در غار ماندگان
افلاطون در تمثیل غار، انسانهایی را به تصویر می کشد که از کودکی در غاری زنجیر شده و پشت به دهانه غار و نور مختصر تابیده به درون، تنها سایههای افتاده شده روی دیوار را تمام واقعیت میپندارند. باالاخره یکی از آنان از غار بیرون میرود، جهان واقعی را میبیند و برای آگاه کردن دیگران بازمیگردد؛ اما با ناباوری و حتی دشمنی غارنشینان روبهرو میشود.
به گمانم، بخش مهمی از ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی نیز در چنین غاری و چنینفضایی گرفتارند؛ غاری از پیشفرضهای ایدئولوژیک، دشمنپنداری مزمن و روایتهای گزینشی از جهان. در این غار، تواناییهای خودی گاه بزرگنمایی و قدرت رقبا کوچک نمایی میشود؛ واقعیتهایی که با باورهای مسلط سازگار نیستند، نادیده گرفته میشوند و منتقدان، بهجای روشنگری، تهدید پنداشته می شوند.
ولی مسئله فقط ناآگاهی نیست؛ گاه برخی واقعیتها شناخته میشوند، اما پذیرش آنها با منافع صاحبان قدرت و هزینههای اعتراف به خطا تعارض دارد.
در ژئوپلیتیک، آرزو جای واقعیت را نمیگیرد. موقعیت استراتژیک ایران و تسلط بر تنگه هرمز، بدون اقتصاد نیرومند، دیپلماسی فعال و شناخت درست توازن قدرت، بهتنهایی ضامن امنیت ملی نیست. روسیه و چین نیز پیش از آنکه متحدان ایدئولوژیک باشند، دولتهایی تابع منافع ملی خویشاند.
تراژدی غار آنجاست که حاکمان، سایهها را با واقعیت اشتباه بگیرند، بیرونرفتگان را دشمن بدانند و هزینه ماندن در غار را از جیب جامعه بپردازند. خطرناکترین وضعیت برای هر حکومتی آن نیست که در غار بماند؛ آن است که غار را تمام جهان بپندارد و خروج از آن را تهدیدی علیه بقای خود بداند.
کاش تصمیم گیران در غار وجودی مانده خویش، دستکم راهی برای نهادینه کردن ارزیابی های مستقل و غیر ایدئولوژیک و حزبی از سیاست های کلان ایجاد می کردند؛ و خود را موظف به پاسخگویی علنی در برابر داده های قابل راستی آزمایی و نه روایت های ایدئولوژیک می کردند. رویایی حداقلی و به اغلب احتمال دست نیافتنی.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k
Post #6300
6.36K