I keep my pledge. I was not called— Death did not notice me. I bring my Rose. I plight again, By every sainted Bee— By Daisy called from hillside— by Bobolink from lane. Blossom and I— Her oath, and mine— Will surely come again.
حالا قسمت چرا دیزنی پلاس این فیلم رو تو لیست ریواچ برای دومزدی گذاشته✨ چیزی که مطمئنیم اینه که تام هالند برمیگرده و توبی رو هم شایعهش هست که توی دومزدی حضور داره ولی اندرو رو مطمئن نیستم باشه یا نه. در کل فعلا تو قلمرو شایعات و حدسوگمانه همهچیز نه یه چیز تاییدشده. دلیل اول اثبات اینکه مولتیورس میتونه احساسی باشه. No Way Home اولین باریه که امسیو بازیگرا و ویلنای فرنچایزهای کاملا جدا رو واقعا با هم قاطی کرد. دلیل ولید پنج ششتا از فیلمایی که توی لیست بودن. دلیل دوم هم اشتباه جادویی استرنج و عواقب مولتیورسی اون هست. شکافی که طلسم خرابشده باز کرد، یکی از اولین دومینوهای بحران مولتیورسیه که توی دومزدی قراره باهاش سروکار داشته باشه. تم "دستکاری مولتیورس و زمان بدون فکر کردن به عواقب" یکی از ستونهای داستانی دومزدی به نظر میاد. دلیل سوم هم رستگاری و دومین فرصته. ویلنایی که میان و یه پایان بهتر از اونی که تو دنیای خودشون داشتن پیدا میکنن. همون الگویی که تو تحلیل ایکسمن حدس زدیم که شاید ایکسمنهای دومزدی از واقعیتی میان که اون تراژدی لست لستند توش اتفاق نیفتاده. در آحر هم تم هیرویی که همهچیز رو دست داده ولی ادامه میده. پایان پیتر (تنها و گمنام ولی هنوز اسپایدرمن) یادآوریه که امسیو از تراژدی شخصی واقعی نمیترسه و دومزدی هم میدونیم که قراره بهای واقعی برای همه داشته باشه.
صحنهای که سهتا پیتر پارکر دارن دربارهی زخمها و وبشوترها و کسایی که باهلشون مبارزه کردن رو مقایسه میکنن هم از قسمتای جالب متا و فنسرویسه چون دقیقا شبیه بحثهای واقعی خود فنهاست دربارهی اینکه کدوم اسپایدرمن چه ویژگیای داره و بهتره.
مهمترین و احساسیترین بخش فیلم اسپایدرمنهای توبی و اندرو هستن. توبی نقش برادر بزرگتر آروم و پخته رو داره، با اون شوخی معروف کمردرد و تارهای ارگانیکش. اندرو که از غم از دست دادن گوئن هنوز زخم داره اینجا بالاخره فرصت پیدا میکنه امجی رو از سقوط نجات بده. لحظهای که امجی رو میگیره و بعد با چشمای اشکی میگه گرفتمش، شاید گریهآورترین لحظهی فیلم باشه، چون یه جور درمان برای زخم یه دههی قبله. جایزهی بهترین رفاقت و رابطهی نوجوونی سینمای سومرهیرو هم میرسه به trioی ند و امجی و پیتر. ند که اتفاقی قدرت جادویی کشف میکنه و امجی که عاشق پیتره. این دو نفر هیچوقت فقط همراه نیستن. زندگی و احساسات خودشون رو دارن و مستقیم تحتتاثیر تصمیمای پیتر قرار میگیرن.
برگشت داک اوک از Spider-Man 2 (۲۰۰۴) هم چیز خوبی بود. فیلم این ویلنا رو فقط برای زد و خورد برنمیگردونه. داک اوک اینجا یه آدم گیج و غمگینه که فقط میخواد به خونه برگرده. صحنهای که پیتر باهاش حرف میزنه و چیپ مهارکننده رو بهش وصل میکنه تا کنترل بازوهای مکانیکی دوباره دست خودش بیفته یکی از قشنگترین لحظات برگشت به خود واقعی توی فیلمه. الکترو هم اینجا نسخهی خیلی بهتری از The Amazing Spider-Man 2 خست. کمتر کارتونی و بیشتر یه آدم بدبخته که قدرتش رو میخواد. سندمن شاید تنها ویلنی باشه که از ته دل نمیخواد کسی رو اذیت کنه و فقط میخواد برگرده خونه پیش دخترش. لیزارد هم کاراکتر فرعیتریه نسبت به باقی کارکترها و بیشتر نقش یه یادآوری رو داره. اینکه همهی این ویلنها قربانی شرایط خودشون بودن.
How can I read @lfhishere without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for Safe-Zone: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does Safe-Zone have?
Safe-Zone (@lfhishere) has 625 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does Safe-Zone know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.