نه بر مرگ ظفر توانم یافت
نه بر نیرومندی رودی که غرقه در آنم
نه در مرواریدی توانم درخشید،
نه در سرنوشتی که غرقه در آنم
_اگر که از تو تهی باشم.
بیدرختی که تویی
میوهای نخواهم بود.
بیدریایی که تویی
خیزابهای نتوانم بود.
و نه آموزندهای
بیآموزگاری که تویی
و نه آفریدهای
بیآفریدگاری که تویی
آسمانی تو
_گسترده و دلپذیر_
که میآفریند خورشید را
در بدایت خویش
و میمیراندش
در نهایت خویش؛
از این روی؛
شباهنگام
سر بر کوهه کتابها و کلماتم نهاده
_میمیرم
و بامدادان
از ژرفای رویای تو
زنده میشوم
#میرزا_آقاعسکری
#برای_بالهای_پروانهم_ربابه
۱۳۶۸
@jom_jom_e
Post #11035
137
Audio
- ❤ 1