#تقی_شهرام
رییس پاسدارها به من گفت «شماها آنقدر احمقید که نمی فهمید این کارهایتان (یعنی انتقاداتی که به یکه تازی های آنها می شود) مستقیماً به ضررتان تمام میشه» و بعدش هم خیلی راحت بنده و پرویز نیکخواه و بعدش همه کمونیست ها را به اضافه سرمایه دارها توی یک کیسه میریخت و میگفت هیچ فرقی با هم ندارید.
«شماها دلارها را از کجا میآوردید؟ معلومه با سرمایه داری جهانی زد و بند کرده اید و ... و نمیگذارید که ما ریشه سرمایه داری را بکنیم. مخصوصاً اینکه با حمایتتان از دولت نمی گذارید که انقلابی (!) عمل بشه» گفتم دولت [موقت] را که خود آقا معرفی کرده!
اولش چیزی نگفتند. بعد تعریف کردند که آقای منتظری طی یک مقاله در روزنامه ها سیاست های دولت را به زیر شلاق گرفته و گفته است که این دولت نه دولت اسلامی است و نه دولت انقلابی.
از مجموعه صحبت ها معلوم بود که چقدر با دولت اختلافشان شدید شده است. البته جالب اينجاست که هرچه بورژوازی مذهبی به اینها رکاب میدهد و حاضر است زیر پالانشان برود، باز هم اینها راضی نیستند و چیز بیشتری را می خواهند. یک کلام، آنها منتظر استعفای مهندس بازرگان، آوردن یک دولت دست راستی مذهبی و سرکوب مستقیم و بی چون و چرای نیروهای چپ هستند و به هیچ چیزی هم جز قدرت مستقيم راضی نخواهند شد.
نیروهای متشکل آنان در مقایسه با نیروهای متشکل دولت بسیار زیادتر است. کمیته ها در دست آنهاست. سپاه دربست در اختیار آنهاست. آقا از آنها حمایت قلبى و حتى علنی میکند و بخش اعظمی از نیروی انسانی و سازمان روحانیت را هم در کنترل خودشان دارند. به اضافه اینکه زندان ها دربست و دستگاه قضائی انقلاب نیز تا حد زیادی باز هم در حیطه نفوذ آنهاست.
از آن طرف دولت نه میتواند روی ارتش حساب کند و نه پلیس و ژاندارمری ای که در اختیار او باشد وجود دارد. اینها تحت تسلط کمیته ها هستند. میماند دستگاه بوروکراسی که تا حدی در کنترل دولت است. اما طبعاً بوروكراسي بدون قدرت مسلح چکار می تواند بکند؟ به اضافه اینکه این بورژوازی بی خایه و بی مایه تر از آن است که بتواند و حاضر باشد با نیروهای دمکرات علیه این جریان انحصار طلبانه بسيار خطرناک عقد اتحاد ببندد. الان تنها چیزی که دولت بازرگان به آن بند است، حمایت ظاهری و زبانی آقای خمینی است، و اینکه هنوز امام موقع را برای کنار رفتن بازرگان مناسب نمی داند. او میخواهد به دست این قبيل ليبرالها اساسی ترین کارهای اولیه دوران گذار را انجام دهد و آنگاه بطور قطعی قدرت را به دست کسانی که واقعاً مورد اعتماد و اطمینان ایدئولوژیک او هستند بدهد.
بنابراین بدون شک کابینه بازرگان رفتنی است. و در حالیکه نیروهای چپ نیز دارای هیچگونه تشکل متحد و یکپارچه نبوده و نفوذ قابل اهمیتی را در میان پرولتاريا هنوز بدست نیاورده اند، وقوع فاجعه تقريبا حتمى است.
در واقع احساسات عليه دولت بازرگان در میان این بخش از نیروهای خرده بورژوازی، در میان عناصر و نیروهای متشکل و مسلحش آنقدر زیاد شده است که من بیم دارم که آنها حتی تا تشکیل مجلس مؤسسان و تصويب قانون اساسی هم صبر نکنند؛ چیزی که البته آقا خیلی بدان مصر است. اما با این وصف كاملا قابل مشاهده است که اینها روز به روز بیشتر همان صبر و تحمل ناچیزشان را هم دارند از دست میدهند.
Post #3477
3.19K
Forwarded from یادها
- 👍 32
- 👎 2