
دوم آن که میزانسن کلی ماجرا به نظر خیلی دقیقتر از آن است که بتواند واقعی باشد. ماجرا بسیار شبیه ۱۱ سپتامبر است.
روشن نیست مسافران چگونه در کابین خلبان را گشودهاند؟ دری که محال است بتوان آن را شکست! پرسنل امنیت چه نقشی در داستان داشتهاند و ... اما معنای سینمایی و رسانهای آن روشن است: «مسافران اسراییلی هواپیما را از دست کمک خلبانی که با فریاد الله اکبر قصد بر زمین کوبیدن آن را داشته رهانیدهاند» پیامی که گویی تمام کلیشههای رسانهای درباره تهدید اسلامگرایان، تروریسم علیه اسراییل، رشادت یهودیان در دفاع از خود و ... را در خود دارد.
نحوه اطلاعرسانی از وقایع پرواز هم عجیب است. فیلمها و عکسهای منتشر شده در فضای مجازی از چنین واقعهای به سرعت و با گزینش دقیق در فضای مجازی در کل خاورمیانه وایرال شد.
آیا همه اینها میتواند طبیعی و تصادفی باشد؟ قطعا بله.
آیا نباید به طراحی شده بودن ماجرا مشکوک بود؟ قطعا باید مشکوک بود.
مخاطب رسانهها در غرب کدام را انتخاب خواهد کرد؟ احتمالا روایت اول را.
سیاستمداران حامی اسراییل کدام روایت را انتخاب میکنند و مبنای تبلیغات قرار میدهند؟ قطعا روایت اول را.
احتمالا واقعیت هیچ گاه به صورت دقیق روشن نمیشود. اما این ماجرا یک هدیه بزرگ برای نتانیاهو خواهد بود. هم فرضیه در خطر بودن اسراییل را تقویت میکند و هم فاجعهای رخ نداده است که کفایت او را لکه دار کند.
از قضا ماجرا در زمانی هم رخ داده که ایران تحت محاصره هوایی قرار گرفته و مقامات در تهران به صورت ضمنی تهدید کردهاند که اگر پروازی در ایران بر زمین ننشیند در کل منطقه هم پروازی به هوا برنخواهد خاست!
اگر ماجرا را در کنار حادثه امنیتی ادعایی در پایگاه فیرفورد انگلستان قرار دهیم، پازل معنا شاید کاملتر شود.
مقامات انگلیسی مدعی هستند ۵ مرد را دستگیر و بعد به قید وثیقه! آزاد کردهاند که با یک حادثه امنیتی در اطراف این پایگاه که محل استقرار بمب افکن های آمریکایی است، مرتبط بودهاند. از قضا از این پایگاه راهبردی برای بمباران ایران در جریان جنگ هم استفاده شده است!
مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا و دوست اول اسراییل در هیئت حاکمه مدعی اول ماجرا بود و دقیقا امروز ادعاها در مورد نقش ایران در ماجرا شروع شده است.
شاید این هم اتفاقی است. شاید. اما احتمال عملیاتهای «پرچم دروغین» برای برجسته کردن ایران به عنوان عامل تروریسم در افکار عمومی غرب و ادعای خطرات تروریستی حتی در اروپا هم جدی است.
اصل ماجرا هر چه که هست، مهندسی انتشار خبر بسیار عجیب و در عین حال حرفهای است. حرفهای تر از کار هر روزنامهنگاری!
مقامات تهران نباید از کنار ماجرا بگذرند.
موضعگیری سیاسی و ساختن جریان خبری باید مانع از گرفتار شدن در حمله غافلگیرانه بیبی شود.
اتاق جنگ روایتها و دیپلماسی دفاع باید به سرعت شروع شود. بدون اتلاف حتی یک دقیقه! خبر و موضعگیری درست به اندازه پدافند هوایی ضروری است.
@Akhbare_mahestan
✅ @mellimazzhabi
Post #52155
795