🟥فصل ششم از زندگیم
بغض کردم و گفتم:
سلام مامان بالاخره اومدی
مامان پوزخندی زد که گفتم:
میدونم که ازم بدت میاد
میدونم که کار اشتباهی کردم
اما باور کن
مامان دستشو آورد بالا که
ساکت شدم!
مامان:
ساکت باش
لعیا هیچی نمیخوام ازت بشنوم
تو با کاری که کردی
نه تنها آبروی ما رو بردی
بلکه درست آتیش انداختی
وسط زندگیمون
ادامه داره...
@kodaknojavan🌿🌷
Post #90352
53