اشکال دیگر بسیار پیچیدهاند. در این حالت، اغلب توده غارت میشود بیآنکه بداند؛ حتی چه بسا بپندارد هرچه دارد مدیون همین غارت است: هم آنچه برایش باقی مانده، هم آنچه از او ربودهاند، و هم آنچه در این میان بر باد رفته است. فراتر از این، باور دارم که با گذشت زمان و به مدد سازوکار بسیار ظریفِ سنت و عادت، بسیاری از غارتگران بیآنکه خود بدانند یا بخواهند دست به غارت میزنند. انحصارهایی از این دست، زادهٔ «فریب» و پروردهٔ «گمراهی»اند و تنها در برابر «روشنایی» ناپدید میشوند.
گمان میکنم چندان سخن گفتم که فایدهٔ عملی و آشکار اقتصاد سیاسی روشن شده باشد. اقتصاد سیاسی همان مشعلی است که با برانداختن پرده از فریب و زدودن گمراهی، این تباهی اجتماعی یعنی غارت را ریشهکن میسازد. به یاد دارم کسی [گمانم زنی بود و چقدر هم درست میگفت] آن را چنین وصف کرد: «اقتصاد سیاسی، قفلِ ایمنِ اندوختهٔ تودههاست.»
فردریک باستیا
Sophismes économiques
@Learn_Cast
@LearnCast
Post #2120
1.55K
- 🔥 12
- ❤ 2