Lynch:
If a group of people lynch someone, they kill that person without letting them have a trial, especially by hanging, because they believe that the person has committed a crime.
اگر گروهی از مردم کسی را «لینچ» کنند، آن شخص را بدون اینکه محاکمه شود میکشند، بهویژه با دار زدن، چون معتقدند که آن شخص مرتکب جرمی شده است.
ریشهشناسی:
احتمالاً برمیگردد به نام چارلز لینچ (۱۷۳۶–۱۷۹۶)، قاضی صلح ویرجینیا، که در طول جنگ استقلال آمریکا ریاست دادگاههای غیرقانونی شورشیان طرفدار بریتانیا (توریها) را بر عهده داشت.
(فرهنگ کالینز)
🔷 گمان کنم برای معادلش، یک راه استفاده از خود واژهٔ لینچ است. (البته ریشهشناسی لینچ با حدس و گمان همراه است). راه دیگر، معادل مفهومی است:
پیشنهاد واژورزان:
لینچوار کشتن،
لینچی کشتن،
لینچاندن،
بیدادکشی کردن،
داد به نیست کردن (نگارنده)؛
خودسر کیفر دادن،
بیداد کیفر دادن (کاربر Radi)؛
بیگنا(ه) آویختن،
بیگنا(ه)آویز کردن (دکتر هاشمی)؛
رمیراندن،
رمرگیدن،
رمرگاندن،
غوغاویختن (استاد شکرچی).
پ.ن.: لینچ بر طبق برخی فرهنگها لزوماً به معنای کشتن نیست.
Post #1629
57