کتاب بخوانیم، اگر شده روزی یک سطر ...
گه گداری کتاب میخوانم، گزینهیی از آن و شاید چند خطی دربارهی خوانشهایم را در اینجا مینویسم؛ البته به احساس ...
@M_QK58
Post #988
24
🔅دیدن آنچه هر روز میبینیم!
مسعود قربانی
دکتر #نعمتاله_فاضلی در دیباچهی کتابش، #زندگی_روزمرهی_ایرانی اینگونه مخاطبش را با مسالهی زندگی روزمره، درگیر میکند:
"اگر یک زندگی وجود داشته باشد، آن زندگی، همین زندگیِ روزمره است؛ که از قضا، آنرا هم نمیشناسیم!"
شاید این ناآشنایی، از آشکارگی بیش از حدش باشد و یا شاید هم از اهمیت ندادنِ به آن!
ولی نویسندهی ما، با مساله دیدن زندگی روزمره، میخواهد که از نگاه یک انسانشنان به واکاوی و آشناییزدایی از آن بپردازد و در نهایت دعوت دوباره به دیدنش نُماید.
او مینویسد:
«میخواهم با صدای بلندتری بگویم در همین لحظاتِ "اینجا" و "اکنون" و آنچه در فرایند زندگیِ عادیِ مردم کوچه و بازار میگذرد، پویاییها و مسالههای جامعهی ایرانِ امروز، شکل میگیرد».(ص33)
البته فاضلی بر این نکته نیز صحه میگذارد که نوشتارش، از صافی پنجرهی دیدِ او گذشته است و چه بسا روزمره، برای دیگری، جور دیگری خود را نمایان سازد زیرا
«ما باچیزهایی که با دستگاهِ شناختیمان جور نباشد، نمیتوانیم به شیوهیی معنادار، رابطهیی گفتگویی برقرار کنیم».(ص522)
🔅کتاب فاضلی خودمردم نگارانه است و عمدتا از تجربهی زیستهی نویسنده گذشته و به قول خودش از درون به آن نگریسته است.
او میخواهد در خلال نوشتههایش پاسخی برای "چیستی ِ زندگی روزمره، چرایی پرداختن به آن و ضرورت و مساله بودنش" بیابد.
او میگوید «ریشهی بسیاری و شاید همهی تنشها و تضادها و تعارضات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ما و حتا اقتصادی در همین امور بدیهی است»(ص38)
در این راستا است که نویسنده برای خود ماموریتی نیز تعریف میکند:
«ماموریتم این است که مسالهی تغییر و پویایی زندگی روزمرهی ایرانیِ امروز و معاصر شهری و کلانشهری شده را روایت کنم و ظهور امر جدید را نشان دهم و چالشها، تضادها، تعارضات و تنشهای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی آنرا برجسته سازم».(ص104)
🔅برجسته شدن زندگی روزمره در نگاه نویسنده، با تجدد و ورود آن به ایران، گِره خورده است.
او معتقد است ایران با ورود به دنیای تجدد، دستخوش پویایی و تغییر گسترده شده و زندگی روزمرهاش را نیز چونان انقلابی تحت تاثیر قرار داده است.
«"انقلابی طولانی" که از سدهی سیزدهم آغاز شده و همچنان ادامه دارد».(ص31)
تلاش نویسنده بر آن است که نگاهی مراقبتی به زندگی روزمره داشته باشد، بدین معنا که عاملیت افراد در زندگی روزمره را، تا آنجا که میشود، ارتقا بخشد و گوشزد کند.
در نگاه او هوشیاری هر فرد به زندگی روزمره، کیفیت سوژگی او را افزایش میدهد؛
و از آنجا که زندگیِ روزمره، مجموعهی اجراهای ما است؛ که گاه خودآگاه و چه بسا بیشتر ناخودآگاه، آگاهی به آن، عرصه را برای خلاقیت بیشتر افزون میکند.
🔅در زندگی روزمره است که شناخت انسان و جامعه را به حقیقت در مییابیم؛
روزمرهیی موقعیتمند،
که محلی ـــ جهانی است
و البته در آن مولفههای ایرانیاش به وضوح قابل رویت است.
« در زندگی روزمرهی ایرانی میبینیم که تعارف، چای نوشی، نوستالژی، معنای زمان، آیینها، زندگی ایرانی، شهر و دیگر موارد، ضمن تکثر، بیانکنندهی ایرانی بودن هم هستند».(ص532)
نویسنده با برجسته دیدن بُعدِ زیباشناسانهی زندگی روزمره، بر رسانهیی شدن زندگی روزمرهی ایرانی تاکید دارد و مینویسد:
«جهانِ رسانهیی ــ ارتباطی امروز، جوّ و اتمسفری است که اگر آلوده باشد، تنفس فرهنگی ما آلوده میشود؛
اگر پاک باشد، تنفس ما پاک است؛
اگر نشاطبخش باشد، ما سرزنده و پر نشاط هستیم
و هر ویژگی که آن جهان پیدا کند ما هم آن ویژگی را پیدا میکنیم. این به معنای رسانهیی شده زندگی است».(ص536)
در زندگی روزمرهی ایرانی، فاضلی نشان میدهد، که به چه میزان وجهِ معاشرتی آن بالا است.
او معتقد است این زندگی، حول مفهومی به نام "با هم بودن" سامان یافته است.
او این باهم بودن را منطق زندگی روزمرهی ایرانی میداند و در واقع این ویژگی را پاسخ فرهنگ و انسان ایرانی برای رهایی ازملال مییابد.
🔅اما همهی این ویژگیها را که درکنار هم بگذاریم دکتر فاضلی تاکید دارد که زندگیِ روزمرهی شهری،
پرتناقض،
دلهرهآور
و انباشته از درگیریهای تلخ و ویرانگر است.
او باز تاکید دارد که چون عکاسی، تنها قطعات کوچکی از این زندگی را وارسی کرده و شرح دقیق آن نیازمند تحقیقات گستردهتری است؛
«توصیف و تحلیل فرایندهای بزرگ و فراگیر که زنانهشدن،
مصرفی شدن،
تنانه شدن،
شبکهیی شدن،
نمادین شدن،
رسانهیی شدن،
دموکراتیک شدن،
صمیمانه و یا غیررسمی شدن،
تجاری شدن،
صنعتی و فنآورانه شدن،
مجازی شدن
و شدنهای تاریخی دیگر» (ص546) را که هرکدام کتابی مجزا میطلبد را در بر گیرد. او با این نگاه به سراغ مسالهی روزمره میرود...
@MasoudQorbani7
مسعود قربانی
دکتر #نعمتاله_فاضلی در دیباچهی کتابش، #زندگی_روزمرهی_ایرانی اینگونه مخاطبش را با مسالهی زندگی روزمره، درگیر میکند:
"اگر یک زندگی وجود داشته باشد، آن زندگی، همین زندگیِ روزمره است؛ که از قضا، آنرا هم نمیشناسیم!"
شاید این ناآشنایی، از آشکارگی بیش از حدش باشد و یا شاید هم از اهمیت ندادنِ به آن!
ولی نویسندهی ما، با مساله دیدن زندگی روزمره، میخواهد که از نگاه یک انسانشنان به واکاوی و آشناییزدایی از آن بپردازد و در نهایت دعوت دوباره به دیدنش نُماید.
او مینویسد:
«میخواهم با صدای بلندتری بگویم در همین لحظاتِ "اینجا" و "اکنون" و آنچه در فرایند زندگیِ عادیِ مردم کوچه و بازار میگذرد، پویاییها و مسالههای جامعهی ایرانِ امروز، شکل میگیرد».(ص33)
البته فاضلی بر این نکته نیز صحه میگذارد که نوشتارش، از صافی پنجرهی دیدِ او گذشته است و چه بسا روزمره، برای دیگری، جور دیگری خود را نمایان سازد زیرا
«ما باچیزهایی که با دستگاهِ شناختیمان جور نباشد، نمیتوانیم به شیوهیی معنادار، رابطهیی گفتگویی برقرار کنیم».(ص522)
🔅کتاب فاضلی خودمردم نگارانه است و عمدتا از تجربهی زیستهی نویسنده گذشته و به قول خودش از درون به آن نگریسته است.
او میخواهد در خلال نوشتههایش پاسخی برای "چیستی ِ زندگی روزمره، چرایی پرداختن به آن و ضرورت و مساله بودنش" بیابد.
او میگوید «ریشهی بسیاری و شاید همهی تنشها و تضادها و تعارضات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ما و حتا اقتصادی در همین امور بدیهی است»(ص38)
در این راستا است که نویسنده برای خود ماموریتی نیز تعریف میکند:
«ماموریتم این است که مسالهی تغییر و پویایی زندگی روزمرهی ایرانیِ امروز و معاصر شهری و کلانشهری شده را روایت کنم و ظهور امر جدید را نشان دهم و چالشها، تضادها، تعارضات و تنشهای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی آنرا برجسته سازم».(ص104)
🔅برجسته شدن زندگی روزمره در نگاه نویسنده، با تجدد و ورود آن به ایران، گِره خورده است.
او معتقد است ایران با ورود به دنیای تجدد، دستخوش پویایی و تغییر گسترده شده و زندگی روزمرهاش را نیز چونان انقلابی تحت تاثیر قرار داده است.
«"انقلابی طولانی" که از سدهی سیزدهم آغاز شده و همچنان ادامه دارد».(ص31)
تلاش نویسنده بر آن است که نگاهی مراقبتی به زندگی روزمره داشته باشد، بدین معنا که عاملیت افراد در زندگی روزمره را، تا آنجا که میشود، ارتقا بخشد و گوشزد کند.
در نگاه او هوشیاری هر فرد به زندگی روزمره، کیفیت سوژگی او را افزایش میدهد؛
و از آنجا که زندگیِ روزمره، مجموعهی اجراهای ما است؛ که گاه خودآگاه و چه بسا بیشتر ناخودآگاه، آگاهی به آن، عرصه را برای خلاقیت بیشتر افزون میکند.
🔅در زندگی روزمره است که شناخت انسان و جامعه را به حقیقت در مییابیم؛
روزمرهیی موقعیتمند،
که محلی ـــ جهانی است
و البته در آن مولفههای ایرانیاش به وضوح قابل رویت است.
« در زندگی روزمرهی ایرانی میبینیم که تعارف، چای نوشی، نوستالژی، معنای زمان، آیینها، زندگی ایرانی، شهر و دیگر موارد، ضمن تکثر، بیانکنندهی ایرانی بودن هم هستند».(ص532)
نویسنده با برجسته دیدن بُعدِ زیباشناسانهی زندگی روزمره، بر رسانهیی شدن زندگی روزمرهی ایرانی تاکید دارد و مینویسد:
«جهانِ رسانهیی ــ ارتباطی امروز، جوّ و اتمسفری است که اگر آلوده باشد، تنفس فرهنگی ما آلوده میشود؛
اگر پاک باشد، تنفس ما پاک است؛
اگر نشاطبخش باشد، ما سرزنده و پر نشاط هستیم
و هر ویژگی که آن جهان پیدا کند ما هم آن ویژگی را پیدا میکنیم. این به معنای رسانهیی شده زندگی است».(ص536)
در زندگی روزمرهی ایرانی، فاضلی نشان میدهد، که به چه میزان وجهِ معاشرتی آن بالا است.
او معتقد است این زندگی، حول مفهومی به نام "با هم بودن" سامان یافته است.
او این باهم بودن را منطق زندگی روزمرهی ایرانی میداند و در واقع این ویژگی را پاسخ فرهنگ و انسان ایرانی برای رهایی ازملال مییابد.
🔅اما همهی این ویژگیها را که درکنار هم بگذاریم دکتر فاضلی تاکید دارد که زندگیِ روزمرهی شهری،
پرتناقض،
دلهرهآور
و انباشته از درگیریهای تلخ و ویرانگر است.
او باز تاکید دارد که چون عکاسی، تنها قطعات کوچکی از این زندگی را وارسی کرده و شرح دقیق آن نیازمند تحقیقات گستردهتری است؛
«توصیف و تحلیل فرایندهای بزرگ و فراگیر که زنانهشدن،
مصرفی شدن،
تنانه شدن،
شبکهیی شدن،
نمادین شدن،
رسانهیی شدن،
دموکراتیک شدن،
صمیمانه و یا غیررسمی شدن،
تجاری شدن،
صنعتی و فنآورانه شدن،
مجازی شدن
و شدنهای تاریخی دیگر» (ص546) را که هرکدام کتابی مجزا میطلبد را در بر گیرد. او با این نگاه به سراغ مسالهی روزمره میرود...
@MasoudQorbani7
- 👍 1







