TGViewer
Medinotes Medinotes @medii_notes · 537 subscribers
Post #16 2.58K
👩🏻‍⚕🧑🏻‍⚕ Medinotes - عینک

ماه اول اینترنی ماه عجیبی‌ست. هیچ فرقی با یک استاجر نداری ولی از تو انتظار دارند کارهایی را انجام دهی که تا به حال نکردی و پاسخ سوال هایی را بدانی که نخواندی. وارد بخش چشم که شدیم، رزیدنت سال یک ما را صدا کرد و گفت " من دکتر حمیدیم، مسئول شما. پشت باجه یک بشینین و مریض ببینین که استاد خیلی حساسن!"
به دو اینترن همراهم نگاه کردم و هر سه با لبخندی بر لب، به هم خیره شدیم. بخش چشم استاجری مان در دوران کووید بود و دو هفته تمام آف بودیم. دریغ از یک بار مریض دیدن و کار با اسلیت لمپ.
مثل چند انسان اولیه که گوشی دستشان داده اند به اسلیت لمپ نگاه کردیم. بالا پایینش کردیم. به لنزش دست زدیم. می‌دانستیم باید روشنش کنیم ولی هر پیچی را که چرخاندیم چیزی روشن نشد. بیماران ما سه نفر را نگاه می کردند که هر کدام افتاده بودیم به جان یک قسمت از دستگاه و با فشار دادن یک دکمه کل اسلیت لمپ بالا پایین می‌شد ولی روشن نه!
چند روز طول کشید تا عادت کنیم به نشستن پشت اسلیت لمپ و روشن کردنش و معاینه. کم کم داریم روی روال می افتیم. پلیسه در می آوریم و فکر می کنیم کسی شده ایم. وقتی یک عفونت چشم می‌بینیم با اعتماد به نفس حرف های رزیدنت ها را تکرار می کنیم و پزشک بودن را تمرین می کنیم.
اول صبح است و هفته دوم. یک مادر و پسر آمده اند اورژانس. پسر وضع بینایی خوبی ندارد. یکی از اینترن ها شروع می کند به معاینه کردن و شرح حال گرفتن از پسر. کارش که تمام می‌شود میبینم مادر هم نوبت دارد.

- بیا مادر جان من میبینمت
+ دستت درد نکنه خانم دکتر
- بفرمایید. مشکل چیه مادر؟
+ من خوب نیبینم. تاره. گوشی که میگیرم دستم چشمام خطا ره نمیبینه
- چند وقته این مشکل براتون به وجود اومده؟
+ خیلی وقته! یه سالی هست
- اگه یه سالی هست چرا اومدین اورژانس؟
+ پسرمه آوردم برا چشمش، گفتم چشمای منم بیینین.
- عینک میزنی مادر؟
+ ها، دارم
- عینک میزنی چطوری؟ موبایل رو میتونی ببینی؟
+ ها ها، خطا ره عالی بیینوم. هیچ مشکل نی.

در آن لحظه کلی حرف هجوم آورد به ذهنم که داشتم فکر می کردم کدام را بگویم. از کی شاکی باشم؟ از این مادر که نوبت گرفته بود تا در اورژانس شماره چشم و عینک برایش تجویز شود؟ از تریاژ که بدون هیچ گرفتن شرح حال و حساب و کتابی هر کسی را می فرستند اورژانس؟ از خودم که کاره ای نیستم؟ بیشتر خنده ام گرفته بود از این همه پارادوکس و هرج و مرج. اینجا یک بیمارستان تخصصی چشم است ولی اورژانسش پر است از بیماران غیر اورژانس.

- خب مادر عینک بزن همیشه. برو به سلامت.

#زهرا_محرمیان_معلم
پزشکی ورودی ٩۶ دانشگاه علوم پزشکی تهران

#پزشکی_روایی #medinotes #صدای_درمان  #قسمت_پنجم #مدیکیشن #سها #جوانه #کافه_هنر

@Medii_notes 🩺
@Soha_javaneh
@MedicationTeam
  • ❤ 15
  • 👍 4
  • 💘 1
More from @medii_notes
  1. Sep 22, 2026👩🏻‍⚕🧑🏻‍⚕ Medinotes - جایی بیرون از تُنگ تو CPR (اتاق احیا) نشستم و تو حال خودم مشغول ن…
  2. Sep 22, 2026👩🏻‍⚕🧑🏻‍⚕ Medinotes - قسمت بیست و نهم جایی بیرون از تُنگ نویسنده: #آزاده_انگورج_تقوی فا…
  3. Sep 17, 2026ما بودیم و سکوتی سخت؛ سکوتی ناگزیر، آغشته به بوی مرگ. اما شاید کنون، باید لب گشود و نوشت.…
  4. Dec 7, 2025برداشت آزاد- شماره 00 (دوصفر) سلام به همه تون سلام به همه‌مون فقط خواستم بگم از این روزهای…
  5. Dec 7, 2025👩🏻‍⚕🧑🏻‍⚕ Medinotes - قسمت بیست و هشتم برداشت آزاد - شماره 00 (دو صفر) نویسنده: #ر-س ۱۴…
  6. Oct 25, 2025بیهوشی عمومی در اورژانسیم، خسته و بیحال. از صبح آمده‌ایم اورژانس، کلی صدای دستگاه ها رو تح…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →