آیا ما مسئولیتِ تصویری که از خود میسازیم، را بر عهده داریم؟
حتماً برای شما هم پیش آمده که در دورهای از زندگی، آدمی را ببینید و با خودتان فکر کنید: این آدم دقیقاً به انتهای همان مسیری رسیده که من آرزوی طی کردنش را دارم. آنچه او ساخته، انتخاب کرده و به دست آورده، برای شما تبدیل میشود به تصویری از مقصد؛ و خودش، نماد تجربه و الگو.
بعد، آرامآرام انتخابهایتان را بر اساس همان تصویری که از او ساختهاید انجام میدهید. یک انتخاب، انتخاب دیگری را به دنبال میآورد و سالها میگذرد؛ سالهایی که بخش بزرگی از تصمیمهای بعدیشان، پیامد همان انتخاب اول بودهاند.
خوششانس باشید، مسیری که واردش شدهاید همچنان همان جذابیتی را داشته باشد که پیش از ورود تصور میکردید. خوششانستر باشید اگر در میانهی راه، آن آدمی که برایتان نماد تجربه و الگو شده بود، واقعاً همان کسی باشد که تصور میکردید.
اما گاهی همهچیز طور دیگری پیش میرود.
وسط راه، وقتی دیگر نه زمان چندانی برای برگشتن مانده و نه توان و امکان پذیرفتن ریسک یک تغییر بزرگ دیگر را دارید، متوجه میشوید آن تصویری که از آن آدم ساخته بودید، با واقعیت فاصلهی زیادی داشته است؛ شاید آنچه از خودش نشان داده، ساختگی بوده، شاید بخشی از آن دروغ بوده، یا شاید اصلاً آن هیبت بزرگی که سالها به آن تکیه کرده بودید، از ابتدا توخالی بوده است.
و آن وقت، مسئله فقط ناامیدی از یک آدم نیست. مسئله این است که نمیدانید با باقی مسیر زندگیتان چه کنید.
اینجاست که پرسشهای فلسفی عجیبی ممکن است، شکل میگیرد.
اگر کسی بر اساس شناختی که از دیگری پیدا کرده مسیر زندگیاش را انتخاب کرده و بعد معلوم شده آن شناخت اشتباه بوده، مسئولیت با کیست؟ با کسی که انتخاب کرده و در شناخت خود خطا کرده؟ یا با ماهیت انسانی که اساساً قطعیتپذیر نیست، تغییر میکند و هیچ تضمینی وجود ندارد که آدمها همان چیزی بمانند که زمانی خودشان را نشان دادهاند؟
و مهمتر از همه، آن آدمی که در شکلگیری مسیر زندگی دیگری نقش داشته چه؟ آیا او صرفاً یک «موضوع شناخت» است یا عاملی است که در تغییر مسیر زندگی دیگری سهم داشته و در نتیجه، مسئولیتی هم بر دوش دارد؟
آیا انسانها فقط مسئول انتخابهای خودشاناند، یا در برابر تصویری که از خود به دیگران میدهند و انتخابهایی که دیگران بر اساس آن تصویر انجام میدهند نیز مسئولیتی دارند؟
هرچه این مسئله را از انتخابهای کوچک و شخصی زندگی بزرگتر کنیم، پرسش جدیتر میشود. از انتخاب یک رشته تحصیلی، یک شغل، یک استاد، یک شریک زندگی یا یک الگوی شخصی، برسیم به انتخابهای جمعی، اجتماعی و سیاسی؛ به آدمها و ساختارهایی که میلیونها نفر بر اساس تصویری که یک نفر یا یک گروه یا یک ساختار و....از خود ساختهاند، به آنها اعتماد کردهاند و تصمیم گرفتهاند.
آنجا دیگر مسئله فقط این نیست که «چه کسی اشتباه کرد؟»
مسئله این است که وقتی یک انسان، یک گروه یا یک ساختار، با تصویری که از خودش به دیگران ارائه کرده، مسیر زندگی دیگران را تغییر میدهد، مرز مسئولیت او کجاست؟
و البته پرسش سختتر این است: اگر بخش بزرگی از زندگی ما حاصل انتخابهایی باشد که بر اساس شناختی نادرست از آدمها، جهان یا خودمان انجام دادهایم، در میانهی راه با این حقیقت چه باید کرد؟
مریم فرخ نیا
۱۱ مهر ۰۵
Post #559
83
- ❤ 6