مادرجان تکه پارچه ها یا لباسهای قدیمی را میگیرد قاب دستمال درست میکند برایمان. همان که ما میگوییم: دیکگیر، دکگیر؛
چرخ خیاطی اش را نیاورده این اینجا، تمام دوخت و دوز را با انگشتان مهربانش انجام میدهد. رد کوکهایی که خیلی منظم و صاف رفتهاند روی قاب دستمال هاست. حتی اگر جایی از لباس مان پاره شود چنان با دست، محکم و ظریف میدوزد که انگار با دقیقترین چرخ، دوخته باشند. دستهایش عجیب آفرینندهاند. انگار دغدغه شان، خلق است دستهای مادرها؛ جوری به موی آدم نوازش میدهند که حس میکنی رشد مویت زیاد شده...
بخیه است خیال مادرها؛ حیفم میآید دیکگیری که هنرمندانه کوک زده استفاده کنم. هر سال اول پاییز، میآید لحاف و تشک ها را ملافه میکند. پتویی را که مادرجان ملافه کرده، گرمتر است. همان پتو دلتنگیهای پانصد سال پیش. مادر بلد است دل آدم را بخیه کند به زندگی. حتی پتوهای گلبافت را ملافه میگیرد. شاید بخاطر کوک زدن هایش...
#محبوبه_احمدی
Post #28878
97
آوای درخشان 🍃 از بچگی ... عاشق دوخت و دوز و بافتنی بودم ۶ سالم بود بافتنی رو از مامان گرفتم و بافت ساده رو میبافتم. بزرگتر که شدم تا یه تیکه پارچه پیدا میکردم میگفتم: مامان این مال من؟ مامان هم که طفلی همیشه قبول میکرد و میگفت مال تو 😊 چی میدوزی باهاش همیشه خدا جامدادی…
- 👏 4