TGViewer
Channel Public Channel
Learn Cast

Learn Cast

@learn_cast

اینجا چیزایی میخونی که اولش آوانگارده ولی به مرور داستانشو میفهمی.
Subscribers
7.34K
Photos
437
Videos
165
Links
348

Showing posts older than #2132 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #2131 1.56K
  • ❤ 11
  • 😁 3
  • 🤣 3
  • 🤝 1
Post #2130 1.66K
بچه‌م فکر میکنه میزس تجزیه طلبه 🥲
  • 🤣 19
  • ☃ 5
  • 🥰 2
  • 🥴 2
Post #2129 1.69K
چنل خودشه، خودشم فرستاده، چنلشم پابلیکه

کاوه ایرانفره بیا این کودک فعالان مجازیتو جمع کن، این کارا بازی با احساسات این بچه هاست.
  • 👍 21
  • 💯 1
  • 🦄 1
Post #2127 1.46K
  • ❤ 11
  • 🤣 2
  • 👍 1
  • 😁 1
Post #2126 1.54K
  • 🔥 11
  • 🤣 5
  • 👍 2
  • ❤ 1
Post #2125 1.75K
  • 🤣 68
  • 💩 4
  • 👀 2
Post #2124 1.5K
⚠️⛔️
  • ❤ 43
  • 👍 17
  • 💯 1
Post #2123 1.59K
۴ دقیقه ویدئو پر میکنی، ۸ دقیقه طول میکشه فقط مغالطات و چرندیاتتو برا مخاطب شرح بدم، مجبوری مگه؟ 🤣
  • ❤ 21
Post #2121 1.57K
Learn Cast اشکال دیگر بسیار پیچیده‌اند. در این حالت، اغلب توده غارت می‌شود بی‌آنکه بداند؛ حتی چه بسا بپندارد هرچه دارد مدیون همین غارت است: هم آنچه برایش باقی مانده، هم آنچه از او ربوده‌اند، و هم آنچه در این میان بر باد رفته است. فراتر از این، باور دارم که با گذشت زمان…
پست این رو هم ساختم، اگه سختتونه همینو تو اینستاگرام میتونید بخونید.
  • 🔥 13
  • ❤ 1
Post #2120 1.55K
اشکال دیگر بسیار پیچیده‌اند. در این حالت، اغلب توده غارت می‌شود بی‌آنکه بداند؛ حتی چه بسا بپندارد هرچه دارد مدیون همین غارت است: هم آنچه برایش باقی مانده، هم آنچه از او ربوده‌اند، و هم آنچه در این میان بر باد رفته است. فراتر از این، باور دارم که با گذشت زمان و به مدد سازوکار بسیار ظریفِ سنت و عادت، بسیاری از غارتگران بی‌آنکه خود بدانند یا بخواهند دست به غارت می‌زنند. انحصارهایی از این دست، زادهٔ «فریب» و پروردهٔ «گمراهی»اند و تنها در برابر «روشنایی» ناپدید می‌شوند.

گمان می‌کنم چندان سخن گفتم که فایدهٔ عملی و آشکار اقتصاد سیاسی روشن شده باشد. اقتصاد سیاسی همان مشعلی است که با برانداختن پرده از فریب و زدودن گمراهی، این تباهی اجتماعی یعنی غارت را ریشه‌کن می‌سازد. به یاد دارم کسی‌ [گمانم زنی بود و چقدر هم درست می‌گفت] آن را چنین وصف کرد: «اقتصاد سیاسی، قفلِ ایمنِ اندوختهٔ توده‌هاست.»

فردریک باستیا
Sophismes économiques

@Learn_Cast
@LearnCast
  • 🔥 12
  • ❤ 2
Post #2119 1.42K
کفگیر، دیرزمانیست که به ته دیگ خورده!

برای به دست آوردن آنچه برای حفظ، پیراستن و تکامل زندگی ضروری است، تنها دو راه وجود دارد: «تولید» و «غارت».

برخی می‌گویند: «غارت پدیده‌ای تصادفی و سوءاستفاده‌ای موضعی و گذراست؛ اخلاق آن را نکوهش می‌کند، قانون نامشروعش می‌شمارد و شایستهٔ توجه اقتصاد سیاسی نیست.»

با این همه، هر اندازه هم که آدمی خیرخواه و خوش‌بین باشد، ناچار باید بپذیرد که غارت در این جهان در مقیاسی چنان گسترده جاری است و چنان فراگیر با تمامی رویدادهای بزرگ بشری درمی‌آمیزد که هیچ علم اجتماعی—و به‌ویژه اقتصاد سیاسی—نمی‌تواند از در نظر گرفتن آن چشم بپوشد.

من پا را فراتر می‌گذارم: آنچه نظم اجتماعی را از کمال (دست‌کم از هر میزان کمالی که ظرفیتش را دارد) جدا می‌سازد، تلاشِ مداومِ اعضای جامعه برای زیستن و بالیدن به بهای پایمال‌کردن حق یکدیگر است؛ به گونه‌ای که اگر غارت وجود نمی‌داشت، جامعه بی‌نقص می‌بود و علوم اجتماعی نیز موضوعیتی نمی‌یافت.

باز هم فراتر می‌روم: هنگامی که غارت به وسیلهٔ امرار معاشِ جمعی از انسان‌ها بدل شود که با پیوند اجتماعی گرد هم آمده‌اند، دیری نمی‌پاید که قانونی برای تأیید و مشروعیت‌بخشی به آن وضع می‌کنند و اخلاقی می‌تراشند تا آن را بستاند و تجلیل کند.

کافی است به چند نمونه از آشکارترین صورت‌های غارت اشاره کنیم تا روشن شود چه جایگاهی در مبادلات و روابط انسانی دارد:

نخست، «جنگ» است. نزد انسان‌های بدوی، فرد پیروز مغلوب را می‌کشد تا به حقی، اگر نگوییم انکارناپذیر، دست‌کم بلامعارض بر صید دست یابد.

سپس، «بردگی» است. وقتی انسان درمی‌یابد که می‌توان زمین را با کار بارور ساخت، با برادر خود چنین تقسیم می‌کند: «رنج و زحمت برای تو، محصول و دسترنج برای من.»

سپس نوبت به «تئوکراسی» (دین‌سالاری) می‌رسد:
«بسته به آنچه از دارایی‌ات به من می‌بخشی یا دریغ می‌داری، درِ بهشت یا دوزخ را به رویت خواهم گشود.»

سرانجام «انحصار» سر برمی‌آورد.
ویژگی متمایز انحصار این است که اصلِ بنیادینِ اجتماعی، یعنی «خدمت در برابر خدمت» را به‌ظاهر پابرجا نگه می‌دارد، اما پای زور را به میان می‌کشد و در نتیجه، تناسب عادلانه میان خدمتِ دریافت‌شده و خدمتِ ارائه‌شده را بر هم می‌زند.

غارت همواره نطفهٔ مرگ را در دل خود می‌پرورد. به‌ندرت پیش می‌آید که اکثریت، اقلیت را غارت کند؛ چراکه در این صورت، اقلیت چنان به‌سرعت تحلیل می‌رود که دیگر نمی‌تواند آزمندی اکثریت را برآورد و غارت از بی‌خوراکی از پا درمی‌آید.

تقریباً همواره این اکثریت است که ستم می‌کشد، با این حال سرنوشت محتوم غارت تغییر نمی‌کند؛
زیرا اگر ابزار آن «زور» باشد [مانند جنگ و بردگی] طبیعی است که زور در درازمدت به دست اکثریت بیفتد؛
و اگر ابزار آن «فریب و ترفند» باشد [مانند تئوکراسی و انحصار] طبیعی است که اکثریت سرانجام آگاه شود، وگرنه خرد دیگر خرد نمی‌بود.

قانونی الهی نیز نطفهٔ مرگ دیگری در دل غارت می‌کارد، و آن چنین است:
غارت صرفاً ثروت را جابه‌جا نمی‌کند، بلکه همواره بخشی از آن را نیز نابود می‌سازد.

جنگ ارزش‌های فراوانی را بر باد می‌دهد.

بردگی استعدادها و توانمندی‌های بسیاری را فلج می‌کند.

تئوکراسی کوشش‌های بی‌شماری را به سوی اهدافی کودکانه یا شوم منحرف می‌سازد.

انحصار نیز ثروت را از جیبی به جیب دیگر منتقل می‌کند، اما در این مسیر بخش بزرگی از آن هدر می‌رود.

این قانونی شگفت‌انگیز است:
‌
اگر این قانون نبود، تا زمانی که میان ستمگران و ستمدیدگان تعادل قوا برقرار بود، غارت پایانی نداشت.

به لطف این قانون، این تعادل همواره رو به زوال می‌رود؛ چه از آن رو که غارتگران به هدررفتِ هنگفتِ ثروت پی می‌برند، و چه در غیاب چنین درکی، از آن رو که تباهی پیوسته شدت می‌گیرد، و سرشت هر آنچه مدام وخیم‌تر می‌شود آن است که سرانجام فروپاشد.

در واقع لحظه‌ای فرا می‌رسد که در شتاب فزاینده‌اش، اتلاف ثروت چنان سنگین می‌شود که غارتگر از آنچه با درستکاری به دست می‌آورد، کم‌نصیب‌تر می‌ماند؛

مانند ملتی که هزینهٔ جنگ برایش بیش از ارزش غنایم تمام می‌شود؛

اربابی که کارِ برده برایش گران‌تر از کارگر آزاد درمی‌آید؛

تئوکراسی‌ای که چندان مردم را تحمیق کرده و رمقشان را گرفته است که دیگر نمی‌تواند چیزی از آنان بیرون بکشد؛

و انحصاری که هرچه منابع برای جذب کمتر می‌شود، تقلا برای بلعیدن را بیشتر می‌کند، درست مانند دوشنده‌ای که هرچه پستان خشک‌تر می‌شود، بیشتر بر آن فشار می‌آورد.

چنان‌که پیداست، «انحصار» نوعی از جنسِ غارت است و گونه‌های متعددی دارد، از جمله: مناصب بی‌زحمت و مفت‌خواری، امتیازات ویژه، و مقررات تحدیدکننده.

برخی از اشکال آن ساده و عریان‌اند؛ مانند حقوق فئودالی. در چنین نظامی توده غارت می‌شود و خود نیز بدان آگاه است؛ این نظام متکی بر سوءاستفاده از زور است و با زوال زور نیز فرو می‌ریزد.
  • 🔥 7
  • ❤ 2
Post #2118 1.34K
طرف اومده یه رپر دیگه رو مسخره کرده، عکس زن طرفو برداشته با هوش مصنوعی تبدیل به مدل کرده باهاش موزیک ویدئو ساخته، به نظرتون این آغاز خشونت فیزیکی حساب میشه؟
  • 😨 20
  • 🤣 7
  • 😡 3
  • ☃ 1
  • 👍 1
Post #2117 1.69K
  • ❤ 13
  • 👍 3
Post #2115 1.8K
  • 👍 13
  • ❤ 2
Post #2114 1.81K
  • 👍 10
  • ❤ 2
Post #2113 1.73K
Learn Cast چرا یک عمل وقتی از دست یک انسان سر می‌زند «سرقت» است، اما وقتی همان عمل از سوی یک نهاد سیاسی انجام می‌شود، ناگهان می‌تواند عنوانی اخلاقاً موجه پیدا کند؟ اینجا مسئله فقط نام‌گذاری نیست؛ مسئله این است که آیا اعتبار یک قاعده اخلاقی به هویت کسی که آن را نقض می‌کند…
حالا استاد پازیتیویستیان به هانس هرمان هوپه و این چیزی که داره میگه هم میخواد بگه فرقه و رفتار فرقه‌ای؟
فارغ از اینکه سایر صحبتای هوپه رو قبول دارید یا نه، اینجا غیر مستقیم و در برخی مقالاتش مستقیم میگه که آزادی و حقوق مالکیت ابطال ناپذیره، یه گزاره پیشینیه.

تو بحث فلسفه علم، استاد پازیتیویستیان و مریدای دور و برش،خیلی کوتوله و بی‌سوادن، واقعا چیزی سرشون نمیشه 🤣
  • 🔥 12
  • ❤ 4
  • 👎 1
Post #2112 1.61K
چرا یک عمل وقتی از دست یک انسان سر می‌زند «سرقت» است، اما وقتی همان عمل از سوی یک نهاد سیاسی انجام می‌شود، ناگهان می‌تواند عنوانی اخلاقاً موجه پیدا کند؟ اینجا مسئله فقط نام‌گذاری نیست؛ مسئله این است که آیا اعتبار یک قاعده اخلاقی به هویت کسی که آن را نقض می‌کند وابسته است یا به خودِ عمل. قاعده اخلاقی اگر قرار باشد واقعاً اخلاقی باشد، باید بتواند در شرایط مشابه برای همه انسان‌ها یکسان به کار رود؛ نمی‌توان گفت تصرف اجباری در مال دیگری زمانی نادرست است که فاعل یک فرد عادی باشد و همان تصرف، صرفاً به دلیل اینکه فاعل عنوان دولتی دارد، به حقی مشروع تبدیل شود.

حجت رهبریان

@LearnCast
@Learn_Cast
  • ❤ 28
  • 👍 3
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →