A highly technical blog tailored for AI engineers.
Chat: @AI_LLMs
Personal blog: mshojaei77.github.io/
Contact me: @realshojaeii
Post #380
1.62K
داشتم روی سیستم RAG که برای تحلیل ریپوهای گیتهاب کار میکردم و باز به همون بنبست قدیمی مدیریت Context Window خوردم... واقعیت اینه که OpenAI و Anthropic دو تا استراتژی کاملاً متضاد برای حل این مشکل دارن. OpenAI شبیه یه Oracle رفتار میکنه؛ یعنی سعی میکنه یه Thread طولانی و واحد رو با تکنیک Compaction زنده نگه داره. توی استفادههای شخصیم از مدلهای جدیدشون دیدم که چقدر خوب میتونه جزئیات ریز رو توی تسکهای طولانی یادش بمونه، چون کلاً سرور-ساید داره پیامها رو فشرده میکنه بدون اینکه رشته کلام از دست بره. این یعنی انسجام یا Coherence بالا، حتی اگه پنجره محتوای فیزیکیش کوچیکتر از رقیب باشه.
برعکس، رویکرد Anthropic بیشتر شبیه یه Firm یا سازمانه... توی ابزاری مثل Claude Code میبینیم که مدل به جای فشردهسازی، مدام Sub-agent میسازه. مثلاً برای گشتن توی فایلهای پروژه من، چند تا ایجنت کوچیکتر ران میکنه و اونا فقط خلاصه رو به ایجنت اصلی برمیگردونن. این موازیسازی باعث میشه حس کنی سرعت یا Perceived Speed خیلی بالاست و انگار مدل داره "بیشتر" کار میکنه، اما یه ریسک بزرگ داره که بهش میگن Forgetfulness. اگه اون ایجنت کوچیک یه فکت رو بیخیال بشه و گزارش نکنه، ایجنت اصلی اصلاً از وجودش باخبر نمیشه. بارها توی تستهای خودم روی کدبیسهای سنگین دیدم که مدل یهو یه تابع مهم رو نادیده میگیره، صرفاً چون توی مسیر انتقال داده بین ایجنتها گم شده.
هزینه توکن هم توی مدل آنتروپیک به خاطر همین ساختار ایجنتی و دوبارهکاریها معمولاً بالاتره... اما تجربه کاربری هیجانانگیزتری داره. OpenAI اما فعلاً روی پایداری تمرکز کرده. توی پروژههایی که انسجام منطقی و دقت روی جزئیات حرف اول رو میزنه، هنوز Oracle بودن جوابتره. در نهایت فکر میکنم جفتشون به یه نقطه تعادل برسن؛ یعنی ترکیبی از فشردهسازی هوشمند و ایجنتهای متخصص. چیزی که ما هم موقع Prompt Engineering و طراحی سیستمهای Agentic باید بهش دقت کنیم: انتخاب بین سرعتِ موازی یا دقتِ متمرکز.
source: https://calv.info/the-oracle-and-the-firm
🛠 Join @LLMEngineers Community
برعکس، رویکرد Anthropic بیشتر شبیه یه Firm یا سازمانه... توی ابزاری مثل Claude Code میبینیم که مدل به جای فشردهسازی، مدام Sub-agent میسازه. مثلاً برای گشتن توی فایلهای پروژه من، چند تا ایجنت کوچیکتر ران میکنه و اونا فقط خلاصه رو به ایجنت اصلی برمیگردونن. این موازیسازی باعث میشه حس کنی سرعت یا Perceived Speed خیلی بالاست و انگار مدل داره "بیشتر" کار میکنه، اما یه ریسک بزرگ داره که بهش میگن Forgetfulness. اگه اون ایجنت کوچیک یه فکت رو بیخیال بشه و گزارش نکنه، ایجنت اصلی اصلاً از وجودش باخبر نمیشه. بارها توی تستهای خودم روی کدبیسهای سنگین دیدم که مدل یهو یه تابع مهم رو نادیده میگیره، صرفاً چون توی مسیر انتقال داده بین ایجنتها گم شده.
هزینه توکن هم توی مدل آنتروپیک به خاطر همین ساختار ایجنتی و دوبارهکاریها معمولاً بالاتره... اما تجربه کاربری هیجانانگیزتری داره. OpenAI اما فعلاً روی پایداری تمرکز کرده. توی پروژههایی که انسجام منطقی و دقت روی جزئیات حرف اول رو میزنه، هنوز Oracle بودن جوابتره. در نهایت فکر میکنم جفتشون به یه نقطه تعادل برسن؛ یعنی ترکیبی از فشردهسازی هوشمند و ایجنتهای متخصص. چیزی که ما هم موقع Prompt Engineering و طراحی سیستمهای Agentic باید بهش دقت کنیم: انتخاب بین سرعتِ موازی یا دقتِ متمرکز.
source: https://calv.info/the-oracle-and-the-firm
🛠 Join @LLMEngineers Community
- ❤ 15
- 👍 7
- 👌 1





