توسعه مبتنی بر حملونقل همگانی (TOD) بدون توسعه زیرساختهای پیاده و دوچرخه بیمعناست!
✏️ محمد نظرپور
منطق مرکزی توسعه مبتنی بر حملونقل همگانی، دسترسی راحت و باکیفیت همه شهروندان به ایستگاههای حملونقل همگانی و نیازهای روزمره، بدون وابستگی به خودروی شخصی است. این دسترسی بهصورت پیاده و دوچرخه، در قالب شبکهای بههمپیوسته، ایمن و باکیفیت برنامهریزی و طراحی میشود.
نزدیکی کاربریها به ایستگاه، وقتی مسیر رسیدن به آن ناامن، پرمانع یا گسسته باشد، بهتنهایی چنین دسترسیای ایجاد نمیکند. سفر با مترو و اتوبوس از سکوی ایستگاه شروع نمیشود؛ مسیر خانه تا ایستگاه و ایستگاه تا مقصد هم بخشی از همان سفر است.
برای اینکه این دسترسی از نظر رفع نیازهای روزمره هم معنادار باشد، فشردگی، تراکم متناسب و اختلاط کاربری در پیرامون ایستگاهها مطرح میشود. یعنی خانه، محل کار، فروشگاه، مدرسه و خدمات محلی در فاصلهای قرار گیرند که رفتوآمد میان آنها بهآسانی و بدون خودرو ممکن باشد.
پیادهروی و دوچرخهسواری در اینجا فقط برای رساندن مسافر به ایستگاه نیستند؛ قرار است خرید، رفتن به مدرسه و استفاده از خدمات و فضاهای عمومی محله را هم پشتیبانی کنند.
این منطق را نباید با بلندمرتبهسازی و افزایش پارکینگ خودرویی یکی گرفت! بلندمرتبهسازی نه شرط تحقق TOD است و نه نشانه موفقیت آن. ملاک تراکم در این رویکرد، پشتیبانی از خدمات محلی و حملونقل همگانی، در تناسب با ظرفیت آنها و کیفیت زندگی ساکنان است. افزایش تراکم نابهجا و توسعه پارکینگ خودرویی درست در خلاف جهت این منطق عمل میکند.
از طرف دیگر، برای دسترسی غیرخودرویی به مقاصد دورتر، یکپارچگی شبکه حملونقل همگانی و دوچرخه اهمیت دارد. دوچرخه میتواند محلات بیرون از فاصله راحت پیادهروی را به ایستگاه متصل کند و در انتهای سفر نیز فاصله ایستگاه تا مقصد را پوشش دهد. توسعه سامانه دوچرخه اشتراکی، تأمین پارکینگ ایمن دوچرخه نزدیک ورودی ایستگاهها و اتصال آنها به شبکه مسیرهای دوچرخه، اجزای این یکپارچگیاند.
وجود چند مسیر پراکنده یا چند ایستگاه دوچرخه اشتراکی، بدون ارتباط قابلاستفاده میان آنها، درحالیکه اولویت همچنان برای دسترسی خودرویی است، این کارکرد را تأمین نمیکند. در مناطق پرشیب، سیستم اشتراکی میتواند ترکیبی از دوچرخههای دندهای و برقی باشند.
تحقق چنین دسترسیای به تغییر اولویتهای خیابان هم نیاز دارد. وقتی بخش عمده فضا در اختیار عبور و توقف خودرو باشد، پیاده و دوچرخه در فضای باقیمانده جای میگیرند و اساسا جذابیت و کارآیی خود را از دست میدهند. در اصول بنیادین TOD، تخصیص فضا باید به نفع حملونقل همگانی، پیادهروی و دوچرخهسواری بازنگری شود. این شبکه باید برای کودک، سالمند، فرد دارای محدودیت حرکتی و خلاصه برای همه قابلاستفاده باشد. پیوستگی مسیر، عبور ایمن از تقاطع، سایه و امکان مکث، بخشی از کیفیت دسترسی پیاده است و نمیتوان آنها را مسائلی فرعی دانست، بلکه مستقیما بر تجربه پیاده تاثیرگذار است.
بنابراین، توسعه زیرساختهای پیاده و دوچرخه باید از ابتدا در اولویت سرمایهگذاری و شروط توسعه قرار گیرد. پرسش اصلی در ارزیابی TOD این است که آیا زندگی و رفتوآمد بدون خودرو برای شهروندان آسانتر شده است؟ افزایش طبقات، تعداد پروژهها یا حتی طول مسیرهای احداثشده، بهتنهایی پاسخ این پرسش نیست.
هشت اصل جهانی TOD نیز همین ارتباط میان دسترسی، شکل توسعه و کاهش نقش خودرو را توضیح میدهند:
۱. پیادهمداری: توسعه محلات بر مبنای مسیرهای پیاده ایمن، پیوسته، فعال و با کیفیت
۲. دوچرخهسواری: تأمین شبکه ایمن و پیوسته و امکانات کافی برای توقف و نگهداری دوچرخه
۳. اتصال: ایجاد شبکهای متراکم از مسیرهای کوتاه و مستقیم، با اولویت دسترسی پیاده و دوچرخه
۴. حملونقل همگانی: استقرار توسعه در دسترسی مناسب به شبکهای باکیفیت، کارآمد و یکپارچه
۵. اختلاط: ترکیب سکونت، اشتغال و خدمات روزمره، همراه با تنوع اجتماعی.
۶. تراکم: تأمین تراکم متناسب برای پشتیبانی از حملونقل همگانی و خدمات محلی در محدودههایی که کمتراکمی فعالیت و جمعیت مانع است.
۷. فشردگی: هدایت توسعه به درون بافت شهری موجود و جلوگیری از پراکندهرویی
۸. محدودسازی و کاهش نقش خودرو: محدودکردن فضای عبور و توقف خودرو و اولویتدادن همزمان به حملونقل همگانی، پیاده و دوچرخه بهطوری که گزینه جابهجایی بهتری را برای شهروند فراهم کند.
--------------------------------------------------------------
-----
برای مبارزه با آلودگی هوا ، همراه کندو باشید :
تلگرام: https://t.me/kandoongogroup
اینستاگرام: https://B2n.ir/instakandoo
وبسایت: https://kandoongo.ir
Post #1098
684