TGViewer
انسانیات| در حوالی انسان، به روایتِ من انسانیات| در حوالی انسان، به روایتِ من @marryfarrokh · 112 subscribers
Post #557 88
وقتی ناچاری زندگی را دوباره با دستان خالی بسازی

در طول دو هفته‌ی گذشته چند زن را دیده‌ام؛ زنانی مطلقه، با فرزندان کوچک و بزرگ و البته زیر بار هزینه‌هایی که هر روز بیشتر می‌شوند و زندگی‌شان را هر روز فرسوده‌تر و فشرده‌تر می‌کنند.

زنانی که کار می‌کنند، اما شغل ثابت ندارند؛ خیاطی می‌کنند، آشپزی می‌کنند، آرایشگری می‌کنند، سفارش می‌گیرند و غالباً روزمزدند و درآمدشان روزانه است. در واقع به‌شدت کار می‌کنند و خسته می‌شوند، اما درآمدشان آن‌قدر ناپایدار و ناکافی است که نمی‌دانند حتی فردا را چطور باید بگذرانند.

یکی‌شان می‌گفت: «درآمد ما فقط برای تهیه‌ی اقلام سوپرمارکتی و خرید خانه کافی است. اگر مثلاً کولر یا یخچال خانه بسوزد و نیاز به تعمیر داشته باشد، یا ناگهان به دو سه میلیون تومان پول نیاز داشته باشی، این شغل آن درآمد اضافه را به تو نمی‌دهد.»

دیگری می‌گفت: «چند روز قبل ماشینم خراب شد. همه‌ی درآمد آن روزم را هزینه‌ی تعمیر آن کردم و فقط سیصد هزار تومان در کارتم مانده بود. نشستم در پارک کنار خانه‌ام و فقط گریه کردم، چون در خانه چیزی برای پختن غذا برای بچه‌هایم نداشتم.»

یک جامعه‌ی سالم، در چنین شرایطی، برای چنین زنانی چه برنامه‌های حمایتی در نظر گرفته است؟

در واقع مسأله‌ی مهم این است، زنی که سال‌ها خانه‌دار بوده، بیمه و درآمد مستقلی هم نداشته و حالا به هر دلیلی ناچار به طلاق شده، نباید در نخستین روزهای استقلالش با دیوار بلند فقر روبه‌رو بشود. و پاسخ سیاست‌گذاری اجتماعی هم قاعدتاً نمی‌تواند فقط این باشد که: «برو کار کن.»

اگر قرار است خیاطی، آشپزی یا آرایشگری راهی برای استقلال اقتصادی او باشد، باید برای مهارتش بازار مناسب ایجاد شده باشد؛ برای شروع کارش تسهیلات واقعی و کم‌سود فراهم باشد، بیمه‌ی شغلی و درمانی هم در نظر گرفته شود و مهم‌تر از همه، برای مراقبت از کودکش راهی مقرون‌به‌صرفه وجود داشته باشد.
حمایت مالی موقت هم باید آن‌قدر باشد که زن فرصت پیدا کند دوباره روی پای خودش بایستد، نه اینکه فقط چند روزی سقوطش را به چاه بدبختی و فلاکت به تعویق بیندازد.

همه‌ی این‌ها، دقیقاً تک‌تک این‌ها، صدقه نیستند؛ نامشان سیاست‌گذاری‌های حمایتی اجتماعی است.

جامعه‌ای که از زن می‌خواهد مستقل، نجیبانه و آبرومندانه زندگی کند، باید امکان استقلال و زندگی آبرومندانه را هم برایش فراهم کند.
سلامت یک جامعه را نمی‌شود با میزان ثروت و رشد اقتصادی‌اش سنجید. یکی از جاهایی که می‌شود زخم‌های عفونت‌کرده‌ی یک جامعه را دید، همین‌جاست؛ جایی که وقتی یک زن، با کودکی در آغوش، از یک زندگی فروپاشیده بیرون می‌آید و جامعه آن قدر او را تنها گذاشته که برای ادامه‌ی یک زندگی آبرومندانه، در نهایت مجبور می شود از جان، روان و گاه کرامتش هزینه کند.

مریم فرخ نیا
۹ مهر ۰۵
  • ❤ 5
  • 😢 3
  • 👌 1
  • 💔 1
More from @marryfarrokh
  1. Oct 16, 2026خوشحالم که بعضی از نویسندگان محبوبم، همان‌هایی که سال‌هاست دنبالشان می‌کنم، هنوز می‌نویسند…
  2. Oct 16, 2026تافت نور صبح و ما از نور تو در صبوحی با می منصور تو... باده از ما مست شد نه ما ازو قالب از…
  3. Oct 14, 2026زنده باد چهارشنبه‌های اندیشه‌ورزی! چهارشنبه‌ها را بسیار دوست دارم. روال این چند ترم تحصیلی…
  4. Oct 14, 2026هر ظلمی در جهان از ظلم بر کلمات آغاز می شود. کنفوسیوس
  5. Oct 13, 2026اندیشه پویا، شمارهٔ ۱۰۲ شمارهٔ ۱۰۲ مجلهٔ اندیشه پویا را تا اینجا بیشتر از چندین شمارهٔ اخی…
  6. Oct 12, 2026نقاب‌های زیبا بر چهره‌های فرسوده می‌دانید مدتی است به چه فکر می‌کنم؟ به نظرم، انسان برای د…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →