Post #9110
102
من یکیو میشناسم که خیلی نونها و شیرینیهای محشری میپزه. به معنای واقعی کلمه خوش بافت و خوشمزه. ولی در حد فروش به اهالی محله یا فامیل پرزنتش میکنه و با اینکه میدونم ته دلش دوست داره وسط شهر یه دکون دستگاهی داشته باشه اما چون پلن بزرگی نچید و همسر و خانواده حامی یا از لحاظ مادی کافیای نداره و ذهنیت خودش هم گیر کرده توی همون وادی و ریسک نمیکنه و زیاد دل میسوزونه و بیشتر انتظار نداره، اون آرزوهای نشده براش. در مقابل کسیو میشناسم که شیرینیها و نونهاش معمولیه ولیکن همسر و بچههای حامی داره و متوقعه ازشون و خودش خیلی پا کاره و ریسک کرده. میخوام بگم هم مهمه آدم بدونه خودش لایق چیاست، هم همراه و هم مسیر درخوری انتخاب کنه هم اهل ریسک باشه هم بدونه باید از کیا چیا انتظار داشته باشه. چون دنیا صرفا نگاه نمیکنه شما چقدر کارتون یا محصولتون خوبه، این یکی از شرطهاست، اما همه چیز نیست. باقی عوامل هم مهمن. آدم باید بیشتر انتظار داشته باشه از خودش و همسرش. جدی میگم. من تا حالا هرچی زنِ آسوده و در آسایش دیدم اونایی بودن که بیشتر خواستن. نه که همدلی و راه اومدن بد باشه. خوبه ولی به اندازه. آدما باید همو هل بدن به جلو. اگه باهم درجا بزنن گیر میکنن. حالا ممکنه مثالهای متفاوت یا برعکس هم باشه. ولی اینا دیدههاس بنده بود. همش نزن تو سر خودت یا دنیا که من فلانم بیسارم چرا چنینه و چنانه، یه نگاه به آدمای دورت هم بنداز شاید اونا همونایی نیستن که تو رو به جلو هل بدن و... و برعکس. هم آدم باید به خودش نیک بنگره هم به اطرافش. چه آقا باشید چه خانوم اگه پا به عرصهی ازدواج گذاشتید خب مهمه یکیو انتخاب کنید که بفصرفِد براتون. جدی میگم. دارید عمرتون رو برای هم میذارید معلومه که مهمه یک سری ویژگیها و مهارتها و تواناییهای درونی و بیرونی داشته باشه تا تضمین کنه از پس زندگی مشترک بر میاد. در ادامه باقیشو کنار هم ممکنه یاد بگیرید یا بسازیدو... اما قبلش دارید قرارداد امضا میکنید، جدی جدی. قرارداده دیگه. قرار درست و حسابی با آدم درست و حسابی بذارید. قبلشم که یه دوره امتحانی قابل فسخ دارید: «فی المُدَّةِ المَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ». هر زمان ملتفت شدین آدمتون نبود فسخ میکنید، اگر هم بود که از رضایت قلبی و برکت و رشد و آرامش در زندگی و مهارتشون در حل مسائل و گفتگو کردنهای دو طرف معلومه. راهکار داره. عمرتون که مفت نیست. عذرخواهی میکنم من زن و مردهایی رو میبینم که الکی و زوری یا از روی چیزهای دیگه به پای هم موندن اوقاتم مکدر میشه. خود خدا راه برون رفت و گریز گذاشته، آدما بن بست میسازن. اَع. میدونم عوامل پیچیدهای دخیله ولی خیر طرفین در چیه؟ حتی اگر پای بچه وسط باشه. یه راه خیری باید باشه که عمر آدمهای درگیر تلف نشه ووو...