اندر محاسن انتقال آب!
دوشنبه هفته گذشته، در سلسله نشستهای انتقال آب که توسط مؤسسه اخلاق و اندیشه شهروندی ایرانیان در سالن جلسات اندیشگاه کتابخانه ملی برگزار میشود، یکی از سخنرانان که مسئولیتی هم در وزارت نیرو دارد، مطرح کردند که انتقال آب باعث شد بدانیم جامعه تا چه قیمتی حاضر است پول بابت آب بپردازد!
در ادبیات اقتصادی، افراد مختلف ممکن است از نظر ذهنی مایل و قادر باشند که قیمتهای مختلفی به یک کالا بپردازند. به همین خاطر، برخی ممکن است در مواجهه با قیمت کالائی، بگویند چه قیمت مناسبی و احساس کنند که از خرید سود بردند و عدهای، برعکس بگویند چه خبر است چرا اینقدر گران؟ این موضوع در بازار در شکل نزولی خط تقاضا نمود دارد. قسمتهای بالای خط، کسانی قرار دارند که مایل و قادر هستند پول بیشتری بپردازند و قسمتهای پائین کسانی که مایل و قادرند پول کمتری بپردازند. وقتی قیمت در تلاقی عرضه و تقاضا تعیین میشود، کسانی که بالای نقطه تعادل هستند، کسانی هستند که حاضر بودند بیشتر هم بپردازند و با پرداخت در قیمت تعادلی بازار، به اصطلاح نفع بردند به این میگیم مازاد مصرف کننده. کسانی که زیر قیمت تعادل هستند، عملا خرید نمیکنند چون حاضر نیستند قیمت بیشتری بپردازند.
در بازارهای انحصار، یکی از نکات مهم این است که انحصارگر بتواند به طریقی تبعیض قیمتی وضع کند. یعنی بتواند به حدی برسد که از هرکسی به اندازهای که مایل و قادر است بپردازد، دریافت کند. در واقع، همه مازاد مصرف کننده را نصیب خود کند. در عمل، این کار به صورت تک تک افراد رخ نمیدهد ولی میتواند گروهی این کار را انجام دهد. مثلا در شمال شهر کالا را گرانتر از جنوب شهر بفروشد.
در واقع، این خصلت بازار انحصاری است که دنبال این است که کشف کند هر فرد چه مقدار مایل و قادر است برای کالا بپردازد و تا جای ممکن از طریق تبعیض قیمت، حداکثر سود را ببرد.
گفته میشود بازار انحصار بازار ناکاراتری است. این بدین معنی نیست که همه بازارهای انحصار را باید تبدیل به رقابت کرد. مثلا لازم نیست نگران انحصاری بودن عتیقه فروش شهر باشیم. انحصار زمانی مسئله است که در مورد کالاهای ضروریتر باشد چون ممکن است با تعیین بالاتر قیمت، به دلیل قادر نبودن افراد برای خرید، امکان دسترسی به کالای ضروری از دست بدهند و مسائلی پیش بیاید. مثلا ممکن است به دلیل گرانی آب، بهداشت به خوبی رعایت نشود و مسئله فراگیری بیماریهای مسری رخ دهد.
به خاطر همین، گفته میشود دولتها باید مقابل شکلگیری انحصار (بیشتر در کالاهای ضروری) را بگیرند.
حکایت عجیبی است که دولت ما، خود تبدیل به انحصارگر آب به عنوان یکی از ضروریترین نیازها شده است. دنبال کشف قیمت ذهنی افراد است که بیشترین تمایل و توان پرداخت را کشف و جذب کند! فارغ از اینکه تبعات این چه خواهد شد!
حاکمیتی که تبدیل به بزرگترین انحصارگر آب، انرژی، سوخت و زمین شده و شلختگی مالی خود را از محل افزایش قیمتهای کالاهای به انحصار درآمده خود دنبال میکند!
http://t.me/maolad
Post #969
1.67K