شاید به اصطلاح زنگهای درسی که برگزار میشه در ظاهر خیلی خوب به نظر میان
ریاضی
فیزیک
شیمی
زیست
ادبیات فارسی
عربی
انگلیسی
ولی متاسفانه مطالب بسیار گزینشی انتخاب میشن، مثلا در کتاب ادبیات فارسی خیلی شعرها و نثرها هست که واقعا چیزی به سواد دانش آموز اضافه میکنن و خیلی جذاب و زیبا هستن اما صرفا بخاطر عاشقانه بودن داخل کتاب درسی نمیان. از حافظ که غزلهای عاشقانش زبانزده شعری انتخاب میکنن که خشک و سرد باشه.
در درسهای دیگه هم همینطوره، صرفا فورمولها و پاسخها آموزش داده میشن.
هیچکس به دانشآموز یاد نمیده که خودش فکر کنه و حل مسئله یاد بگیره.
آداب معاشرت و زندگی در جمع رو یاد بگیره .
۱۲ سال واقعا زمان سرسام آوری هست برای اینکه دودوتاچهارتا یا چند جمله حفظی دینی به دانشآموز یاد بدیم.
نقد اصلی حتی به نظر من به محتوی کتابهای درسی یا چینش اونها نیست
به اینه که چرا دانشآموز ما یاد نمیگیره همون متنهارو بخونه و بعد خودش دنبال مطالب بیشتر بره و کاوشگر باشه؟
چرا دانشآموز ما برای نمره امتحانش گریه میکنه اما بلد نیست مقالهای بخونه در حوزهای که دوست داره.
چرا شخصیت منحصر به فرد هر دانشآموز ما سرکوب و شعله خلاقیتیش به مرور زمان طی ۱۲ سال، کاملا به خاکستر بدل میشه؟
واقعیت اینه که فرآیند یادگیری هیچوقت تموم نمیشه، انسان تا یه لحظه قبل از مرگش هم میتونه چیزای جدیدی یاد بگیره، به نظرم این موضوع مهمیه که سیستم آموزشی از نمره محوری، به سمت کمک به تفکر و یادگیری حرکت کنه، که این موضوع رو در سیستم دولتی من ناممکن میبینم.
چقدر از مطالبی که تو مدرسه دولتی یاد گرفتید واقعا بدردتون خورده؟
به نظرتون بهره وریش چقدر بوده؟
از اینجا میتونید بهم بگید.
@Learn_Cast
@LearnCast