در جهانِ پُرآشوب و مِه آلود اینگونه می شنوم که:
اگر جنگ در خاور میانه بسیار گسترده گردد و ایران به ویرانه ای دگر شود؛
اگر همهٔ زیر ساخت های انرژی در ایران و سراسرِ منطقه ویران و به آتش کشیده شوند؛
اگر ایرانیان به خود نیایند و با بینش و منش و روشِ ایرانی از میهن پدافند نکنند؛
اگر در این بازهٔ زمانی ایران نتواند به بمب هسته ای دست یابد؛
اگر کشورِ ایران چند پاره گردد و کشورهای منطقه نیز گرفتار چنین سرنوشتی گردند و «جنگِ همه با همه» به واقعیتی تلخ تبدیل شود و دیگر قطره ای نفت و گاز تولید نشود؛
اگر همزمان امریکا پاتریوت و پروانهٔ مونتاژ آن را به اوکراین بدهد و اوکراین بتواند از خود به خوبی پدافند کند و بیش از گذشته چاه ها و پالایشگاه های نفت و گازِ روسیه را به آتش بکشد؛
اگر امریکا آهنگ آن کند که انرژیِ کانادا را نیز به دست گیرد و در آن سرزمین هوشواره یا ابرهوشی که می گوید را گسترش دهد؛
اگر امریکا بتواند روسیهٔ ناتوان گشته را به آشتی با اوکراین بکشانَد و آن را سرگرمِ بازسازیِ خود کند؛
اگر اروپا دسترسی به انرژیِ ارزان را از دست بدهد و نیز بی پدافند مانَد؛
اگر چین نتواند به آسانی انرژی به دست آوَرَد و دیگر نتواند هوشواره را آنگونه که تا کنون پیش می بُرد پیش ببرد؛
اگر امریکا بیش از نیمی از جهان را نیازمندِ انرژیِ گران بهای خود سازد؛
اگر امریکا و اسرائیل با بهایی نه چندان سنگین از این فاجعهٔ جهانی ای که آفریده اند کامیاب بیرون آیند؛
اگر روسیه و چین دریابند که جنگِ هسته ای با امریکا نه پیروزی و نه سودی با خود خواهد آوَرد؛
آنگاه با چه جهانی روبارو خواهیم گشت؟
آیا دور از تصور خواهد بود که در بخشی از جهان با «لویاتانِ بزرگ» و «لویاتانک» هایی که از سَروَرِ بزرگ فرمان می گیرند روبارو گشته و دیگر بخش های جهان در چنگِ «بهیموت» [جنگ های خانگی] گرفتار خواهند بود؟
آیا دور از تصور خواهد بود که میلیون ها انسان از بیماری و گرسنگی و از کمبود یا نبودِ آب از تشنگی خواهند مرد؟
در چنین جهانی سپاهِ لویاتانِ بزرگ بر سرزمین های گستردهٔ روسیه و چین و هند و کانادا و امریکای جنوبی و نیز آفریقا و دیگر بخش های آسیا فرمان خواهد راند.
در چنین جهانی بردگانِ قدرت و تکنیک به آرزوی خود خواهند رسید و شیطان را احضار خواهند کرد و آنچه از استوره ها، آیین ها و ارزش ها تا کنون پاس داشته شده بود را برای شیطانِ احضار شده قربانی خواهند کرد.
در چنین جهانی شیطانِ احضار شده همان ابرهوشی خواهد بود که انسان را پشیزی نشمارده و خودِ احضارکنندگان را نیز قربانیِ بی آماجیِ خود خواهد کرد.
در چنین جهانی که دیگر انسانی در آن نمی زید، خودِ جهان خوراکِ هیولایی خواهد گشت که مرده ریگِ انسان است.
در چنین جهانی پُرآشوب و مِه آلود از انسان های آزموده و خسته اینگونه می شنوم که:
آیا ساعتِ ۲۵ فرارسیده است و ما بیخبران گرفتار در چنبرهٔ اگرها و آیا های خود هستیم یا هنوز می توان گفت:
«تنها یک خدا می تواند ما را نجات دهد»؟
آری، در جهانِ پُرآشوب و مِه آلود اینگونه می شنوم!
#خسرو_یزدانی
#تکانه
۲۷-۹-۲۰۲۶
@khosrowchannel
به کانالِ فلسفیِ « تکانه » در تلگرام بپیوندید.
Post #7086
28