بدون شک بهترین بازی فیلم بازی ویلم دافو بود. دافو دوباره دوگانگی نورمن و گابلین رو با یه پیچیدگی ترسناک بازی میکنه طوری که توی پشت صحنه دیدیم حتی تام رو هم ترسوند. صحنهی آینهای که نورمن با گابلین تو ذهنش بحث میکنه رفرنس مستقیم به همون صحنهی معروف Spider-Man (۲۰۰۲) هست. ولی چیزی که اینو عمیقتر میکنه اینه که اینبار گابلین واقعا ضربهی کاری رو میزنه. می رو میکشه و این بزرگترین تراژدی فیلمه.
استرنج اینجا یه آدم باهوش ولی کمی بیملاحظهست که یه اشتباه بزرگ میکنه که خب درواقع گردن پیتره. وسط اجرای طلسم پیتر مدام شرطها رو عوض میکنه و استرنج بهجای اینکه طلسم رو متوقف کنه ادامه میده. نتیجهش یه شکاف تو مولتیورسه. این اشتباه نشون میده حتی قدرتمندترین جادوگر هم با یه حواسپرتی کوچیک میتونه فاجعه بسازه. و از نظر داستانی هم اولین بار بود که امسیو مولتیورس رو وارد فیلمهای سینمایی کرد.
این فیلم آرک پیتر پارکر تام رو تموم میکنه. از هوم کامینگ که یه بچهی ذوقزده بود و میخواست اونجر بشه تا فار فرام هوم که آخرش میستریو هویتش رو لو داد و حالا اینجا که بالاخره باید بهای واقعی مسئولیت رو بپردازه. چیزی که ازش خوشم اومد اینه که تصمیم اولیهش اونجا از استرنج میخواد همه فراموش کنن اسپایدرمن کیه از یه جای کاملا انسانی میاد. پیتر فقط میخواد امجی و ند بتونن برن دانشگاه. این یه اشتباه بچگانهست برای یک سوپرهیرو ولی کاملا قابلدرکه. و فیلم نمیذاره راحت از زیرش در بره. اوج کار اینجاست که وقتی میفهمه ویلنا تو دنیای خودشون تو لحظهی مرگ به این دنیا کشیده شدن حاضر نیست بذاره برگردن و بمیرن و میخواد "درمانشون" کنه. این دقیقا خود اسپایدرمنه. حتی وقتی عاقلانه نیست نمیتونه آدمی رو که میشه نجات داد رها کنه.
Safe-Zone● Pre "Avengers: Doomsday" re-watch marathon ● Day 24 ig? Maybe 26 idk: Spider-man: No Way Home (2021)
خب رسیدیم به فیلمی که دقیقا برای همین لحظه ساخته شده بود. نکتهی جالبش اینه که فقط فنسرویس نیست و زیر این همه هیاهوی نوستالژی، یه داستان واقعا غمانگیز و بالغ دربارهی از دست دادن و فداکاری وجود داره. جان واتس اینجا کاری کرد که تقریبا غیرممکن به نظر میرسید. سه نسل اسپایدرمن (توبی، اندرو، تام) و یه ارتش شرور بیستساله رو کنار هم توی یک فیلم آورد بدون اینکه فیلم زیر وزنشون له و تبدیل به یک فنسرویس بدون اون گلوریای که برای یک فیلم اکشن سوپرهیرو لازمه بشه.