❇️ #درسهای_یک_مورخ
1⃣1⃣ نخستین نقدی که نوشتم
کلاس دوم دبیرستان را میگذراندم. علاوه بر کلاس تاریخ مدرسه و خواندن کتابهای درسی این رشته، بیرون هم سخت سرگرم تاریخ بودم. تقریبا تمامی پول توجیبیام را کتابهای تاریخ میخریدم. به کتابخانه عمومی شهر هم که میرفتم سر و کارم بیشتر با قفسههای کتابهای تاریخ بود.
یک روز در قفسههای کتابخانه عمومی، کتابی دیدم با عنوان محمد پیامبری که از نو باید شناخت اثر کونستان ویرژیل گیورگیو، ترجمه ذبیح الله منصوری. کتابی مشهور بود و پیشتر هم نامش را شنیده بودم. آن موقع از چند و چون کتابهای مرحوم منصوری بیخبر بودم و نمیدانستم او گاهی یک متن دوسه هزار کلمهای را در ۳۰۰ صفحه ترجمه میکند. شروع کردم به مطالعه کتاب. دیدم مطالبی در آن آمده که با دانستههای من تا آن روز تفاوتهایی دارد. نمیدانم چطور شد که تصمیم گرفتم نقدی بر آن بنویسم. البته برای این کار نه دانش تاريخی بسندهای داشتم و نه حتی روش درست نقد کردن را بلد بودم. کاغذ و قلم دست گرفتم و در کتاب جلو رفتم. هر کجا چیزی بود که به نظر من قابلنقد بود، آن را با ذکر صفحه روی کاغذ مینوشتم و زیر آن هم نظر انتقادی خودم را ثبت میکردم. اینچنین سه چهار صفحه نقد بر آن کتاب مشهور نوشتم که هنوز هم دستنویس آن موجود است.
اگرچه شاید داشتن اعتماد به نفس برای انجام چنینکاری، نقطه قوتی بود ولی خوشبختانه هیچگاه فرصتی برای منتشرکردن آن در جایی فراهم نیامد. کاری ابتدایی و خود تجربهای بود ولی در آن اندازه نبود که کسی از اهل نظر ببیند و بخواند. این هم از خوشاقبالی من بود.
🔸 نه تنها اشکالی ندارد بلکه حتی خوب است که از همان سالهای نخست کتابخوانی، چیزهایی بنویسید. ولی قصدتان از نوشتن آنها، نه منتشر کردنشان، بلکه کسب تجربه باشد. نوشتههای آغازین خود را به یادگار نگهدارید، ولی هیچگاه به فکر انتشار آنها نیفتید.
عبدالرحیم قنوات
دانشگاه فردوسی مشهد
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
#ماهروز
#محمد_پیامبری_که_از_نو_باید_شناخت
#ذبیحالله_منصوری
🔸درسهای یک مورخ، شنبهها، ساعت ۱۶ منتشر میشود.
Post #181
571