🔹زندگی و زمانه «ویلسون»
«ادوارد آزبورن ویلسون»، در سال ۱۹۲۹م. در شهر بیرمنگام در ایالت آلابامای آمریکا به دنیا آمد. پدر او «ادوارد آزبورن ویلسون» بزرگ، حسابدار و مادرش «اینز لینِت فریمن»، منشی بود. پدر و مادر رابطه چندان خوبی نداشتند و زمانی که «ادوارد» هفتساله بود از یکدیگر جدا شدند. از آن پس «ادوارد» کوچک چندین سال با پدر نوعی از زندگی سیار را تجربه کرد. طوری که در یک بازه زمانی ۹ساله به ۱۴ مدرسه مختلف رفت. بنا بر گفته «ویلسون» در کتاب «طبیعیدان» که سرگذشتنامه خود اوست، او در آن زمان ترجیح میداد وقت خود را با گیاهان و جانوران سپری کند چراکه میشد روی آنها حساب باز کرد و برقراری روابط انسانی دشوارتر مینمود.
🔹یک روز هنگام ماهیگیری وقتی داشت با قلاب ماهیگیری ماهی صیدشده را از آب خارج میکرد، باله خاردار ماهی با چشمش برخورد میکند. این حادثه منجر به نابینایی تقریبی چشم راست «ویلسون» شد و میتوان آن را یکی از دلایلی دانست که او را به سمت مطالعه مورچهها سوق داد. مورچهها ابعاد کوچکی دارند و میشد آنها را از نزدیک به دقت بررسی کرد. «ویلسون» نیز از ابتدا علاقه وافری به کندهها و مورچهها نشان میداد و در نوجوانی اولین کلنی مورچههای آتشین قرمز مهاجمی را که از آرژانتین وارد آمریکا شده بود، شناسایی کرد؛ این در حالی بود که او تنها ۱۳ سال داشت و هنوز کسی وجود گونه مهاجم را در آمریکا گزارش نکرده بود. علاوه بر این عضو اختصاصی پسران پیشاهنگ شد؛ نهادی که فعالیتهای مورد علاقهاش یعنی زندگی در فضای باز و تاریخ طبیعی را همزمان در خود داشت و نیاز او را برآورده میکرد. او دوره لیسانس و فوقلیسانس خود را در رشته زیستشناسی در دانشگاه آلاباما به اتمام رساند و در آنجا به مطالعه گونهای بومی از مورچههای جنوب آمریکا پرداخت. علاقه او به مورچهها به حدی بود که جایی در خاطراتش از آنها به عنوان زیباترین حشرات یاد میکند.
🔹وی در سال ۱۹۵۰برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری روانه دانشگاه هاروارد شد و سال ۱۹۵۳ برای ادامه کار فارغالتحصیلی عازم سفری طولانی میشود. این سفر در راستای کشف تنوع مورچهها از کوبا آغاز میشود و تا مکزیک، گینهنو و جزایر دورافتاده اقیانوس آرام جنوبی ادامه پیدا میکند. «ویلسون» در این سفر در پی محدودههای جغرافیایی گونههای مورچهها، پیدا کردن سرنخهایی برای درک چگونگی انتشار آنها از مکانی به مکان دیگر و نیز چگونگی پیدایش گونههای جدیدی از گونههای قدیمیتر بود.
🔹«ویلسون» پس از بازگشت از سفر با نامزد خود «آیرین کلی» ازدواج میکند؛ ازدواجی که «ویلسون» آن را «فوقالعاده» توصیف میکند. همسری که حضورش نقطه عطفی در زندگی شخصی «ویلسون» به شمار میرود. «آیرین» نیز تنها چهار ماه پیش از مرگ «ویلسون» یعنی در آگوست ۲۰۲۱ چشم از جهان فروبست.
🔹«ویلسون» چندی پس از بازگشت از سفر در سال ۱۹۵۶ بهطور رسمی کار خود را در نقش استاد تازهکار در دانشگاه هاروارد آغاز کرد. جالب است بدانید زمانی که «ویلسون» در دهه ۱۹۵۰ شروع به کار کرد، مطالعه جانوران و گیاهان برای بسیاری از دانشمندان مانند یک سرگرمی منسوخ و عجیب و غریب بود. زیستشناسان مولکولی نگاه خود را به سمت DNA، پروتئینها و دیگر پایههای میکروسکوپی و نامرئی حیات معطوف کرده بودند. با این حال «ویلسون» پرسش مهمی مطرح کرد: «چگونه موضوعات به ظاهر منسوخ و کهنه میتوانند در مقایسه با زیستشناسی مولکولی به دقت و اصالت فکری جدیدی دست یابند؟». او با بنیانگذاری شاخههای جدید پژوهشی به این پرسش خود پاسخ داد.
@ketaabsaar
Post #4012
522