❇️ مردم و نمازشان
چند سال پیش آقای دکتر یدالله کریمیپور، یادداشتی با عنوان «دکتر شریعتی و نمازش»
منتشر کرد. این نوشته پس از حمله اخیر موسی غنینژاد به دکتر شریعتی در فضای مجازی بازنشر و دلیلی بر بیدینی دکتر شریعتی دانسته شده است. پس بیفایده ندیدم در چهارچوب رشته تخصصی خودم، تاریخ، آن را ارزیابی کنم و نشان دهم که این گزارش در برابر «تردیدهای نقلی و منطقی» دوام نمیآورد و توانایی اثبات ادعای خود را ندارد. برای این کار، این روایت را در چند قسمت نقد و بررسی میکنم.
۱. تقریباً یک چهارم آغاز گزارش، شرح عبادتهای طولانی و شبانه آقای کریمیپور در دوره جوانی است: «از نیمههای شب تا پگاه، دو سه بار بیدار شده. وضو میساختم و به نماز میایستادم آخرش هم شفع و وتر» (یعنی نماز شب). این َروایت مستقل یا تنیده در جزئیاتی دیگر همچنان ادامه پیدا کرده است. پرسش این است که چرا؟ آیا آوردن روایاتی درباره نماز نخواندن شریعتی نیازمند شرح و توضیح عبادات نویسنده است؟ اصلاً این شرح چه کارکردی در طرح این روایت دارد؟ اگر نویسنده آن را حذف و یا در یکی دو جمله مختصر میکرد، چه خللی در طرح روایت وارد میشد؟ اصلاً با این وضع، بهتر نیست نوشته «دکتر شریعتی و نمازش» را «دکتر کریمیپور و نمازش» عنوان بدهیم؟
۲. قسمت بعد به اجارهنشینی نویسنده در خانههای دو تن از وابستگان شریعتی پرداخته و آنجاست که آن هر دو، نویسنده را باخبر میکنند که رها کن این همه نماز و عبادت را، زیرا این آقایی که شما او را دوست داری، خود نماز نمیخواند؛ دلیلش هم اینکه سه روز که به خانه ما آمده بود، ما ندیدیم یک بار هم رو به قبله بایستد.
درباره این شهادت، مطابق با روش تحقیق تاریخی، از آقای دکتر کریمیپور میپرسیم: این دو خویشاوند شریعتی، نام و فامیلشان چه بود و چه نسبتی با شریعتی داشتند؟ شما هنگامی که نام شاهد خود را نمیگویید، ادعای خویش را به گزارهای که اثبات آن بسیار دشوار است، تبدیل میکنید و مورخان هم بهآسانی تن به پذیرش چنین روایاتی نمیدهند.
آقای دکتر کریمیپور! من در حاشیه کویر سبزوار نه تنها به خود مزینان بلکه حتی به روستاهای اطراف آن مانند بهمنآباد، کهک، مهر و داورزن هم رفتهام و با مردم عادی در باره شریعتی و خانواده او سخن گفتهام. آنچه برایم جالب بود این بود که مردم آن مناطق و حتی خویشاوندان شریعتی در میان گفتههایشان، تعداد زیادی افسانه هم درباره او دارند که هیچ پایه و مایهای ندارند ولی حافظه جمعی آنها را درست کرده است. این افسانهها البته گاهی لَه و گاهی هم علیه اوست. ضمناً آنچه دو خویشاوند شریعتی در تهران به جنابعالی گفتهاند، حتی به فرض درستی و دقت، نتیجه میدهد که شریعتی در آن سه روزی که در خانه آنها بوده نماز نخوانده یا دقیقتر بگوییم آنها نمازخواندن او را ندیدهاند. ولی دستاوردی بیش از این ندارد.
۳. سومین قسمت روایت آقای کریمیپور آنجاست که از آقای دکتر پاپلی، استاد سابق گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد، به عنوان تأیید کننده آنچه از آن دو همولایتی شریعتی شنیده استفاده کرده است. نکته جالب اینکه اگر مشکل آن دو مزینانی خویشاوند شریعتی، «مجهول بودن» آنهاست، مشکل شاهد اخیر «معلوم (شناخته) بودن» اوست. جایگاه علمی، آموزشی، پژوهشی و تحقیقاتی آقای دکتر پاپلی محترم و قابل تقدیر است. ولی من نمیتوانم - به عنوان یک مورخ - در این ماجرا، ایشان را در جایگاه یک شاهد تاریخی قرار دهم. مگر اسناد و شواهدی دیگر بر این ادعا اقامه شود.
🔸بر این اساس، بیآنکه بخواهم شخصیت کسی را مخدوش کنم یا نسبتی نامناسب به کسی بدهم، تنها از منظر روش تحقیق تاریخی میتوانم گفت که روایت آقای دکتر کریمیپور، دستکم بر اساس شواهدی که در این روایت ارائه شده، فاقد الزامات و قرائن لازم برای پذیرش یک گزارش تاریخی معتبر است.
عبدالرحیم قنوات
دانشگاه فردوسی مشهد
۲۹ مرداد ۱۴۰۵
Post #164
1.03K
- ❤ 16
- 👍 5
- 👎 4
- 👏 4
- 👌 4