TGViewer
Channel Public Channel
کتاب و نگاه

کتاب و نگاه

@masoudqorbani7

کتاب بخوانیم، اگر شده روزی یک سطر ...
گه گداری کتاب می‌خوانم، گزینه‌یی از آن و شاید چند خطی درباره‌ی خوانش‌هایم را در این‌جا می‌نویسم؛ البته به احساس ...
@M_QK58
Subscribers
1.21K
Photos
275
Videos
6
Links
105
Recent Posts 20 shown
Post #988 24
🔅دیدن آن‌چه هر روز می‌بینیم!

مسعود قربانی

دکتر #نعمت‌اله_فاضلی در دیباچه‌ی کتابش، #زندگی_روزمره‌ی_ایرانی این‌گونه مخاطبش را با مساله‎ی زندگی روزمره، درگیر می‌کند:
"اگر یک زندگی وجود داشته باشد، آن زندگی، همین زندگیِ روزمره است؛ که از قضا، آن‌را هم نمی‌شناسیم!"

شاید این ناآشنایی، از آشکارگی بیش از حدش باشد و یا شاید هم از اهمیت ندادنِ به آن!
ولی نویسنده‌ی ما، با مساله دیدن زندگی روزمره، می‌خواهد که از نگاه یک انسان‌شنان به واکاوی و آشنایی‌زدایی از آن بپردازد و در نهایت دعوت دوباره به دیدنش نُماید.

او می‌نویسد:
«می‌خواهم با صدای بلندتری بگویم در همین لحظاتِ "اینجا" و "اکنون" و آن‌چه در فرایند زندگیِ عادیِ مردم کوچه و بازار می‌گذرد، پویایی‌ها و مساله‌های جامعه‌ی ایرانِ امروز، شکل می‌گیرد».(ص33)

البته فاضلی بر این نکته نیز صحه می‌گذارد که نوشتارش، از صافی پنجره‌ی دیدِ او گذشته است و چه بسا روزمره، برای دیگری، جور دیگری خود را نمایان سازد زیرا
«ما باچیزهایی که با دستگاهِ شناختی‌مان جور نباشد، نمی‌توانیم به شیوه‌یی معنادار، رابطه‌یی گفتگویی برقرار کنیم».(ص522)

🔅کتاب فاضلی خودمردم نگارانه است و عمدتا از تجربه‌ی زیسته‌ی نویسنده گذشته و به قول خودش از درون به آن نگریسته است.
او می‌خواهد در خلال نوشته‌هایش پاسخی برای "چیستی ِ زندگی روزمره، چرایی پرداختن به آن و ضرورت و مساله بودنش" بیابد.
او می‌گوید «ریشه‌ی بسیاری و شاید همه‌ی تنش‌ها و تضادها و تعارضات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ما و حتا اقتصادی در همین امور بدیهی است»(ص38) 

در این راستا است که نویسنده برای خود ماموریتی نیز تعریف می‌کند:
«ماموریتم این است که مساله‌ی تغییر و پویایی زندگی روزمره‌ی ایرانیِ امروز و معاصر شهری و کلان‌شهری شده را روایت کنم و ظهور امر جدید را نشان دهم و چالش‌ها، تضادها، تعارضات و تنش‌های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی آن‌را برجسته سازم».(ص104)

🔅برجسته شدن زندگی روزمره در نگاه نویسنده، با تجدد و ورود آن به ایران، گِره خورده است.
او معتقد است ایران با ورود به دنیای تجدد، دستخوش پویایی و تغییر گسترده شده و زندگی روزمره‌اش را نیز چونان انقلابی تحت تاثیر قرار داده است.
«"انقلابی طولانی" که از سده‌ی سیزدهم آغاز شده و همچنان ادامه دارد».(ص31)

تلاش نویسنده بر آن است که نگاهی مراقبتی به زندگی روزمره داشته باشد، بدین معنا که عاملیت افراد در زندگی روزمره را، تا آن‌جا که می‌شود، ارتقا بخشد و گوشزد کند. 

در نگاه او هوشیاری هر فرد به زندگی روزمره، کیفیت سوژگی او را افزایش می‌دهد؛
و از آن‌جا که زندگیِ روزمره، مجموعه‌ی اجراهای ما است؛ که گاه خودآگاه و چه بسا بیشتر ناخودآگاه، آگاهی به آن، عرصه را برای خلاقیت بیشتر افزون می‌کند.

🔅در زندگی روزمره است که شناخت انسان و جامعه را به حقیقت در می‌یابیم؛
روزمره‌یی موقعیت‌مند،
که محلی ـــ جهانی  است
و البته در آن مولفه‌های ایرانی‌اش به وضوح قابل رویت است.

« در زندگی روزمره‌ی ایرانی می‌بینیم که تعارف، چای نوشی، نوستالژی، معنای زمان، آیین‌ها، زندگی ایرانی، شهر و دیگر موارد، ضمن تکثر، بیان‌کننده‌ی ایرانی بودن هم هستند».(ص532)

نویسنده با برجسته دیدن بُعدِ زیباشناسانه‌ی زندگی روزمره، بر رسانه‌یی شدن زندگی روزمره‌ی ایرانی تاکید دارد و می‌نویسد:

«جهانِ رسانه‌یی ــ ارتباطی امروز، جوّ و اتمسفری است که اگر آلوده باشد، تنفس فرهنگی ما آلوده می‌شود؛
اگر پاک باشد، تنفس ما پاک است؛
اگر نشاط‌بخش باشد، ما سرزنده و پر نشاط هستیم
و هر ویژگی که آن جهان پیدا کند ما هم آن ویژگی را پیدا می‌کنیم. این به معنای رسانه‌یی شده زندگی است».(ص536)

در زندگی روزمره‌ی ایرانی، فاضلی نشان می‌دهد، که به چه میزان وجهِ معاشرتی آن بالا است.
او معتقد است این زندگی، حول مفهومی به نام "با هم بودن" سامان یافته است.

او این باهم بودن را منطق زندگی روزمره‌ی ایرانی می‎‌داند و در واقع این ویژگی را پاسخ فرهنگ و انسان ایرانی برای رهایی ازملال می‌یابد.

🔅اما همه‌ی این ویژگی‌ها را که درکنار هم بگذاریم دکتر فاضلی تاکید دارد که زندگیِ روزمره‌ی شهری،
پرتناقض،
دلهره‌آور
و انباشته از درگیری‌های تلخ و ویرانگر
است.

او باز تاکید دارد که چون عکاسی، تنها قطعات کوچکی از این زندگی را وارسی کرده و شرح دقیق آن نیازمند تحقیقات گسترده‌تری است؛

«توصیف و تحلیل فرایندهای بزرگ و فراگیر که زنانه‌شدن،
مصرفی شدن،
تنانه شدن،
شبکه‌یی شدن،
نمادین شدن،
رسانه‌یی شدن،
دموکراتیک شدن،
صمیمانه و یا غیررسمی شدن،
تجاری شدن،
صنعتی و فنآورانه شدن،
مجازی شدن
و شدن‌های تاریخی دیگر»
(ص546) را که هرکدام کتابی مجزا می‌طلبد را در بر گیرد. او با این نگاه به سراغ مساله‌ی روزمره می‌رود.‌‌..

@MasoudQorbani7
  • 👍 1
Post #987 26
#پیشنهاد_مطالعه:


#زندگی_روزمره‌ی_ایرانی
نویسنده: #نعمت‌اله_فاضلی
انتشارات: #همرخ
۵۷۶ صفحه


@MasoudQorbani7
  • 👍 1
Post #985 2.41K
🔅از بی‌خانمانی تا ساختن جهان مشترک

مسعود قربانی

تلاش دکتر #محمدجواد_غلامرضاکاشی در تازه‌ترین اثرش، #سیاستی_دیگر #خلق_جهان_مشترک_ایرانی ، دعوت به تفکری دوباره است، پیرامون این برداشت از سیاست، که آن‌را تنها میدان دفاع از عقاید ایدئولوژیک می‌بیند.
 
او به دنبال پاسخ به این سوآلِ به‌ظاهر ساده، ولی به نظرم به‌شدت پیچیده و اندیشه‌سوز است که:
 
«آیا می‌توان به صورتی از زندگی سیاسی اندیشید که حرمت زندگی روزمره،  به‌مثابه‌ی بنیان‌گذار حیات سیاسی، در آن محترم شمرده شود و سایر جوانب زندگی اجتماعی، نظیر نهادها، ایده‌ها، قوانین و میراث اجتماعی و تاریخی، در موقعیتی ثانوی و تبعیت‌کننده بنشینند؟» (ص ۷)

نویسنده، ایده‌ی کتابش را تلاشی مقدماتی برای برون‌رفت از ادبیات ایدئولوژیک یا، به قول خودش، حاکمانه می‌داند؛

ادبیاتی که در آن سوآل‌هایی چون
«چه کسی باید حکومت کند؟ و چطور باید حکومت کرد؟»
در بالا می‌نشست و مردم، ماده‌یی خام و بی‌شکل فرض گرفته می‌شدند.

در فهم حاکمانه، دار و ندار حیات سیاسی عمودی است و روابط افقی میان مردم، نادیده گرفته شده و به حاشیه رانده می‌شود.
 
این فهم، با تکنیکِ استعلایی بخشیدن به کلام سیاسی،
ادبیات سیاسی را ــ اگر دینی است ــ به فرامین خدا،
اگر سکولار است به ملزومات توسعه و شکوفایی اقتصادی،
 اگر چپ مارکسیستی است به غایت‌مندی تاریخ
و اگر ناسیونالیستی است به ملزومات ناشی از تعلق به یک تاریخ و فرهنگ تقلیل می‌دهد.
 

🔅 آن‌چه در این نگاه فراموش شده، اکنونیت و موازنه‌ی نیروهای واقعی در شبکه‌ی روابط هم‌عرضیِ یک جامعه‌ی سیاسی است. (ص ۱۰)

ادامه در لینک

@MasoudQorbani7

https://tg.pe/J1U
Telegraph از بی‌خانمانی تا ساختن یک جهان مشترک Masoud Qorbani تلاش دکتر #محمدجواد_غلامرضاکاشی در تازه‌ترین اثرش، #سیاستی_دیگر #خلق_جهان_مشترک_ایرانی ، دعوت به تفکری دوباره است، پیرامون این برداشت ازسیاست، که آن‌را تنها میدان دفاع از عقاید ایدئولوژیک می‌بیند. او به دنبال پاسخ به این سوآلِ به‌ظاهر ساده،…
  • 👍 12
  • ❤ 1
Post #983 268

Forwarded from کتاب و نگاه

#پیشنهاد_مطالعه:

#سیاستی_دیگر
#خلق_جهان_مشترک_ایرانی

نویسنده:
#محمدجواد_غلامرضاکاشی

انتشارات: #اگر

۲۰۷ صفحه

@MasoudQorbani7
  • ❤ 5
Post #980 577
🔅و فردا دوباره جنگ را از سر می‌گیریم!

مسعود قربانی

 صرف نظر از محتوای کتاب، خودِ نامِ #هیچ_امیدی_در_جنگ_نیست می‌تواند گویای فراوان حرف ناگفته‌یی باشد، که دیگر حتا نیازی نیست به جزئیاتش پرداخته شود!

این نام، به تنهایی فریادِ هزارانْ هزار، گلوی از گلوله خُفته و خَفه شده است که ما را وادار می‌کند از خود بپرسیم که به واقع، در نزاعِ و درگیری چه سودی است که به آن دل بسته‌ایم!؟

جای تاکید ندارد که جنگ، لزوما آن‌چیزی نیست که اکنون روزگارمان را پُر کرده است. هر نزاعی، چه با دیگری و حتا با خود، جنگ است و باید دانست در این جنگ، برای‌مان هیچ امیدی نیست!
چه، اگر پیروزی را نهایت ببینیم؛ شکستِ دیگری، چه رضایتی می‌تواند برای‌مان بیآورد، اگر به واقع آدمی را، یکی چون خود فرض بگیریم!؟

🔅به هر روی، کتابِ #هیچ_امیدی_در_جنگ_نیست اثر #شان_آشر ، با جمع‌آوری نامه‌های در جنگ، چه از سوی سربازان گمنامِ درگیر در معرکه‌ی نزاع و چه آنان که در پشت جبهه‌ها بوده‌اند؛
از مادران، پدران، خواهران، برادران و عُشاقِ جنگجویان، تا بزرگان و معروفانِ عالم؛

می‌خواهد تاریخ را از پنجره‌یی دیگر، یعنی
نامه‌ها، نامه‌هایی که برخی، در آخرین لحظاتِ حیاتشان، در اوجِ ناامیدی و در میانِ هزاران حسرتِ از دست‌رفته‌ی زندگی نوشته‌اند، بخوانیم!

به قول مترجم کتاب، #احسان_طریقت این اثر به ما یاد می‌دهد «که جنگ فقط در میانِ نبرد رُخ نمی‌دهد؛ در دلِ آدم‌هایی هم جریان دارد که نمی‌توانند به خانه برگردند».(ص10)

مترجم از ما می‌خواهد که به گاهِ خواندن کتاب، لحظه‌یی مکث کنیم و جوهر قلمی را که خشک شده و [به جای ادامه‌ی نوشتار] جای قطره‌ی اشکی بر کاغذش، پایانِ ناامیدانه‌ی انسان درگیرِ جنگ را نشان می‌دهد را به خاطر آوریم.

طریقت می‌نویسد:
«اگر روزی جعبه‌یی از نامه‌های قدیمی پیدا کردید، پیش از آن‌که دورشان بیاندازید یا به سادگی از آن‌ها بگذرید، لحظه‌یی مکث کنید. در هر پاکت شاید سربازی خفته باشد، شاید مادری، شاید عشقی گم شده حضور داشته باشد.

این کتاب به ما یادآوری می‌کند که نامه‌ها فقط کاغذ نیستند، تکه‌هایی از جان‌اند که از دل جنگ، از دل مرگ، از دل فراموشی عبور کرده‌اند تا همچنان چیزی بگویند...
و شاید در پایان وقتی آخرین نامه را می‌بندیم، بفهمیم که همه‌ی ما، در هر زمان و هر زبان، در جستجوی یک چیز بوده‌ایم:

آرامشی عمیق و صلحی پایدار.(ص11)

#شان_آشر هم در پیش‌گفتار کتابش به نکته‌یی اشاره می‌کند که جای تامل بسیار دارد.
این اثر که با نام فرعیِ "نامه‌های ماندگار جنگ، از #مارک_تواین تا #آبراهام_لینکلن" جمع‌آوری شده و از ادوار مختلف تاریخ در آن، نامه‌های جنگ را می‌بینیم؛ گویی در همه‌اش ردّی از احساسِ مشترک را خواهیم یافت که با گذرانِ تاریخ از بین رفتنی نیست:

«زمانی که نامه‌های به جا مانده از بریتانیای رومی را می‌خوانید، شگفت‌زده می‌شوید که چقدر شرح حال زمانه‌ی ما است. احساسات تا ابد مدفون نمی‌مانند».(ص15)


🔅در میان نامه‌ها، نامه‌ی پدری را می‌بینیم که نمی‌خواهد پسرش به جنگ برود؛
چراکه در هرلحظه، به فرزندش نفرت از کشتن را آموخته است و انزجار از افرادی که کشتن را آسان و عقلانی نشان می‌دهند.

او که پسرش را صلح‌جو و غیرجنگجو می‌خواهد برای مسوولان اعزام می‌نویسد:
او نفرت نخواهد ورزید؛ او نخواهد کشت. این کار پوچ است. جنگ پوچ است»(ص19)
 
نامه‌یی شگفت‌انگیز از مادری در آستانه‌ی اعدام را می‌خوانیم که به فرزندش می‌نویسد:

«از تو می‌خواهم که خوب باشی و بس. بسیار خوب، همیشه. همه را دوست داشته باش و هیچ‌گاه نسبت به کسانی که پدر و مادرت را به مرگ محکوم کردند کینه‌یی به دل مگیر؛ هیچ‌وقت. آدم‌های خوب هرگز کینه به دل نمی‌گیرند...»(ص22)
 
صحنه‌یی محیرالعقول را در نامه‌ی افسری بریتانیایی به همسرش در جنگ جهانی اول و در شب کریسمس سال1914 می‌خوانیم.

آن‌جایی که دو طرفِ درگیر جنگ، تصمیم می‌گیرند به پاسِ این شب، اسلحه را زمین بگذارند و با هم جشن بگیرند و آواز بخوانند.

و چه شگفت وقتی دو دشمن، چهره در چهره‌ی هم می‌افکنند و این‌بار به جای خصم، تصویر دو انسان، با دردها و رنج‌ها و علایق و حسرت‌هایی شبیه هم را می‌یابند:

«... از یک آلمانی که تک خوانی کرد خواستم یکی از ترانه‌های شومان را بخواند و او "دو گرنادیر" را بسیار عالی اجرا کرد. مردان ما با لذت شنوای آواز بودند... سپس برای هم شبی خوش و کریسمسی شاد آرزو کردیم و با احترام نظامی جدا شدیم .

به سنگر برگشتیم. آلمانی‌ها "دیده‌بان راین" را خواندند. بسیار زیبا بود.
سپس مردان ما "مسیحی‌های بیدار" را خواندند و پس از شب به خیر، همه به سنگرهای خود بازگشتیم...

عجیب است که فردا شب دوباره جنگ را از سر می‌گیریم...»(
ص80)


@MasoudQorbani7
  • 👍 9
  • ❤ 5
Post #979 434
#پیشنهاد_مطالعه:

#هیچ_امیدی_در_جنگ_نیست

نامه‌های ماندگار جنگ
از مارک تواین تا آبراهام لینکلن


گردآورنده: #شان_آشر
مترجم: #احسان_طریقت

نشر #خوب
۱۲۵صفحه

@MasoudQorbani7
  • 🕊 6
  • 👍 1
Post #978 595
🔅شراب نیز در فرهنگ ایرانی، هم‌بالین خرد بود.

 به گمانِ گذشتگان‌مان «شراب، خرد را تیزتر می‌کرد و خردمند را در چاره‌اندیشی یاری می‌داد».(ص81)

این نگاه آن‌چنان در این فرهنگ ریشه داشت که در سور و ماتم و زایش و مرگ‌شان هم همراه‌شان بود و به اندازه‌ی آتش، شیفته‌اش بودند و حتا «سخت‌گیری‌های اسلام نیز، در باب ناروایی شراب‌خواری، نتوانست ایران را از باور خویش در این‌باره بگرداند».(ص82)
 
 
هسته‌ی یگانه‌ی آتش و شراب در جنگ با اهریمن، که یکی پلیدی‌های بیرون را می‌سوزاند و آن‌دیگری دشمن اهریمنِ درون بود؛ «خردمند را یاری می‌داد تا بنیاد غم براندازد و نیرومندتر و پالوده‌تر به نآوردگاهِ جهان پای نهد...»(ص87)
 
حالا با برافروخته شدن شعله‌ی عشق، و به پشتوانه‌ی یک فرهنگ، «آتش و شراب، ناگزیر، همدمان همیشگیِ عشق بودند. آتش، تن را گرما و زندگی می‌داد و شراب، جان را شعله‌ور می‌کرد و عشق، جان و تن را...»(ص88)
 
«شراب و آتش و عشق، بعدها به گونه‌ی تثلیثی مقدس، در ادب عرفانی راه یافتند و مهم‌ترین نمادهای معرفت شدند و البته، در نزد عارفان ایرانی، اصالت با عشق بود و شراب و آتش هر دو زاییده‌ی عشق...»(ص89)


برگرفته از نوشتار
قدمی چند با وسوسه‌ی عاشقی
از دکتر محمد دهقانی


@MasoudQorbani7
Telegram کتاب و نگاه 🔅قدمی چند با وسوسه‌ی عاشقی! مسعود قربانی کتاب #وسوسۀ_عاشقی حدیث تامل‌برانگیری است از تاریخِ تحولِ اندیشه و فرهنگ در این مُلک. تغییری که طی دویست سال، محوریتِ عقل و خرد و کنکاش‌گری را، بر مدارِعشق و شیفتگی گرداند و به قول دکتر #محمد_دهقانی ، فرهنگِ اراده…
  • ❤ 16
Post #976 854
ذهن، حضور و رهایی
خوانشی از کتاب نیروی حال اثر اکهارت تُله

مسعود قربانی


🔅معمولا موضع‌گیری‌ها در مواجهه‌ی با کتاب‌هایی چون #نیروی_حال یا در نفی کامل و یا در تایید بی‌چون و چرای آن‌، در رفت و آمد است! آن‌چنان‌که #اکهارت_تله خود در پیش‌گفتار کتابش به این مساله اشاره دارد:

می‌شنوم که خیلی‌ها بعد از چند صفحه خواندن کتاب مایوس شده و کنارش می‌گذارند و حتا مجله‌یی چون تایم آن‌را "مشتی چرندیات" می‌خواند!
 
اما تله ریشه‌ی  این نوع برخوردها را در "نفهمیدن پیام کتاب" و رویکردی که فرد در نوعِ خوانش کتابش بر می‌گزیند، می‌بیند:

«هرکسی هنوز خویش را با صدای ذهنش، یعنی جریانِ تفکرِ مداوم و غیر ارادی، به طور کامل یکی می‌داند، بی‌تردید پیام کتاب "نیروی حال" را دریافت نخواهد کرد».(ص21)
 
ولی از آن‌سو، او از هزاران نامه‌ و پیامی که از سراسر دنیا برایش فرستاده شده؛ از مردمان عادی گرفته تا راهبان بودایی، راهبه‌های مسیحی، زندانیان منتظر اعدام و بیماران لاعلاج و... نیز می‌گوید که مضمونشان، تحولی بنیادین و شگرف، بعد از خواندنِ نیروی حال، در زندگی ایشان بوده است.
 
شاید همین دوگانگی شدید در واکنش‌ها، یکی از نشانه‌های تاثیرگذاریِ این کتاب باشد؛ کتابی که کمتر خواننده‌یی را در موضعی خنثا باقی می‌گذارد.
 
به هر روی، کم‌ترین کار در مواجهه‌ی با این نوع بازخوردها، مورد اعتنا قرار دادن و خواندن دقیق این کتاب تاثیرگذار و پرفروش است، که تقریبا به تمامی زبان‌های زنده‌ی دنیا ترجمه شده.
 
🔅اکهارت تله با تاکید بر عدم علاقه‌اش در برگشت به گذشته، وقتی از منشا و چگونگی شکل‌گیری کتاب می‌گوید، از روزهای استیصال و سردرگمی و میل به خودکشی‌اش یاد می‌کند که چگونه نیمه‌شبی در بیست و نه سالگی با حسی وحشت‌ناک از خواب می‌پرد.
 
"دیگر نمی‌توانم با خودم زندگی کنم!"
 
این همان جمله‌یی بود که چون زنگی در مغزش می‌لولید و چون خوره به جانش افتاد. همان‌جا بود که از خود پرسید: "من یکی هستم، یا دوتا؟"
 
به نظر می‌رسد تمام دستگاه فکری تُله، از دل همین پرسش ساده، اما بنیادین بیرون می‌آید: اگر من با خودم زندگی نمی‌کنم، پس آن "من" و آن "خود" چه نسبتی با یکدیگر دارند؟
 
تحول در تله از همین نقطه آغاز می‌شود. از همین آشنایی با خود واقعی، که اکنون در قامت تماشاگرِش، بر او، خود را می‌نمایاند.

تر و تازه، این‌گونه دوباره زاده می‌شود و تلاش می‌کند آن حالِ شگرفِ بعد از واقعه را دوباره بازیابد. آن‌جایی که به قول خودش بی‌زمانی و بی‌مرگی را به صورت خلأ، احساس کرده و حالا می‌خواست بدان "آگاه" باشد.
 
🔅نیروی حال محصول و عصاره‌ی ده سال تلاش معنوی نویسنده‌ی آن است که در قالب پرسش و پاسخ، از همایش‌ها و جمع‌های علاقمند به آن فضایی که تُله ترسیم می‌کند، بیرون آمده. تلاشی برای آزادی آدمی از اسارت ذهن و ورود به ساحت آگاهی، و شاید بتوان گفت باقی کتاب، شرح و بسط همین تمایزِ آگاهی و ذهن باشد.
 
تله می‌گوید: «بارها و بارها کوششم بر این بوده است که شما را همراه خود به درون آن حالت بی‌زمانیِ ناشی از حضورِ آگاهانه‌ی عمیق در "لحظه‌ی حال" ببرم تا مزه‌ی روشن‌بینی را به شما بچشانم».(ص28)
 
او که آموزه‌هایش را «تکرار امروزینی از تعالیم بی‌زمانِ معنوی، که جوهر تمامی ادیان است»،(ص30) فرض می‌گیرد؛ از خواننده‌ی کتاب می‌خواهد که تنها با ذهنش آن‌را نخواند، بلکه «مراقب هر "احساس ــ واکنش» و حس شناختی که از ژرفای درونِ»(ص29) فرد، سرریز می‌شود نیز باشد.
 
تله می‌خواهد که به درونِ خود بنگریم. همآن‌جا که مامن و جایگاه واقعی آدمی است. محلِ «کشفِ سرشتِ راستینتان، فراسوی نام و شکلِ ظاهر»(ص32) راهش چیست؟ "بودن" را بیابیم!
 
🔅بودن از جمله مفاهیم کلیدی است که در نگاه تُله با آن می‌شود آرامش حقیقی را به فراچنگ درآورد. بودن، در قامت کلمات نمی‌گنجد. باید که به تمامه فهمش کرد! ولی اگر محدودیت خویش در انتخاب واژگان و ناچاری خود در استفاده‌ی از آن‌ها را در نظر داشته باشیم، آن‌گاه شاید با این تعاریف به بودن نزدیک شویم:
 
«بودن یعنی آن هستیِ یگانه‌ی همیشه‌ی حاضر و ابدی، فراسوی هزاران شکل از حیات، که تابع تولد و مرگ هستند. با این حال بودن نه تنها فراسوی هرچیز، که در ژرفنای آن، به عنوان درونی‌ترین نادیدنی و جوهر لایزال آن‌چیز[هم هست]».(ص33)«واژه‌ی بودن مانندِ واژه‌ی پروردگار توصیف کننده‌ی چیزی نیست...»(ص34)

@MasoudQorbani7
ادامه در لینک

 https://tg.pe/eQr
Telegraph ذهن، حضور و رهایی! خوانشی از کتاب نیروی حال اثر آکهارت تُله معمولا موضع‌گیری‌ها در مواجهه‌ی با کتاب‌هایی چون #نیروی_حال یا در نفی کامل و یا در تایید بی‌چون و چرای آن‌، در رفت و آمد است! آن‌چنان‌که #اکهارت_تله خود در پیش‌گفتار کتابش به این مساله اشاره دارد: می‌شنوم که خیلی‌ها…
  • 👍 14
  • ❤ 2
  • 🕊 1
Post #975 591
#پیشنهاد_مطالعه:


#نیروی_حال
رهنمونی برای روشن‌بینی معنوی
نویسنده: #اکهارت_تله
مترجم: #هنگامه_آذرمی

انتشارات: #کلک_آزادگان
۲۷۲ صفحه


@MasoudQorbani7
  • 👍 8
  • ❤ 1
Post #974 542

Forwarded from کتاب و نگاه

🔅ضرورتِ دمیدن در صلح!

مسعود قربانی

در زمانه‌یی که از زمین و زمان فریاد جنگ و خون و انتقام می‌آید و شعارِ بزنی، می‌زنم! همه‌جا فراگیر شده است؛ دردمندی به نام #نعمت_اله_فاضلی همه‌ی همَّش را بر صلح گذاشته و با قبول و خرید هر خرده‌یی که بر او بَرَند!  خود و بیست اندیشمند دیگر را حول مفهوم #صلح_ایرانی گرد آورده، تا این مهم را از ویترین شیک و زیبا و دهانْ پُرکنش بیرون کشد و در عرصه‌ی واقعیت و جامعه، خاصه ایران، ببیند و کارکردش را بسنجد.


البته که فاضلی عقیده بر صلح دارد و به مثابه‌ی امید بدان می‌نگرد و در همان حین، یکی از جدی‌ترین الزاماتِ حالِ حاضرِ ایرانِ امروز را پرداخت به صلح می‌داند و در آن هیچ شک نمی‌ورزد؛ ولی او می‌خواهد به صلح، اندیش‌ورزانه و از پنجره‌های گوناگون نیز نگریسته شود؛
از این‌رو از متخصصان هر حوزه می‌خواهد، روایتِ صلحِ خود را از دریچه‌ی سیاست هم بتابانند و دری به نام صلح فرهنگی هم بگشایند و صلح اجتماعی را روزنی بیایند و در انتها صلح از منظر اقتصاد را نیز بکاوند.


🔅نعمت‌الله فاضلی خود در دیباچه‌ی کتاب که عنوان صلح به مثابه‌ی امید گرفته، با تاکید بر واهی نبودن صلح، بر ایستادگی درآن و از ضرورتش می‌گوید و آن‌را امیدی راستین و اتوپیای واقعی می‌خواند.

او صلح‌اندیشی را نیازی برای همه می‌بیند و البته خود اذعان دارد که متقاعد کردن خیلِ مردم به آن دشوار است:

آن‌جایی که جهان چنان در اذهان به تباهی نشسته و دیگر کاری از کسی بر نمی‌آید؛ صلح اندیشی چه حاصل؟

یا اویی که صلح و صلح‌اندیشی را نقابی ایدئولوژیک می‌بیند و فریبی در دست سیاستمداران و لفظی دهان‌پر کن برای تبلیغاتشان... دیگرْ برای او، پرداخت به آن یعنی چه؟

یا آن زیست‌شناس و عصب‌شناسی که اثبات می‌کنند، آدمی به سرشتْ شرور و خشونت‌ورز است، دیگر تقلای صلح برای اینان، به چه معنااست؟

در کنار این همه انکار، ایران با وخامت اوضاعش، کار را برای اغنای مردمانش به صلح بسیار دشوار کرده است:

«در فضایی که جامعه‌ی ما با چالش‌های ساختاری بزرگ زیست‌محیطی، تبعیض، فقرِ فراگیر، فساد، خشونت و محدودیت‌های گوناگون سیاسی و اجتماعی درگیر است، بسیاری راه برون‌شد از وضعیت را نه در صلح و نه در اندیشه‌ورزی، بل در عمل و اقدام متهورانه جستجو می‌کنند...»(ص16) حالا فاضلی دم از صلح و آن هم ایرانی‌اش می‌زند! 

او در همان شروع می‌گوید که در این مباحث دنبال دفتری شاعرانه و ادیبانه در ستایش صلح نباشیم!

کتاب دانشگاهی مرسوم با نظریات و نقد تئوری‌های علمی هم اینجا به آن صورت قابل یافت نیست؛ و در پی اثبات تاریخیْ، صلح‌طلبانه از ایران و ایرانی هم نمی‌باشد...

این کتاب در پیِ «اندیشه‌هایی درباره‌ی چیستی، چرایی و چالش‌ها و چگونگی تحقق و ارتقای صلح در ایران است».(ص20) و جمعی از اندیشمندان و محققان، ایده‌هایشان را برای گسترش صلح و کاهش خشونت در ایران قلمی کرده‌اند. ایشان می‌خواهند:

افق فکری جامعه‌ی ایران را به صلح حساس‌تر کنند...

«صلح ایرانی، چشم‌انداز و افقی فکری است که می‌کوشد از سویی جامعه‌ی ایرانی را از منظر ناصلح مساله‌مند سازد و افقی بگشاید، که تنش‌ها، تعارض‌ها و تضادهای خشونت‌زا را رویت‌پذیر سازد و از سویی دیگر راهبردهایی برای مواجهه‌ی فعال و خلاقانه و سازنده برای تحقق صلح در ایران ارائه دهد».(ص21)

🔅نویسنده‌ی دیباچه، چنان به صلح ایمان دارد که لازم می‌داند همه‌ی رشته‌های دانش درگیرِ صلح و اندیشه‌ورزی در خصوص آن شوند؛ او مشکل را نشنیدن صدای صلح ، خاصه از سوی کسانی که نقش تعیین‌کننده در جامعه دارند، می‌داند.

او می‌گوید برخی صلح را با انفعال اشتباه گرفته‌اند و این خود یکی از موانع همه‌گیر شدن و نشنیدن و بی‌ثمر ماندن فعالیت صلح‌طلبان است.
از دیدِ او راهی که برای شکستن این نوعِ نگاه است؛ ترسیم تصویر آینده‌یی همراه با صلح است. فاضلی از زبان لیکاف و جانسون، در مقابله با گزاره‌ی "بحث، جنگ است" می‌نویسد:

«تلاش کنید فرهنگی را تجسم نمایید که در آن بحث، پیوندی با جنگ ندارد؛ جایی که کسی برنده یا بازنده نیست؛ جایی که حمله کردن یا دفاع کردن، تصرف کردن یا از دست‌دادن، مفهومی ندارد. فرهنگی را تصور کنید که به بحث به‌مانند یک رقص می‌نگرد، شرکت‌کنندگان رقصنده‌اند و هدف از بحث کردن، رقصیدنی موزون است که از نظر زیبایی‌شناختی خوشایند باشد. در چنین فرهنگی نگرش [و تجربه‌ی] مردم نسبت به بحث‌ها متفاوت است...»(ص28) 

نعمت‌الله فاضلی ناظر به دیدگاه‌های نویسندگان کتاب از صلح به مثابه‌ی فرهنگ می‌گوید و معتقد است...

ادامه در لینک زیر

https://tinyurl.com/29v82r6y


@MasoudQorbani7
Telegraph ضرورت دمیدن در صلح مسعود قربانی در زمانه‌یی که از زمین و زمان فریاد جنگ و خون و انتقام می‌آید و شعارِ بزنی، می‌زنم! همه‌جا فراگیر شده است؛ دردمندی به نام #نعمت_الله_فاضلی همه‌ی همَّش را بر صلح گذاشته و با قبول و خرید هر خرده‌یی که بر او بَرَند! خود و بیست اندیشمند دیگر را حول…
  • ❤ 10
  • 👍 6
  • 👎 1
Post #973 401

Forwarded from کتاب و نگاه

#پیشنهاد_مطالعه:


#صلح_ایرانی
در جستجوی مسیرهای صلح در ایرانٍ امروز

به کوشش: #نعمت‌اله_فاضلی
انتشارات: #همرخ
۵۲۵ صفحه


@MasoudQorbani7
  • ❤ 11
Post #972 685
🔅میر دروغین؛


#محمد_دهقانی با الهام از شعر
"آن میر دروغین بین..."
که در آن مولوی با هجوی طنازانه، در واقع چهره‌یی تمسخرآمیز از سران و امیران مستبد، ترسیم می‌کند؛
شخصیت مسعود غزنوی را مصداق "آن میر دروغین" می‌یابد و معتقد است با همه‌ی تمجیدی که بیهقی از مسعود کرده، تاریخ بیهقی ستایش‌نامه‌ی او نیست بلکه بعد از خواندن کتاب، به تصویری هجوآمیز از همان میرِ دروغینِ مولانا خواهیم رسید!
 
نویسنده با شرح فشرده‌یی از اقدامات نابخردانه‌ی مسعود، تلاش دارد چهره‌ی ناموزن این پادشاه را روشن‌تر نمایان سازد:

از انتخاب اشتباه وزرایی چون بوسهل زوزنی که اعدام حسنک را در پی‌داشت و نیز هولناک‌ترین اشتباه او در حمله‌ی پرهزینه و بی‌ثمر به گرگان و مازندران و خطای بزرگش در لشکرکشی به هند به بهانه‌ی جهاد با بت‌پرستان...
همه نُمایشی است از چهره‌ی این میر دروغین! که این همه معلوم می‌کنند

«در پس شخصیت به ظاهر شجاع و ستیزه‌جوی مسعود، ترس و بدگمانی شدیدی نهفته بود».(ص96)
 
دهقانی یادآور می‌شود که مسعود نیز چون همه‌ی حاکمان
«چشم به دهان کسانی دوخته بود که از او ستایش‌های مبالغه‌آمیز می‌کردند و همراه با این ستایش‌ها، اغراض خود را هم، که به آرزوها و جاه‌طلبی‌های شاهِ جوان همخوانی داشت، پیش می‌بردند».(ص96)
 
در خوی استبدادی مسعود همین بس که بیهقی بیش از ده بار از خودرایی و خودسری‌اش که منجر به نتایج نسنجیده گردید، یاد می‌کند و این خصلت را تا بدان‌جا فاجعه‌بار می‌یابد که حتا دیگر او تاب شنیدن اندرزی شاعرانه را هم نداشت!
 
میردروغین، ترسویی بود که زدن و کشتن ضعیفان و بی‌خطران را هنری بزرگ می‌پنداشت و در همان‌حال، با جنونِ خودبزرگ‌بینی‌اش، نهیب می‌زد که «وحشت ما بزرگ است!»(ص102)
و جالب‌تر آن‌که باز چونان همه‌ی حاکمان این دیار، شجاعتِ اخلاقی قبول مسوولیتِ کارهایش را نداشت.

«در جریان اعدام حسنک، صحنه را خالی گذارد و قصد "نشاطِ سه روزه کرد"».(ص103)
 
 اما ماحصل این همه هیاهو و آتش، به گفته‌ی نویسنده «چیزی جز خرابه و خاکستر نبود».(ص109)


🔅قسمتی از نوشتار
قدم زدن در کوچه‌های تاریخ
با بیهقی و دهقانی



@MasoudQorbani7
  • 👍 14
  • ❤ 4
Post #971 7.86K
🔅قدم‌زدن در کوچه‌های تاریخ
با بیهقی و دهقانی!
 
مسعود قربانی
 
از نگاه دکتر #محمد_دهقانی پیشی‌گرفتن فرهنگ منظوم  بر فرهنگ منثور، از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری ساخت و پیکره‌ی اندیشگی اکنون این دیار است، که در آن عقل و استدلال حاشیه‌یی بر شاعرانگی و تخیّل شده است!
او معتقد است اگر آثاری چون #تاریخ_بیهقی اینقدر مهجور و تنها نمی‌ماند و کار بزرگِ خالقِ این تاریخ شگرف، از سوی نویسندگان دیگر پیْ گرفته می‌شد؛ شاید شاهد سیمای دیگری از فرهنگ ایران می‌بودیم که در آن، با پایی در زمینِ واقعیت، به درک عمیق‌تری از جهانِ واقع می‌رسیدیم.
 
دهقانی بر همین اساس است که سوای مقصودی که در تحلیل و بررسی موشکافانه‌ی تاریخ بیهقی از منظرهای مختلف داشته؛
تجلیل از او، به عنوان اندیشمندی که در تقویت فرهنگ منثور در هزار و اندی سالِ پیش، یک‌تنه ایستاده و کوشیده است را یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های نگارش کتابش، #حدیث_خداوندی_و_بندگی می‌داند.
 
کتابی که در مقدمه‌یی پُر و پیمان، نخست جوانب مهم کار بیهقی به لحاظ ادبی، اجتماعی و روان‌شناختی را مورد بررسی قرار داده و بعد با معرفی اصلی‌ترین بازیگران آن تاریخ، سعی در آشنا کردن خوانندگان با این شاهکار ادبی را دارد.
 
🔅خواست دهقانی ورودِ آگاهانه‌ی علاقمندان، از دریچه‌ی این کتاب به متن اصلی است؛ چراکه معتقد است، همچنان آن روحیات و خلقیات و رفتارها در امروزه نیز قابل رصد است و «بیهقی شاید راوی صادقی برای خلق‌وخو و رفتار سیاسی و اجتماعی ما امروزیان هم باشد».(ص5)
 
 
مقدمه با زندگی‌نامه‌ی بیهقی و تاسف نویسنده از اطلاعات اندک و پر از ابهامی که ما از الشیخ ابوالفضل محمد بن الحسین الکاتب البیهقی داریم آغاز می‌شود. این‌که حارث‌آباد _ دهی در نزدیکی سبزوار _ زادگاهش بوده و کارش را با دبیری بارگاه سلطان محمود غزنوی آغاز و...

ادامه در لینک


 https://tg.pe/6jr

@MasoudQorbani7
 
Telegraph قدم زدن در کوچه‌های تاریخ با بیهقی و دهقانی! از نگاه دکتر #محمد_دهقانی پیشی‌گرفتن فرهنگ منظوم بر فرهنگ منثور، از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری ساخت و پیکره‌ی اندیشگی اکنون این دیار است، که در آن عقل و استدلال حاشیه‌یی بر شاعرانگی و تخیّل شده است! او معتقد است اگر آثاری چون #تاریخ_بیهقی اینقدر مهجور و تنها…
  • ❤ 13
Post #970 654
#پیشنهاد_مطالعه:

#حدیث_خداوندی_و_بندگی
تحلیل تاریخ بیهقی
نویسنده #محمد_دهقانی
نشر #نی

۴۹۶ صفحه

@MasoudQorbani7
  • ❤ 12
Post #969 964
🔅هنر ظریف بی‌خیالی!

مسعود قربانی

نگریستن به زندگی همچون یک اثر هنری، که درآن کامیابی و شادکامی الزام و ضروری نیست؛ بلکه زیستنی که ارزشش را داشته باشد، مسیر آن است؛ هدف مجموعه‌ی "خوب زیستن" انتشارات #کرگدن است.
جایی که معتقد است «بهترین تمرینِ خوب مردن، خوب زیستن است."
زیستنی که نظام آموزشی ما، چه در خانواده و چه درمدرسه، به آن اعتنایی ندارد و به ما نمی‌آموزد که چگونه می‌شود زندگی راعمیق‌تر دید و در راهِ خلقِ خویشتن، یافتش!
 
#هنر_ظریف_بی‌خیالی کتابی است ازاین مجموعه، که درآن نویسنده‌اش #مارک_منسون ، رویه‌یی برای زیست پیشنهاد می‌دهد که درآن، بی‌خیالی! را هنری به سوی خوب زیستن تصور می‌کند.

از دید او بی‌خیالی هنری است که باید آن‌را آموخت و دانست که درکجاها از آن استفاده نمود و به کار بست.
باید دانست که چه چیزهایی اساسا در زندگی مهم‌اند و ارزشمند، و بعد از شناخت آن هنرِ ظریف، چگونه می‌شود به ترسناک‌ترین و سخت‌ترین چالش‌های زندگی زُل زد واقدام کرد!

🔅او می‌خواهد به کتابش «به چشمِ راهنمایِ "چگونه رنج بکشیم" یا "چگونه بهتر رنج بکشیم"»(ص21) نیز نگاه کنیم. این‌که چگونه رنج بردنمان همراه با معنا و شفقت و تواضع بیشتری باشد.

منسون اضافه می‌کند: «این کتاب به شما یاد نمی‌دهد چگونه به دست بیآورید یا برنده شوید، بلکه یاد می‌دهد چگونه ببازید و رها کنید. به شما یاد می‌دهد کوله‌پشتی زندگی‌تان را بردارید وجز چند چیز مهم، بقیه را بیرون بریزید».(ص21)
 
🔅شادکامی دراین نگاه خود به یک مشکل تبدیل می‌شود! البته مشکلی اجتناب ناپذیر. چراکه شادکامی از حلِ مشکلات به دست می‌آید و راه‌حلِ مشکلات امروز، سنگِ بنای مشکلات فردا را می‌گذارد.

«راز موفقیت در حل کردن  مشکلات است، نه دراین‌که از اول هیچ مشکلی نداشته باشید».(ص30) پس باید این اصل را فراموش نکرد که مشکلات برگشت‌پذیر و اجتناب‌ناپذیرند.

ازدواج بادعواهای بعدش معنا می‌یابد! خانه‌ی مورد علاقه، تعمیرات می‌خواهد. شغل خوب، استرس‌زا هم هست و دریک جمله
«هر چیزی که حال‌مان راخوب می‌کند، ناگزیر، حال‌مان را بد هم خواهد کرد».(ص35)
 
🔅تو خاص نیستی!
درنگاه نویسنده ممکن است این موضوع به زبان من و تو بیاید، ولی در عمل همگی به نوعی خود را تافته‌ی جدا بافته‌یی در هستی می‌‌بینیم!
ما خیلِ متوسطانی هستیم که جهان را پر کرده‌ایم! ما خاص نیستیم!

از نگاه نویسنده حال که دربازی رسانه، متوسط بودن معیاری برای شکست شده است تو باید برای سلامت روانت هم شده، رژیم بی‌مزه‌ی حقایقِ رُک و پوست‌کنده‌ی زندگی رااجرا کنی:

«حقایقی مثل این‌که "اعمال‌تان در نگاه کلی، تاثیر خیلی زیادی در جهان ندارد" یا"بخش عمده‌ی زندگی‌تان کسل کننده و بی‌ارزش است، وایرادی هم ندارد".
 
🔅مارک منسون در ادامه، به ارزش‌های نامتعارفی درزندگی می‌پردازد که جملگی از قانون نتیجه‌ی عکس پیروی می‌کنند؛ یعنی منفی‌اند و «همه‌شان مستلزم رویارویی با مشکلات عمیق هستند...».(ص87)
 
مسوولیت‌پذیری یکی ازاین ارزش‌ها است. ما مسوول زندگی‌مان هستیم؛ به ویژه شکست‌هایش!

نویسنده با تمیز بین  دومفهوم تقصیر و مسوولیت، که اولی متعلق به گذشته و تصمیماتش و دومی، نتیجه‌ی انتخاب‌هایی است که درحال حاضر در پیش می‌گیریم؛ از ما می‌خواهد که مسوولیت مشکلات‌مان را به عهده بگیریم. چراکه در این لحظه است که بهبودی حاصل می‌شود.
درست است که ما این زندگی را انتخاب نکرده‌ایم، اما چگونگی دست و پنجه نرم کردن با آن، به انتخاب‌های ما بر می‌گردد.
 
از دید نویسنده روند زندگی از غلط به سوی درست نیست! وقتی چیزی یاد می‌گیریم ازغلط، به کمی غلط حرکت کرده‌ایم. چراکه «باورهای ما مثل موم نرم و شکل‌پذیرند و خاطرات‌مان به شدت غیرقابل اعتماد».(ص126)
ابزار مواجهه با مغزی که ملغمه‌یی از بی‌دقتی‌ها است، تردید است.

وقتی مابدترین نُظاره‌گر خویشیم  و آخرین نفری هستیم که افعالِ بدمان رامی‌بینیم، «به جای تلاش برای رسیدن به یقین و قطعیت، بایددائما در جستجوی تردید باشیم».(ص117)

او می‌گوید برخی آدم‌ها آن‌قدر روی اشتباه نکردن درزندگی وسواس دارند که در نهایت هیچ‌وقت زندگی نمی‌کنند.
 
منسون باتاکید چندباره براین مهم که راه پیشرفت از شکست می‌گذرد، بریک اصل پافشاری می‌کند: کاری بکن!
او می‌گوید: «عمل کردن، صرفا نتیجه‌ی انگیزش نیست، بلکه علت آن نیز است».(ص158)
اما  دراین میان به نکته‌یی هم نگاه ویژه دارد،"نه گفتن"
او درباره‌ی توانایی متعهد بودن به خویش توضیح می‌دهدو به خود اشاره دارد که
«انتخاب کردم به همه چیز به جز بهترین آدم‌ها و تجربه‌ها و ارزش‌های زندگی‌ام جواب رد بدهم».(ص186)
 
و اما توجه به فناپذیری‌مان واپسین ارزشی است که نویسنده بدان توجه دارد.
مرگی که به آدمی کمک می‌کند ارزش‌ها را درجای درست زندگی قرار دهد.
دراین دید، مرگ است که «تمام ارزش‌های مزخرف، شکننده وسطحی را در زندگی محو می‌کند...»(ص204)
@MasoudQorbani7
  • ❤ 17
  • 👍 2
Post #966 793
#پیشنهاد_مطالعه:

#هنر_ظریف_بی‌خیالی

نویسنده: #مارک_منسون
ترجمه: #رشید_جعفرپور
ویراسته: #بابک_عباسی

انتشارات: #کرگدن
۲۱۲ صفحه

@MasoudQorbani7
  • ❤ 7
Post #965 927
🔅ایرانشهری، پیامبری ایرانی!

مسعود قربانی

پیمودن راهی که در آن تنها چند چراغِ کم‌سو، چشمک می‌زند، آسان نیست. آن‌هم چراغ‌هایی که روشنای آن نه از خود، که نور را از جایی دیگر بر آن می‌تابانند!

#ابوالعباس_ایرانشهری آن چراغِ کم‌نوری است که تقریبا هیچ‌چیز ازاو نمی‌دانیم، جز چند صفحه‌یی، که آن‌هم نه نوشتاری ازخودِ او، که درباره‌اش و در نقدِ دیدگاه‌هایش.

نقل‌قول‌هایی که ناصر خسرو و ابوریحان بیرونی از ابوالعباس ایرانشهری آورده‌اند، مبنای پژوهش ارزشمند #عبدالرضا_ناصر_مقدسی درباره‌ی این نخستین فیلسوف و منجم و ریاضی‌دان ایرانی بعد از حمله‌ی اعراب، که دین جدیدی هم آورده، شده است.

نویسنده با بررسی این متون کهن ودر کنارش انگشت‌شمار نوشته‌هایی که اساتیدی چون #مجتبا_مینوی، «به عنوان اولین کسی که به شکل ساختارمند به معرفی ابوالعباس ایرانشهری پرداخته»(ص26) #مهدی_محقق، داریوش کارگر، #نصراله_پورجوادی واز همه کاراتر، کسی که دربازسازی وجه فلسفی ایرانشهری پژوهیده، #حمید_حمید،
سعی داشته فهم خود از پنداشت‌های این نابغه‌ی ایرانی و مفهوم سترگ هستی در دستگاهِ اندیشگری اورا در کتابش صورت‌بندی نماید.

🔅مقدسی که با همین اندک داده از ایرانشهری، حیرت‌زده‌ی تفکر او است، می‌نویسد:
«هرچه جلوتر رفتم، ایرانشهری برای من همان استادی شد که سال‌ها درپی‌اش بودم. کسی که نقبی ازعالم انسانی به عالم وجود زده وتوانسته از هستی درکی متفاوت به دست آورد.
من هم دراین جست وجو جرعه‌یی از اقیانوس تفکر اورا نوشیدم.
هستی دیگر امری دست نیآفتنی نبود. می‌شد به عنوان انسان تجربه‌یی ازهستی داشت؛ تجربه‌یی که جان و روان انسان رامتاثر از خود نماید؛ درس مهمی که ایرانشهری به من آموخت».(ص2)

🔅در این پژوهش معلوم می‌شود:

تولد ایرانشهری درنیشابور، پیش‌زمینه‌یی بوده برای اندیشه‌های بعدیش که ویژگی‌های فکری وسیاسی خراسان و شرق ایران مبنای آن‌ها است.

او با فلسفه‌ی یونان، به ویژه فلسفه‌ی ارسطویی آشنایی درستی داشته و بر زبان عربی و در پی‌اش قرآن ومعارف اسلامی چیره بوده است.

ایرانشهری آشنایی عمیق باادیان پیش از اسلام به خصوص مانویت و زرتشتی داشته ونیز از علم هیات وریاضی آگاه بوده است.

از جنبه‌ی اعتقادی، اوبه هیچ دینی باور نداشته وتاکید براین اصل دارد که حقیقت همه ادیان یکی است
.

باارزش‌ترین تلاش او درارایه‌ی نظریه‌یی فلسفی است که بر قدیم بودن زمان، مکان، ماده وخداوند پافشاری دارد و سعی می‌کند ارتباط این چهار مقوله را با هم نشان دهد.
دراین میان، حفظ جایگاه خداوند به عنوان صانع و وابستگی آن سه دیگربه خدامورد تاکیدش است.

اما دین ابوالعباس ایرانشهری در نگاه نویسنده واجد حداقل سه ویژگی است:

1. دینی برای ایرانیان بوده،
2. به او وحی می‌شده و
3. نام مجموعه‌ی این وحی هستی بوده که می‌توانسته نام دین یا کتابش هم بوده باشد.

🔅نویسنده براین احتمال نیز اصرار می‌ورزد که کیهان‌شناسی ایرانشهری، همان کیهان‌شناسی فلسفی‌اش راتشکیل می‌داده و این‌گونه «با انتزاع مفاهیم اصلی از اسطوره‌ها سعی دریکی کردن ادیان، فارغ از تفاوت‌های ظاهری آن‌ها می‎‌نماید».(ص46)

«هستی درنظر ایرانشهری به معنای وجود بوده واو وجود را در ساختار همان چهار جوهر قدیم تبیین می‌کرده است».(ص46)

🔅نویسنده دربخش دوم کتابش به دنبال ارایه‌ی چگونگی شکل‌گیری آیین ایرانشهری است وبا بازسازی اندیشه‌ی اوبا استفاده از منابعی چون بندهش سعی داردبه منظومه‌ی فکری‌اش نزدیک شود.

او با تاکید بردور بودن اندیشه‌ی ایرانشهری به نگاهِ زُوروانی، براین گمان است که «بندهش، یکی از مأخذهای مهم او برای کیهان‌شناسی فلسفی‌اش بوده است».(ص62)

مقدسی تلاش ایرانشهری برای اصلاح وتقلیل سیستم اسطوره‌یی به عناصری محدود را، حرکتی درجهت خودبسنده نمودن ورفع تناقضاتی که این دید دارد می‌بیند واین‌چنین«بسیاری از ایرادات منطقی اسطوره‌ی آفرینش را مرتفع کرده است.
دراین مرتفع کردن دیگر نامی از اهریمن نیست وآن نظام ثنویِ ازلی که غیرقابل توضیح است ازکیهان‌شناسی فلسفی او حذف می‌شود.
درعین حال، او خداوند را همیشه صانع فرض می‌کند ودر عین صنعِ همیشگی عناصر هیولی، زمان و مکان را نیز قدیم دانسته وچه بسا برای توضیح منطقی چگونگی آن‌ها[...]آن‌ها راصفت‌ها یا تجلی خداوند فرض می‌نماید؛
اماصفتی که به نظر می‌رسد خداوند برای همان صانع بودن به آن‌ها نیازمند است؛ همانند هرمزدی که به آفریدگان خود نیاز دارد».(ص79)

درنگاه نویسنده، ایرانشهری درست است تجربه‌ی اسطوره‌یی را به کیهانشانی فلسفی تقلیل داد ولی چون دغدغه‌ی درک هستی را داشت در آن معنایی الوهی یافت؛
پس معنایی بدان افزود. این‌چنین «درکی اسطوره‌یی و مذهبی از آن اتفاق افتاد و در این درک جدید، هستی به او وحی نمود و او پیامبر هستی شد؛
پیامبری که به قول
مؤلف بیان‌الادیان جان خود را بر این جست‌وجوی هستی شناختی خود گذاشت...»(ص83)

@MasoudQorbani7
  • ❤ 17
Post #964 761
#پیشنهاد_مطالعه:


#ابوالعباس_ایرانشهری
پیام آوری از هستی


نگاهی به اندیشه‌های پیامبری ایرانی
بر اساس اسطوره شناسی عصبی - تکاملی


نویسنده: #عبدالرضا_ناصر_مقدسی

انتشارات: لوگوس

۸۵ صفحه



@MasoudQorbani7
  • ❤ 4
  • 🕊 2
Post #963 713

Forwarded from نور سیاه

بهتر و تأثیرگذارتر از این تکّهٔ فیلم «باشو غریبهٔ کوچک» چیزی نمی‌شناسم که کارکرد زبان فارسی برای تقویت انسجام ملّی را نشان داده باشد. سخن بیضایی تمام است و هیچ کم ندارد. عصارهٔ اندیشهٔ بزرگترین ادیبان و رجال سیاسی فرهنگ‌مدار و ایران‌دوست است. تصویر کرده آنچه را آنان گفته‌اند و می‌خواسته‌اند که بگویند.
تصویرکرده که زبان فارسی معبر همدلی ماست. ابزار مفاهمه‌ی ماست. تا به هم سنگ نزنیم و با هم حرف بزنیم. تا درد هم را بشنویم. بر گریه‌ی هم نخندیم. به هم نزدیک شویم. از حال هم بپرسیم. اشکی را بستریم. مرهم شویم. لبخند شویم. همدم شویم.

خویشکاری زبان فارسی این است. فریاد درد مشترک است. کوچه‌باغ آشتی‌کنان است. پیوندمان می‌دهد به کتاب؛ به خاطرهٔ مشترک ملّی؛ به یاد پدر اندر پدر اندر پدر ما. پیوندمان می‌زند به مهر مادری؛ به ایران...
با زمزمه‌ای به دلاویزی لالایی مادر به گوشمان نجوا می‌کند که:
«ایران سرزمین ما اَست... ما از یک آب و َ خاک هستیم... ما فرزندان ایران هستیم».

ما نگفتیم تو تصویرش کردی ای استاد بیضایی بزرگ! درود سرمدی ملّت ایران نثارت.

https://t.me/n00re30yah
  • 👍 7
  • ❤ 5
  • 🕊 3
  • 👎 1
Post #962 635

Forwarded from Hanif Shamim حنیف شمیم

▪️
استاد بهرام بیضایی
( ۵ دی ۱۳۱۷ - ۶ دی ۱۴۰۴)
▪️

✍️ برای درگذشت استاد :

از خانه کوچ کردم
اینبار
از خانهٔ جهان هم!



#بهرام_بیضایی #بیضایی
#bahrambeyzai
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Hanif_Shamim
  • 🕊 8
  • ❤ 3
Older posts →

About this channel

How can I read @masoudqorbani7 without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for کتاب و نگاه: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does کتاب و نگاه have?
کتاب و نگاه (@masoudqorbani7) has 1.21K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does کتاب و نگاه know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →