🌍 ویژهنامه «زبان مادری در گلسنگشناسی»
شماره ۱ | یک گلسنگ، چند نام؛ تنوع واژه «گلسنگ» در زبانهای ترکی
🪨🌿 سالها برای من «گلسنگ» بیشتر یک واژه علمی بود؛ واژهای آشنا در کتابها، مقالهها، کلاسها و پژوهشهای میدانی. اما وقتی به سراغ زبانهای ترکی رفتم، تازه فهمیدم این نقش رنگین فرش شگفتانگیز طبیعت، در زبانها و فرهنگهای مختلف چه نامهای متنوعی دارد.
و شاید برای من شگفتآورتر از همه این بود که با وجود سالها زندگی و پژوهش در میان گلسنگها، از بسیاری از این نامها در زبان پدر و مادرم بیخبر بودم.
🌍 در زبانهای کشورهای ترکزبان، برای گلسنگ واژههای متفاوتی به کار میرود:
🇹🇷 ترکی استانبولی: liken (لیکن) معادل واژه یونانی
🇦🇿 ترکی آذربایجانی: şibyə (شیبیَه)
🇰🇿 قزاقی: қына (قِنا / قینا)
🇰🇬 قرقیزی: эңилчек (اِنگیلچِک)
🇺🇿 ازبکی: lishaynik (لیشاینیک) واژه ای بر گرفته از ادبیات روسی
🇹🇲 ترکمنی: lişaýnik (لیشاینیک) واژه ای بر گرفته از ادبیات روسی
اما وقتی جستوجو را به نواحی ترکزبان ایران و جوامع محلی رساندم، موضوع برایم شخصیتر و عمیقتر شد.
در بخشهایی از آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان، همدان، قزوین، گیلان، البرز و مرکزی، برای گلسنگ نامهایی مانند:
🌱 داش خناسی (داش خِناسی) البته برای گروه گلسنگ های نارنجی از خانواده تلوزشیستاسه کاربرد دارد.
🌱 داش گلی (داش گولو)
🌱 داش چیچگی (داش چیچَیی)
🌱 مامیر (مامِر / مامیر)
به کار رفته است.
در لهجه شیرین قشقایی نیز نام زیبای:
🌸 داش گیلهسی (داش گیلَهسی)
شنیده میشود؛ تعبیری که معنای آن را میتوان «گل روی سنگ» دانست.
این نامها فقط چند واژه محلی نیستند. هر یک بخشی از حافظه زبانی، دانش بومی و رابطه نسلهای گذشته با طبیعت هستند.
وقتی به این واژهها فکر میکنم، بیاختیار به یاد پدر و مادرم و زبان زادگاهم میافتم. هنوز گاهی واژهای قدیمی از آنان میشنوم که برای من ناآشناست؛ واژهای که سالها در حافظهشان مانده، از نسل پیش به آنان رسیده و اکنون آن را به ما میآموزند.
آن لحظه میفهمم که پدر و مادر فقط واژهای به فرزند منتقل نمیکنند؛ گاهی حافظه چند نسل را در چند کلمه به نسل بعد میسپارند.
شاید بسیاری از واژههایی که امروز برای ما قدیمی یا ناآشنا هستند، زمانی کاملاً زنده و روزمره بودهاند. اما اگر نسل پیشین آنها را تکرار نکند و ما نیز آنها را ثبت نکنیم، زنجیره انتقالشان بهآسانی قطع میشود.
برای من این پرسش جدی شکل گرفت:
چگونه ممکن است کسی در یک خانواده و محیط ترکزبان بزرگ شود، زبان پدر و مادرش را هر روز بشنود، سالها گلسنگشناسی بخواند و تدریس کند، اما تازه در میانسالی ریشه بعضی از نامهای گلسنگ را در همان زبان بشناسد؟
پاسخ این پرسش مرا به سالهای تحصیل در مدرسهام در روستای دارانِ در شهرستان جلفا میبرد؛ به کلاسی درسی که زبان و کلام رایج پدر و مادرم و مردم آذربایجان در کتابهای درسیمان جایی نداشت. فقط در زندگی روزمره از آن استفاده می کنیم.
و این، موضوع شماره دوم این ویژهنامه است:
📚 «وقتی زبان مادری من پشت درِ کلاس مدرسه ماند»
محمد سهرابی | گلسنگشناس
📢 @lichennews
📱 @mylichen
📷 @Mylichens
▶️ MYCOLICH
🌐 www.mycolich.com�
✉️ iranlichen@gmail.com
#خبرنامه_گلسنگ
Post #772
380