Post #2193
2.43K
- 👍 11
LE @learn_cast
Showing posts older than #2194 · Back to latest
درود بر شما
قطعا هر نقطه و جنبه رو نگاه کنیم، میبینیم که این مثلا آموزش و تحمیلی، زمان و سرمایه های بسیاری رو حدر میده و غارت میکنه، و خیلی از روش های آموزشی یا کارهای متنوع که میشد انجام داد، بقولا میسوزونه. مخصوصا در این دوره زمونه و گسترش و پیشرفت هوش مصنوعی ها که دانش و فهم چند وجهی و ترکیب کردن اینها با هم بسیار اهمیت بیشتری داره تا خزعبلات مدرسه و من هرچی بگم صرفا دارم به بی شمار مثال های ناکارآمد مدرسه اضافه میکنم. در کل، موضوع بهره وری و... کاملا عیان و معلومه که این تشکیلات و کارکرد آموزشی امروزی ایران، تو دیواره و داغونه
مدارس امروزی ایران نهایت تو گرد هم اوردن یمشت نوجوانان و بچه ها خوب باشه. که حالا افرادی شاید ارتباطات مفید بسازن. که همونم حالت عادی خارج از مدرسه میشد و بهتر هستش. یعنی همین دور هم جمع کردن ی جمعیتی از افراد، ویژگی مثبت مدارس نمیشه دونست.
Forwarded from Mathematical Musings

اگه قرار بود یه مکانیزمی طراحی کنم که هدف مشخص و صریح اون نابود کردن کنجکاوی یه بچه باشه، ممکن نبود بتونم به خوبی سیستم فعلی آموزش ریاضی این کار رو انجام بدم.
مدرسه هیچوقت کارش آموزش فکرکردن و خلاقیت نبوده، فقط بلدند عملکرد بچهها رو حساب کنند که بعد بتونند دستهبندیشون کنند.
یک چیز ر ک تو همه موضوعات در نظر نمیگیرین اینه ک بخشی از مردم ک من فکر میکنم نسبتا زیاد هم هستن همین چیزا ر میخوان
به طور مثال خیلی خانواده ها همین ک روزی ۶ ساعت از بچهشون نگهداری میشه راضی هستن این ک بخوان مسئولیت اون زمان ر هم خودشون گردن یگیرن یا مسئولیت اموزش ر گردن بگیرن ر نمیخوان اصلا.
نکته اینجاست که حتی همون خوندن و نوشتن و ریاضیات پایه هم بیشتر حاصل تلاش و علاقه خود بچهست
برای منی که زبان مادریم آذری بوده، بسیاری از همکلاسیام تو مقاطع بالاتر مثل راهنمایی یا حتی دبیرستان حتی تو همون خوندن و نوشتن متن ساده هم مشکل داشتن یا تو همون ریاضی پایه هم لنگ میزدن
و خیلی هم میندازن گردن خود دانشآموز که اراده نداره تلاش نداره تنبلعه و...، بماند که خود همین کلی آسیب روحی روانی بیدلیل به بچه وارد میکنه. در صورتی که اصلا میشه خیلی بهتر، راحتتر و سریعتر، همین سواد پایه رو تو هر سنی به همه یاد داد و بدون مدرسه هم میشه یادش گرفت
ولی این ۱۲ سال تحصیل اجباری، ۹ ماه هر سال، پنج روز هفته، روزی ۵ ساعت، اگر بهترین خروجیاش باشه همین سواد اولیه، در اون صورت با ورشکستهترین و به دردنخورترین بخش دولتی مواجهایم
یه بخش مهمی از عمر انسان رو صرف هیچ و پوچ میکنن، در صورتی که همون سواد اولیه رو بچه میتونست راحتتر یاد بگیره، تازه بماند که جای این درسای چرت و پرت میتونست کلی چیز مفید و به درد بخور دیگه هم یاد بگیره، یه هنری، یه فنی، یه حرفهای، یه تجربهای، البته اگر آموزش آزاد بود
اشتباه نکنم، همونطور که روتبارد میگه، آموزش یک بخش مهمی از زندگی انسانه که محدود به آموزش رسمی نیست، ما هر لحظه در حال یادگیری هستیم و یادگیری محدود به ۱۲ سال مدرسه دولت نمیشه، و میشه کیفیت آموزش رو خیلی برد بالا اگر آزادی بدن به مدارس و خانوادهها و بچههاشون.
شخصا همه چیزایی که بلدم خودخوانده بوده و آکادمیک تقریبا ۱ الی ۲ درصد تاثیر در رشد علمی من داشته. با اینحال هیچ وقت منکر رشد علمی و پایه گذاری بسیار خوب دوران دبستان و راهنمایی نمیشم. بدون دبستان و اون معلمهای یکی از یکی بهتر، در آینده نمیتونستم واقعا خودخواسته و خود خوانده به جایگاه فعلیم برسم. من شخصا از سال سوم راهنمایی به بعد رو کاملا بیهوده و احمقانه میبینم. درسهایی برای پر شدن مغز و فقط برای رسیدن به دانشگاه. تو دانشگاه هم که بی خیال.
تمام چیزهایی که در الکترونیک و برق بلدم همه و همه بیرون از دانشگاه و خودخوانده بوده. حتی بعضا دروس دانشگاهی سرکوب آموخته ها هم میشد.
با اینحال دبستان و راهنمایی رو بسیار بسیار مهم میدونم.
در ضمن من متولد ۵۹ هستم. زمان ما چوب بود و خط کش آهن دار و کتک و تسمه و مداد لا انگشت. خبری از تغذیه و موز و غیر انتفاعی و سرویس و این چیزا نبود.
Forwarded from نامها را به خاطر بسپار

حقیقتا بعد ۱۲ سال درس خوندن تو مدرسه اون چیزی که به درد من خورد همون خوندن و نوشتن و ریاضی پایه بود
انقد تو این مسیر سردرگم میشی و نمیدونی این حجم از کتاب درسی های مختلف به چه کارت میاد که انگیزه نداری اصلا بخونیش صرفا برای گرفتن نمره و گذروندنه
نه مهارت درست حسابی بهمون یاد دادن
نه از این کتابا ما چیزی یاد گرفتیم که دو روز دیگه تو زندگی و کارمون کاربری داشته باشه
صرفا عمرت رو تو راه مدرسه و علمی که دولت خواسته تو این مدلی یاد بگیری گذروندی که نگن طرف بیسواده همین
حالا همه اینا جدا از فشار روحی و استرسی که تو این سالها به بچها وارد میشه
شاید به اصطلاح زنگهای درسی که برگزار میشه در ظاهر خیلی خوب به نظر میان
ریاضی
فیزیک
شیمی
زیست
ادبیات فارسی
عربی
انگلیسی
ولی متاسفانه مطالب بسیار گزینشی انتخاب میشن، مثلا در کتاب ادبیات فارسی خیلی شعرها و نثرها هست که واقعا چیزی به سواد دانش آموز اضافه میکنن و خیلی جذاب و زیبا هستن اما صرفا بخاطر عاشقانه بودن داخل کتاب درسی نمیان. از حافظ که غزلهای عاشقانش زبانزده شعری انتخاب میکنن که خشک و سرد باشه.
در درسهای دیگه هم همینطوره، صرفا فورمولها و پاسخها آموزش داده میشن.
هیچکس به دانشآموز یاد نمیده که خودش فکر کنه و حل مسئله یاد بگیره.
آداب معاشرت و زندگی در جمع رو یاد بگیره .
۱۲ سال واقعا زمان سرسام آوری هست برای اینکه دودوتاچهارتا یا چند جمله حفظی دینی به دانشآموز یاد بدیم.
نقد اصلی حتی به نظر من به محتوی کتابهای درسی یا چینش اونها نیست
به اینه که چرا دانشآموز ما یاد نمیگیره همون متنهارو بخونه و بعد خودش دنبال مطالب بیشتر بره و کاوشگر باشه؟
چرا دانشآموز ما برای نمره امتحانش گریه میکنه اما بلد نیست مقالهای بخونه در حوزهای که دوست داره.
چرا شخصیت منحصر به فرد هر دانشآموز ما سرکوب و شعله خلاقیتیش به مرور زمان طی ۱۲ سال، کاملا به خاکستر بدل میشه؟
گاراژ ــ مهدی تدینی مراقب اسب تروا باشید... کار سختی نیست. داخل اسب رو چک کنید @Garajetadayoni | گاراژ

هرچیزی که یاد گرفتم الان، چه درباره رشته تحصیلیم باشه چه درباره مسائل خارج از رشته تحصیلیم مثل فلسفه و تاریخ و... خودم به خودم یاد دادم
توی مدارس و دانشگاه ها از این 3 تا خارج فکر کنم نباشه
1. یا کم یاد میدن
2. یا ایدئولوژیکی و فیلترشده یاد میدن
3. یا که کلا یاد نمیدن
من خیلی به این فکر میکنم که از دوازده سال مدرسه دولتی چه چیز واقعی ای یاد گرفتم و همیشه به این نتیجه میرسم که صرفا «خوندن ساعت، الفبا,روزهای هفته، جمع و تفریقتقسیم (که پدرم روش خودش رو یادم داد:))و چیزهای basic»
و تازگی فهمیدم همون چیزهاییم که یادگرفتم و مفید بوده از دوازده سال مدرسه دولتی نبوده، از یکسال پیشدبستانی خصوصی ای بود که یک زن و شوهر با ذوق و ابتکار، با بودجهی شخصی تاسیس کرده بودن، کار آفرین بودن با کلی ایده خفن:) من یک سری مهارتهای زندگی رو توی سن ۶ سالگی از اون پیشدبستانی خصوصی یاد گرفتم!!
به هیچ دردی نخورد. فقط استرس و سرکوفت. طی ۱۲ سال فقط دو سه تا معلم خوب تو دوره دبیرستان داشتم.
ولی این مدرسه " دولتی" که میگید تو ایران چه تفاوتی دقیقا با مدرسه "خصوصی" داره؟ وقتی همهشون از یه فیلتر رد میشن.
در خصوص خاطرات تحصیل در مدارس دولتی
من تیز هوشان تحصیل کردم که دولتی محسوب میشه و اون زمان هم کنکور به تخمم گرفته بودم با همین استدلالی که شما دارید میگفتم مصنوعی بود
این فشار که از روی من برداشته شد چیزی جز خاطرات خوب رفاقت با بقیه و البته دبیر ها و معاونین که آدم های خوبی بودن یادم نمیاد لیکن ساختار های بالادستی ناکارآمد و فاسد بودند
آنچه یادگرفتم هم در فیزیک و شیمی و تا حدودی ریاضی و بعضا زیست در زندگی کاربرد هایی داشت ولی بقیه دروس بی کاربرد بودند
شما بعد از ۶ سال تحصیل عربی اگر سیستم مناسب باشه باید بتونی در یک کشور عربی راحت صحبت کنی که هیچ کسی نمیتونه با عربی دبیرستان این کار انجام بده
من فقط ابتدایی رو مدرسه دولتی بودم و واقعا جز ترس از معلم های عصبانی و درگیری با محتوای کیف هامون که آینه همراهمون نباشه چیز زیادی رو بخاطر ندارم ولی خیلی از بچه هایی که هم مدرسه ایم بودن اگر قرار بود پولی بدن بابت مدرسه قطعا اونجا نبودن و از فرصت تحصیل محروم میشدن ممکنه بگید میتونستن برن مدارس خیریه و ... بجاش ولی بعضا غرور خانواده ها اجازه چنین کاری رو نمیده و اینکه برای بچه هام بار روانی داره...
و البته تجربه راهنمایی و دبیرستانم از مدارس تیزهوشان فوق العاده بود
در واقع تنها فرصتی برای ما بچه های با وضعیت مالی متوسط و ضعیف بود که بتونیم به آموزش درجه یک دسترسی پیدا کنیم بعد دو مرحله آزمون در هر مقطع و به نوعی با در نظر گرفتن شایسته سالاری برای ورود...
سمپاد نهاد خصوصی بود اون زمان ولی بعدتر ناچارا رفت زیر نظر آموزش و پرورش و بسیاری از نقدهایی که بهش میشه از اساس با دیدگاه های چپ عدالت آموزشی و برابری و ... بود و یا تروماهای کمال طلبی و درس زیاد خوندن و ... در حالیکه هرکسی میتونست انتخاب کنه بین رفتن به این مدارس یا نرفتن! ولی متاسفانه این فرصت برای همه از دست رفت تقریبا و از مدارس سمپاد یه کالبد بی جون باقی مونده...
تنها چیزی که کمک کننده اش بود بفهمم که اون سیستمی که بهم یاد دادن رو برای موفقیت نقضش کنم.
