TGViewer
Channel Public Channel
یادداشت های م.احمدی

یادداشت های م.احمدی

@m_ahmadib

خوش آمدید. اینجا خانه کوچک من است.پر از کلمه. گاهی می‌نویسم. نوشته‌هایم مخاطب خاصی ندارند.
Subscribers
769
Photos
11.5K
Videos
520
Links
367
Recent Posts 19 shown
Post #28887 45
کافه متن دیده‌اید بعضی آدمها وقتی اسم کسی را که دوست دارند می‌آورند احترام خاصی در صدایشان، کلامشان و حتی اعضا صورتشان و حتی حرکات دستشان، موج می‌زند. طوری کنار هم واقعی زندگی می‌کنند که خود واقعی شان هستند نه شوآفی در کار است و نه نارضایتی! می‌دانید؛ انگار بعضی آدمها،…
با تماشای این عکس، چه کلمه ای از ذهن تون عبور می‌کنه؟
من: زندگی
Post #28886 49
به هر کجای وطن پا می‌گذارم دلم برای طفلکی‌هایی که خودمان باشیم بیشتر می‌سوزد.
#تئاتر که از همه طفلکی‌تر...
وقتی بعد از سانسی که ۱۷:۳۰ اکرانش بود، بالاخره ۱۸:۱۵ روی صندلی نشستیم، خانم کناری‌ام گفت: بازم که هیچکی‌مون هیچی نگفت که.
داشتم به دوتا آقایی فکر می‌کردم که بیست دقیقه قبلش با اعتراض، محوطه را ترک کرده بودند...
بی‌نظمی در چینش صندلی‌ها هم به آن نسخه‌ی عصبانی اما مشتاق تئاترمان افزوده بود و وقتی بالاخره نمایش شروع شد، هرچه می‌خواستیم خط وافر ببریم، نمی‌شد.
گفته بود که:
ما ایرانی‌ها با شرایط سخت کنار میایم ولی حسرت اینکه همه چیز می‌تونست طور دیگه پیش بره، همیشه تو دلمون می‌مونه.
امان از جبر جغرافیایی…

#ضدانسان تئاتر قشنگی بود
  • 🕊 2
Post #28884 91
یادداشت های م.احمدی دنیایی سراغ ندارید که آدمهاش از ترس همدیگه، پرچین آهنی روی دیوارهاشون نذارن و چند مدل قفل روی درهای خونه‌ها کار نذارن. دنیایی که کشورها سر مرزهاشون دیدبان نذارن. از ترس همدیگه، یواشکی بمب و سلاح نسازند. دنیایی که همه با هم در صلح‌ند. صبح‌به‌صبح، در خونه‌ها…
به قول فرموده عزیزی در بیوی حوالی بهشت:
@HavalI_behesht12

کتاب بخون،کتابا بلیط هواپیمات‌أن.
«ببین،بخون.نخونی خدا می‌دونه تا کی مثل من اسیرِ این شهری.»


و بعدش که گفته:
چیزایی که اینجا می‌خونی،بیشتر حرفاییه که با خودم می‌زنم؛ نه یه نسخه برایِ بقیه و نه راه حلی انگیزشی و نه غم‌گیزشی.

#بیوگردی
Post #28883 86
یادداشت های م.احمدی تمام اونهایی که عاشق نیستند ، واقعا تاحالا یک سیب رو ، بو کشیدند؟ تابستانه ی درخت سیبی رو ستایش کرده‌ند ؟؟؟ به دیدن یه شاخه آلبالو رفته‌ن تاحالا؟ زیر درخت کاج قدم زده‌ند؟ اصلا آسمون نیمه ابری رو تماشا کرده‌اند؟ لانه پرنده دیده‌ن که تخم گذاشته توش؟ #محبوبه_احمدی
... کنار گلدونهام نشستم و به ناز برگ ظریفی که تازه به ساقه پیوسته زل زدم.
امروز قرار بود به دعوت دوستی کلاس «یوگا خنده » برم . ولی نرفتم‌ قرار بود ماشین رو ببرم تعمیر .ولی نبردم‌ .دلم خواست برای خودم باشم. هیچ کاری نکنم ...
نشستم کنار گلها و کتابهام. در عالم بی فکری ، چشمم افتاد به شیشه سباهرنگ کنار گلها ...
فکر کردم که برادر من دیروز «کود گلها»ی منو ،آماده کرد و فرستاد و امروز پیامک داد که : یادت نره غذای گلها!!!
برادر من مثل من هر روز کنار گلهایم نمی نشیند و کتاب بخواند و لذت ببرد. اما حواسش به گلهای من هست‌ . گاهی وقتی می آید خانه مان ، یواشکی به طبقه پایین می رود و سرک می کشد به گلها ؛ بعدا که می‌رود می نویسد برایم که : به گل قاشقی زیاد آب نده ! مثلا. یا سنسوریا را جایش عوض کنی بهتر است...
امروز کنار حسن یوسف ها ، حس کردم آنچه می‌خواهم همین است :
«عشق دادن ! عشق بی توقع! «عشق نامشروط» !
نامشروط! حتی و مخصوصاً به خودم ؛
آنقدر این حس در رگهای من دوید و گرمم کرد که نخل مردابم را بوسیدم و خودم رو در آغوش کشیدم.

#محبوبه_احمدی
Post #28882 93
جان جانان❤️
عطر بهشت😍
  • ❤ 5
Post #28881 87
شکر و سلام بخاطر بوی غذای همسایه که پیچیده در راه‌پله و راهرو؛
سلام و شکر برای عطر وانیلی کیکش؛ گرچه برای ما نیست اما همینکه عطرش می‌رسد یعنی که شوق زندگی هست.
مثل همین تو؛ که نیستی اما عطر بودنت ...

#ظهرگاهی
  • ❤ 3
  • 👍 3
Post #28880 85
آدم تو پاییز، مبتلا به خیلی چیزها میشه...
من مبتلایم به سلام کردن به غنچه ها، رنگ‌ها، برگهای در حال فرود آمدن از شاخه، در حال رقص، اسمشو میذارم هبوط؛
دچارم به تماشا و سلام و دوستت دارم. دچارم به ستایش رنگها و تعظیم اینهمه شکوه.

#محبوبه_احمدی
  • ❤ 4
  • 👏 2
Post #28879 85
داشتیم؟!
سر در نمیارم از شغل‌های جدید!
+همدم برای مادر ؛ کسی که با حاج‌خانم حرف بزنه.
+ یک خانم پرستار که چهارشب در هفته بیاد با دوتا فرزند ده و دوازده ساله من بخوابه. از ۸ شب تا ۷ صبح!
+کارشناس جذب بیمار عاخه؟!
Post #28878 96
آوای درخشان 🍃 از بچگی ... عاشق دوخت و دوز و بافتنی بودم ۶ سالم بود بافتنی رو از مامان گرفتم و بافت ساده رو میبافتم. بزرگتر که شدم تا یه تیکه پارچه پیدا میکردم میگفتم: مامان این مال من؟ مامان هم که طفلی همیشه قبول میکرد و میگفت مال تو 😊 چی میدوزی باهاش همیشه خدا جامدادی…
مادرجان تکه پارچه ها یا لباسهای قدیمی را می‌گیرد قاب دستمال درست می‌کند برایمان. همان که ما می‌گوییم: دیک‌گیر، دک‌گیر؛
چرخ خیاطی اش را نیاورده این اینجا، تمام دوخت و دوز را با انگشتان مهربانش انجام می‌دهد. رد کوکهایی که خیلی منظم و صاف رفته‌اند روی قاب دستمال هاست. حتی اگر جایی از لباس مان پاره شود چنان با دست، محکم و ظریف می‌دوزد که انگار با دقیق‌ترین چرخ، دوخته باشند. دستهایش عجیب آفریننده‌اند. انگار دغدغه شان، خلق است دستهای مادرها؛ جوری به موی آدم نوازش می‌دهند که حس می‌کنی رشد موی‌ت زیاد شده...
بخیه است خیال مادرها؛ حیفم می‌آید دیک‌گیری که هنرمندانه کوک زده استفاده کنم. هر سال اول پاییز، می‌آید لحاف و تشک ها را ملافه می‌کند. پتویی را که مادرجان ملافه کرده، گرم‌تر است. همان پتو دلتنگی‌های پانصد سال پیش. مادر بلد است دل آدم را بخیه کند به زندگی. حتی پتوهای گلبافت را ملافه می‌گیرد. شاید بخاطر کوک زدن هایش...

#محبوبه_احمدی
  • 👏 4
Post #28877 100

Forwarded from آوای درخشان

🍃 از بچگی ...
عاشق دوخت و دوز و بافتنی بودم
۶ سالم بود بافتنی رو از مامان گرفتم و بافت ساده رو میبافتم.
بزرگتر که شدم تا یه تیکه پارچه پیدا میکردم
میگفتم: مامان این مال من؟
مامان هم که طفلی همیشه قبول میکرد و میگفت مال تو 😊
چی میدوزی باهاش
همیشه خدا جامدادی میدوختم 😅

با چرخ نمیتونستم، کوچیک بودم براش، اما با نخ و سوزن فوری دورشو میدوختمو یه دکمه قابلمه ای هم برا درش میذاشتم و چندتا مداد میذاشتم داخلش
کیف میکردم که برا خودم خیاطی هستم 🥰
تا بابام از سرکار می رسید خونه جامدادی رو نشونش میدادم و اونم کلی قربون صدقه م میرفت که دخترم هنرمنده 😇

هنوزم که هنوزه با اینکه ۲ تا دیپلم خیاطی گرفتمو خودم یه زمان مزون داشتم
اما همیشه عاشق دوخت با دست هستم
دلم میخواد دوختنی هامو با دست بدوزم و رد کوکهایی که سعی میکنم با هم برابر باشن روی پارچه خودنمایی کنه 🥰

گاهی هم کوچیک و بزرگ میدوزم که نشون از اون داره که فکرم کجاها رفته موقع دوختن که حواسم نبوده همه کوکها یک اندازه باشن ☺️

اما کار دست دوز یه چیز دیگه س
عشقی هست که روی تارو پود پارچه جاری میشه و تبدیلش میکنه به هر آنچه که دوست داری خلقش کنی.

@avaye_derakhshan

❣
  • ❤ 5
Post #28876 96
داشتم فکر می‌کردم به آدمهای آرام؛ غبطه می‌خورم به حال‌شان. منظورم آنهایی هستند که از چیزی گذشته‌اند و کنار گذاشته‌اند چیزی را و آنقدر راحتند که دیگر به آن حتی فکر هم نمی‌کنند.
مثل وقتی لباس قدیمی یا وسیله ای از خانه ات را می‌بخشی و دیگر چشم‌ت به جای خالی آن یا رنگ مشابه‌ش بیفتد یا توی عکسی قدیمی آنرا ببینی، غصه نخوری اصلا؛
می‌دانید، بعضی آدمها حس رهایی خاصی دارند. از چیزی که گذشته‌اند، گذشته‌اند. می‌گویم فلان خبر را شنیدی؟ گروه مجازی گذاشته بودند...
خیلی راحت می‌گوید: آها، نیستم من، دنیایم مجازی نیست. واقعی ها را بگو.
به رها بودنش غبطه می‌خورم. راحت است. آدمهای راحت و رها و آرام را دوست دارم. از چیزی که گذشته یا گذشته‌اند، گذر کرده‌اند دیگر. تمام.

#محبوبه_احمدی
  • ❤ 4
  • 👏 3
Post #28875 118
صبح پاییز باشد
انار و پرتقال باشد
خیال باران و عطر خاک هم
مه باشد و رویا
یک خیابان خیس و نارنجی
و تویی
که روح بدهی به اینهمه زیبایی
جانت سلامت
صبح پاییز
یعنی که خدا باز هم دوستت دارد..

#محبوبه‌_احمدی
  • ❤ 3
Post #28873 131
لوستر محبوب
  • 🥰 6
Post #28871 128
یادداشت های م.احمدی سوغات تماشا و پرسه امروزی وقتی منتظری کلیدساز کلید بزند برایت!
وقتی به پشت صحنه این عکس که چند روز غرولند کردن بود که چرا کلیدت را گم کرده‌ای، چقدر پشت در نگه داشتنش و چقدر سرزنش، وقتی به همان هفت هشت دقیقه تماشای دسته کلیدهای گوگولی فکر می‌کنم، اینها را که کنار هم می‌گذارم، راستش پشیمان می‌شوم! آدم از عاقبت امورش خبر ندارد که.
Post #28870 114
سوغات تماشا و پرسه امروزی

وقتی منتظری کلیدساز کلید بزند برایت!
  • 😍 6
  • ❤ 1
Post #28869 126
نور امروزم:
گیوه‌ی جدید حضرت مادر و عشوه گری رنگهای برادرجان...

باور بیاوریم که خدا، خودش را در دستهای زنها جا گذاشته.
  • 🥰 5
  • ❤ 3
Post #28868 129
نکته یادگیری امروزم:
اسم این نون، عباسی هست☺️
  • 🔥 2
  • 🥰 2
Older posts →

About this channel

How can I read @m_ahmadib without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for یادداشت های م.احمدی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does یادداشت های م.احمدی have?
یادداشت های م.احمدی (@m_ahmadib) has 769 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does یادداشت های م.احمدی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →