یک اتفاق مهم در بازار نفت در حال رخ دادن است که برای اقتصاد ایران شاید از خودِ افزایش قیمت نفت هم مهمتر باشد، صادرات نفت عربستان در سپتامبر به حدود ۵.۴ میلیون بشکه در روز رسیده، تقریباً دو برابر ماه آگوست که حدود ۲.۴ تا ۲.۵ میلیون بشکه بود. عراق هم صادرات نفت جنوب خود را به حدود ۲.۶ میلیون بشکه در روز رسانده؛ در حالی که در ماههای ابتدایی جنگ، صادراتش بهشدت مختل شده بود.
بارگیری نفت ایران در آگوست به حدود ۲۵۰ هزار بشکه در روز سقوط کرد و طبق دادههای ردیابی نفتکشها، بخش بزرگی از همین نفت هم عملاً نتوانست از منطقه محاصره خارج شود. دادههای مقدماتی سپتامبر نیز جریان نفت ایران از هرمز را در محدوده فقط ۱۰۰ هزار بشکه در روز نشان میدهد.
ایران در ماههای مارس و آوریل حدود ۱.۸۵ میلیون بشکه در روز نفت صادر میکرد. یعنی در عرض چند ماه، بخش عمده این جریان از بازار حذف شده است.
عربستان، عراق و امارات بهتدریج مسیرهای صادراتی خود را بازسازی کردهاند. صادرات نفت کشورهای اصلی منطقه در سپتامبر به بالاترین سطح از زمان آغاز جنگ رسیده است. عربستان از خط لوله East-West و بندر ینبع استفاده کرده و همزمان صادرات از خلیج فارس را دوباره بالا برده است. عراق نیز با تخفیفهای سنگین توانسته مشتری پیدا کند؛ حتی Vitol فقط در سپتامبر دستکم ۲۵ میلیون بشکه نفت عراق خریده و تخفیف بعضی محمولههای عراقی به حدود ۱۵ تا ۲۰ دلار در هر بشکه رسیده است.
چینیها هم منتظر ایران نماندهاند. پالایشگاههای مستقل چین یا همان Teapotها که سالها یکی از مهمترین مشتریان نفت تحریمی ایران بودند، با کاهش عرضه ایران مجبور شدهاند به دنبال خوراک جایگزین بروند و بخشی از تقاضا به سمت نفت عراق و سایر تولیدکنندگان منتقل شده است. ایران فقط درآمد امروز را از دست نمیدهد، ممکن است بخشی از بازاری را که طی سالها و با تخفیف و دور زدن تحریم ساخته بود نیز از دست بدهد.
مشتری وقتی خوراک پالایشگاهش را از عراق، عربستان یا تولیدکننده دیگری تأمین کرد، بازگرداندنش به نفت ایران سریع و بدون هزینه نخواهد بود.
حالا اثر این وضعیت روی اقتصاد ایران تا پایان ۱۴۰۵ چیست؟ اولین ضربه مستقیم به ورودی ارز است. اگر صادرات نزدیک ۱.۵ تا ۲ میلیون بشکه در روز را با شرایط فعلی مقایسه کنیم، حتی با نفت ۹۰ تا ۱۰۰ دلاری، صحبت از چند میلیارد دلار درآمد بالقوهای است که طی چند ماه میتواند از دسترس اقتصاد ایران خارج شود. ضمن اینکه داشتن نفت ۱۰۰ دلاری وقتی امکان صادرات و انتقال پول وجود ندارد، کمک چندانی نمیکند.
دومین فشار روی بودجه دولت وارد میشود. در بودجه ۱۴۰۵ فقط حدود ۲۶۳ همت درآمد نفت و گاز برای دولت در نظر گرفته شده بود؛ رقمی که خودش نسبت به بودجه سال قبل حدود ۵۶٪ پایینتر بود. بنابراین بودجه از ابتدا هم با فرض درآمد نفتی محدودتری بسته شده بود، اما اگر وضعیت فعلی صادرات ادامه پیدا کند، حتی تحقق همین منابع نیز دشوارتر میشود.
آن وقت دولت چند انتخاب بیشتر ندارد، افزایش مالیات و فشار بیشتر بر بخش رسمی اقتصاد، فروش اوراق بیشتر، کاهش مخارج واقعی، استفاده بیشتر از منابع بانکی و صندوقها یا تأمین کسری از مسیرهایی که در نهایت پایه پولی و نقدینگی را تحت فشار قرار میدهد.
و تقریباً همه این مسیرها یک نقطه مشترک دارند هزینهشان نهایتاً به اقتصاد داخلی منتقل میشود.
سومین اثر روی بازار ارز است. وقتی ورودی ارز نفتی کاهش پیدا میکند اما تقاضای ارز برای غذا، دارو، مواد اولیه، قطعات و سایر واردات باقی میماند، بانک مرکزی فضای بسیار کمتری برای مدیریت بازار خواهد داشت.
نشانه این فشار همین حالا هم دیده میشود؛ نرخ ارز ملی در پایان سپتامبر به کف تاریخی جدیدی رسیده و از ۲.۵ میلیون ریال(۲۵۰ هزار تومان) در برابر هر دلار عبور کرده است.
چهارمین ضربه، تورم وارداتی است. افزایش نرخ ارز فقط طلا و دلار را گران نمیکند. مواد اولیه، ماشینآلات، دارو، خوراک دام، تجهیزات و بسیاری از کالاهای واسطهای اقتصاد ایران مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به وارداتاند. در نتیجه شوک ارزی با چند ماه تأخیر خودش را در قیمت کالا و خدمات نشان میدهد.
اقتصاد ایران حتی قبل از کاملشدن این شوک نیز با تورم بسیار سنگینی وارد نیمه دوم سال شده؛ برآورد IMF برای متوسط تورم ۲۰۲۶ حدود ۶۹٪ است.
پنجمین مشکل از جایی میآید که کمتر دربارهاش صحبت میشود صنعت پتروشیمی. طبق برآورد کپلر، صادرات محصولات پتروشیمی ایران نیز از ابتدای ۲۰۲۶ حدود ۶۳٪ کاهش کرده است. یعنی فشار ارزی فقط به نفت محدود نیست و دومین منبع مهم ارز صادراتی کشور هم تحت فشار قرار گرفته.
اگر مخازن پر شوند و صادرات نتواند ادامه پیدا کند، مشکل بعدی دیگر فقط «نداشتن دلار» نیست؛ کاهش تولید کارخانهها، افت فروش شرکتها و در نهایت فشار روی اشتغال است.
ادامه در متن بعدی⬇️
@ehsanviews
Post #2226
419
Forwarded from دیدگاههای احسان
- ❤ 8
- ✍ 5
- 👍 3