برای من، بعد از خواندن، نوشتن همیشه بزرگترین لذت دنیا بوده و خواهد بود؛ و در میان تمام شکلهای آفرینش، شعر برای من سرانجامِ هنرهاست؛ یا شاید بهتر بگویم، شعر از نظر من فراتر از هنر است.
شعر برای من فقط کنار هم نشاندن کلمات نیست؛ جاییست که زبان، پیش از آنکه چیزی را توضیح بدهد، چیزی را کشف میکند. جایی که کلمه میتواند همزمان تصویر باشد، صدا باشد، سکوت باشد، و گاهی حتی معنایی را بسازد که پیش از نوشتن وجود نداشته است. شعر برای من تجربهی رفتن به جاییست که هنوز نامی ندارد؛ جایی میان آنچه میدانیم و آنچه فقط میتوانیم حسش کنیم.
و حالا، نوشتن شعر با محمد عزیزم، رفیقی که یار روزهای سرد و گرم زندگیام بوده، تجربهای منحصربهفرد بوده و هست؛ تجربهای که شاید با هیچ کلمهای نتوانم توضیحش بدهم. دو نفر، با دو نگاه و دو تجربه، در یک مسیر زبانی کنار هم قرار گرفتیم و چیزی شکل گرفت که دیگر نمیتوانم آن را صرفاً متعلق به یکی از ما بدانم. برای من، خودِ این اتفاق، پیش از هر نتیجهای، اتفاقی دوستداشتنی و ارزشمند است و از اینکه چنین تجربهای را با محمد داشتهام، بیاندازه خوشحالم و راضیام.
این مجموعه برای ما فقط چند شعر نیست؛ بخشی از یک تجربه، یک رفاقت و لحظاتیست که در زبان به هم رسیدهاند. امیدوارم خواننده هم بتواند در میان کلمات، چیزی از این تجربه را پیدا کند؛ چیزی که شاید حتی خود ما هنگام نوشتن، از آن خبر نداشتهایم.
از عزیزان، دوستان و همراهانی که همیشه ما را به لطف و محبت خود مهمان کردهاند، خواهش میکنم اگر این مجموعه را خواندند و دوستش داشتند، آن را در کانالهای خود یا هر جایی که امکان بهاشتراکگذاشتنش هست، با دیگران به اشتراک بگذارند.
شاید شعر، وقتی از شاعر جدا میشود و به دست خواننده میرسد، تازه زندگی خودش را شروع میکند.
ممنونم که در این اتفاق، کنار ما هستید.
در پایان، از خانم دهقان که ویراستار و صفحهآرای مجموعهی «معلق در مکث (یا) چقد شوتی پسر» بودند، صمیمانه سپاسگزارم.
#فارد_قربانی
Post #11041
111
جمجمه معلق_در_مکث_یا_چقد_شوتی_پسر_محمدتوکلی_کوشا_فارد_قربانی14050715_1.pdf
- ❤ 11
- 👏 1