🔅قدمی چند با وسوسهی عاشقی!
مسعود قربانی
کتاب #وسوسۀ_عاشقی حدیث تاملبرانگیری است از تاریخِ تحولِ اندیشه و فرهنگ در این مُلک.
تغییری که طی دویست سال، محوریتِ عقل و خرد و کنکاشگری را، بر مدارِعشق و شیفتگی گرداند و به قول دکتر #محمد_دهقانی ، فرهنگِ اراده را به فرهنگِ ارادت مبدل ساخت.
دهقانی در این تحقیق، که سِیرِ مفهوم عشق در فرهنگ و ادبیات ایران را دنبال میکند؛ ضمن تعقیب سوآل اصلی کتابش، ویژگیهای خردِ ایرانیان، چه پیش از اسلام و چه پس از آنرا؛ و همچنین سرچشمهی اندیشهی عاشقانه، که یکباره تمامی جوانب هنر و ادبیات ایران را در برگرفت و نسبتش با نیازهای مادی و معنوی ما را نیز، پِیِ پاسخ است.
🔅نویسنده، کتاب را با این اشاره آغاز میکند که عشق در فرهنگ ایرانی، همواره ستوده و خواستنی نبوده و عشقستیزی امری است که کهنترین نوشتارهای این دیار نیز بدان گواهی میدهند.
از اینرو، او افزون بر پیشنهادی که به محققان در جهت بررسی بیشتر این موضوع میدهد؛ خود در انتهای کتابش، ضمیمهیی با نام مقالهیی کهن از نکوهش عشق، که فصلی از رسالهی #محمدزکریای_رازی با عنوان الطبالروحانی است را شرح، و ترجمهیی فصیح و همهفهم و خواندنی از آنرا میآورد.
در این مقاله دکتر دهقانی شرح میدهد که چگونه زکریای رازی با ستایش خرد، گفتارش را آغاز، و عشق را از ویژگیهای ناپسند انسان بر میشمرد.
او که مقالهی رازی را نخستین رسالهی روانشناسی و فلسفهی اخلاق در عالم اسلام میداند؛ تاکیدش در زمان نوشتن این مقاله است.
آنجایی که هنوز پارادایم خرد، مغلوب پارادایم عشق، در فرهنگ ایرانی نشده و ادبیات فارسی عرصهی ستیز عشق و عقل نبود. (ص174) او مینویسد:
«زکریای رازی نمایندهی فرهنگی پهلوانانه و پرجوش و خروش بود که میخواست جهان را از آنچه بود پهناورتر کند و همراه با آن از بلندای دیوارهای ذهن و روحِ آدمی تا حد امکان بکاهد و میدان دید او را فراختر کند.
رازی عشق را مینکوهد، درست بدین سبب که عشق، انسان را در برابر خواست دیگری خاکسار و خفیف میکند و از اندیشیدن جدّی به امور عالم باز میدارد».(ص175)
دهقانی تاکید دارد که نوشتارش به معنای تاییدِ عشقستیزی امثال زکریا و ناصرخسرو نیست و از آنسو در صدد انکار عشقستایی سناییها و مولویها برنیآمده؛ فقط یادآوری است بر این مهم، که اُسِّ اساس و پارادایم فرهنگی ایرانیان در طول دو قرن به کلی تغییر کرده است.(ص176)
🔅محمد دهقانی در آغاز و در بخش یکم کتابش به شعر عرب و عشق در شعرِ ستایشیِ آنان میپردازد و با عنوان این نکته که «در ایرانِ پیش از اسلام، از شاعر مداح خبری نبوده است»(ص28) و ایشان به معنای وسیع کلمهی شاعر، «راویان فرهنگ شفاهی جامعه بودند و نه ستایشگرِ وظیفهخوار شاهان».(ص28) شعرِ دٓری را ریشه در سنتهای عربی میداند؛ زیرا بسیاری از قصیدههای طولانی شاعران عرب از همان روزگار جاهلیت در ستایش بزرگان سروده میشده است.(ص28)
ادامهی نوشتار
@MasoudQorbani7
https://is.gd/kvwP1W
Post #944
4.28K