#یک
آسانسور که ترس ندارد
هم بالا میبرد هم پایین میآورد
و جای دنجی است
برای نگاه از نزدیک
تپش قلب
و اظهار عشق
#دو
برف آب میشود
و رودخانه به دریا میریزد
من در تو آرام میگیرم
#سه
چه میشود
اگر تو بیایی
و باد بوزد
و ما به عمق دره فرو افتیم
که رودخانه از آنجا
به دشتی دور دست میرود
و نیزاران
سر خم میکنند
در باران
#چهار
آرام باش عزیزم
مقنعهی سفید
روپوش خاکستری
اجزای تن مناند
که هر روز
با تو به کلاس اول میآیند و برمیگردند
و این انار
که در دستان تو میتپد
قلب زخمی من است
خون پالای و تب آلوده
#علیرضا_آبیز
چند شعر کوتاه
@jom_jom_e
Post #11037
123