TGViewer
کانال فلسفی «تکانه» کانال فلسفی «تکانه» @khosrowchannel · 7.98K subscribers
Post #7054 292

Forwarded from کانال فلسفی «تکانه»

خدا-شاه-میهن+مردم
اگر با هم نگاهی به فرگردِ دومِ وندیداد دربارهٔ جمشید بیندازیم. اگر مهریشت را با هم بازخوانی کنیم. اگر شاهنامه را بگشاییم و بخش آژی دهاک و فریدون را با آوای بلند بخوانیم. آنجا که به آموزه های تاریخ باوری داریم اگر استوانهٔ کورش و سنگ نگاشته های داریوش را برای هم بخوانیم. اگر دست کم نگاهی نیز به هرودت و گزنفون و پلوتارک بیندازیم تا ببینیم از چند و چونِ فرمان های خدایان و پادشاهانِ ایران چه به ما می گویند…
درمی یابیم که همه جا سخن از پایگانِ خدا-شاه-میهن+مردم است. همه جا سخن از فرمان های خدایان است که به شاهان داده می شود. همه جا فرمانِ خدا در دل و جان و اندیشهٔ پادشاه می نشیند، به فرمان های پادشاه دگر می شود و سرزمین های پادشاهی با این فرمان ها سامان می گیرند. برای مردمانِ این سرزمین ها، فرمان های پادشاه به قانون دگر می شوند. خدایان ایران نام و نشان دارند. پادشاهانِ ایران زمین نام و نشان دارند. استوره ها و آیین های ایران از خدایان و از فراز و فرودِ پادشاهان و مردمان می گویند. استوره هامان، آیین هامان و تاریخ مان یکسره از فرمان های خدایان و پادشاهان می گویند. در بینشِ ایرانی با فرمانِ خداست که جمشید و فریدون پادشاه می شوند. شاه نمی توانَد در همستاریِ داد و در راستای بیداد فرمان رانَد. بالِ بیدادِ پادشاه زود چیده می شود چراکه خدایی بالای سرِ خود دارد. خدایانِ ایران هرگز پادشاهان را فرمانِ بیدادگری نمی دهند و به وارونه بیزاری از بیدادها آشکارند در فرمان ها. آنجا که توده ها سرخود و بی پروانهٔ خدایان سراغِ آژی دهاک رفتند و خواستارِ پادشاهیِ او بر ایران شدند، دیدیم دشنهٔ چه بیدادهایی فرو رفت بر جان و تنِ ایرانیان. آنجا که توده ها به خود ایستا و سرخود دست به گزینش می زنند، گُزیده همانی می شود که ابلیس بر شانه هایش بوسه زده است.
آن کسان که فرمانِ فرمانروا را به سانِ قانون نمی زیند و خود برای خود قانون می گذارندر بی گمان مرگِ خدایان را پذیرفته اند و از پوچ آیینی(نیهیلیزم) خوراک برمی گیرند. آن کسان که بی نیاز به خدایان و پادشاهان می زیند همان کسانند که باخترِ پوچ آیین و کِهمَنِش را بنا نهاده اند. بگذریم که پیروانِ خداستیزِ «مجمع ملی فرانسه» که حقوق بشر را تصویب کرده اند، بالای سرِ خود، هستیِ برین(l,Être suprême) را دارند که هرگز کسی نگفت و نمی گوید که آن کیست و چیست. می توان این هستیِ برین را از جنبانندهٔ ناجنبانِ ارستو آغاز کرد و به چشمِ فراماسونی که همه چیز و همه کس را زیرِ نگر دارد رسید. و این تَکچِشم که هستیِ برینِ همهٔ پیروان و پرستندگانِ حقوق بشر است بیشتر به تکچشمِ سیکلوپ می مانَد تا به ده هزار چشمِ مِهر که از فرازِ البرزکوه سرزمین های آریایی را می پایَد. می دانیم که سیکلوپ ها نیز به مانندِ توده های جهانِ مدرن، خود را نیرومندتر از خدایان می پنداشتند، ارجی به فرمان های خدایان نمی نهادند و خود برای خود قانون می گذاردند؟[نگاهی به اودیسه، سرودِ نهمِ، پاره های ۱۱۵-۱۰۶ بیندازید.] پادشاهان در استوره ها و آیین ها با روشی فرمان می رانند که زاده از منشِ آنان می باشد و منش آنان زاده از بینشی ست که پیشکشی از سوی خدایان است. در درازنای تاریخ نیز پادشاهان را با این بینش، منش و روش می سنجیم و داوری می توانیم کرد. مردمانِ با آیین چنین می کنند آنگاه که بر بنیادِ خدا-شاه-میهن+مردم می زیند. و آنگاه که چنین نمی زیند و چنین نمی کنند نشان از آن دارد که نه خدایی از فرازِ البرز میهن را می پایَد نه پادشاهی دادگر فرمان می رانَد. آنجا نه فرمان که به وارونه آشوب و بی سروری چیره است. آنجا ابرهای تیرهٔ خدایانِ بیگانه آسمانِ ایران را می پوشانند. آنجا «مردم» به «توده» دگردیسی می یابد و به هر سو می رود و برای خود سرور می جوید. آنجا توده نوازانی پدیدار می گردند و شانه های توده ها را می بوسند و آنان را فریفته و به این پندار دچارشان می سازند که خود باور و خود داور و خودیاور باشند و خود برای خود قانون ها بگذارند و با آن قانون ها بزیند. آنجا دیگر نه آن خدای فریدون که مار یا شیطانِ «عهد عتیق» است که فرمان می رانَد، شیطانی که گفت از میوهٔ ممنوعه بخورید چراکه خود چون خدایان خواهید گشت و بی نیازِ به خدایان خواهید زیست. آنجا شیطانی مدرن به نامِ دکارت پدیدار خواهد گشت و آدمی نوین با گوشت و پوستی نوین و با جهانی نوین خواهد آفرید. آنجا دیگر فرمانروایی اگر بر اورنگِ فرمان نشیند یا از خدایی بیگانه دستور خواهد گرفت یا از دکارتیانِ شیطان منش. آنجا توده های بی بینش و کِهمنش با روش های پُرفریب گرد می آیند و برای خود قانون می گذارند. آنجا هیچکس در اندیشهٔ دیگری نیست. آنجا زیرکی جای فرزانگی می نشیند. آنجا راستان را ریشخند می کنند و فریبکاران را می ستایند. آنجا دارایان از دانایان بیزارند.
⤵️⤵️⤵️
More from @khosrowchannel
  1. Sep 26, 2026‍ ‍ پایانِ بی پایانِ جهان! ‍ ابلیس به ریختِ دخترکِ هفت ساله ای به میانِ فرشتگان رفت. از او…
  2. Sep 24, 2026‍ سدهٔ بیست و یک: سدهٔ تیرگی های رازناک سدهٔ بیست و یک: سدهٔ زخم های چرکناک سدهٔ بیست و یک…
  3. Sep 22, 2026‍ اسب پیر و خستهٔ تاریخ در خواب است. کِلک ها دهان بگشایید، از خوابِ گرانِ زمانه بگویید. کِ…
  4. Sep 18, 2026‍ در نیمه های شب کسی به در می کوبید. از خواب پریدم. با شتاب به سوی در رفتم. بازکردم و آن ک…
  5. Sep 15, 2026https://share.google/rnNg9ZtHse5tCdnbD از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریم نه طاقت خا…
  6. Sep 8, 2026‍ گلوبالیزاسیون، پایانِ زندگی است! آنگاه که فرمانروایانِ باورمند و نیرومند بر مردمانِ سرزم…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →