#p86
سر دختر بیچاره رو محکم تو دستاش گرفته بود وجلو میکشید
میخواست به زور ببوستش ودختر بیچاره دستو پا میزد.
صورتش جمع شده بود .ولباش جلو اومده بود.
پسره یه طرف صورتشو ول کرد ونمیدونم چرا شروع کرد به درآوردن جورابش.
وتا تقلای دختر و دید سرشو پایین آورد و به رون خودش فشار داد.
پسره دوبرابر دختره بود همون قدری که پسره بی ناموس، درشت هیکل بود دختر بیچاره کوچیکو ریزه میره بود.
محکم به درماشین کوبیدم.
سرشو که بالا آورد حقیقتا من از چشمای قرمز پسره ترسیدم چه برسه به اون فلک زده ای داخل تویوتا کمری آبی،با درای قفل!
دختر بیچاره جلوی این پسر داشت جون میداد.
دستگیره درو کشیدم تند تند عقب جلو میکردم تا بتونم دختره رو نجات بدم
خسته شدم درو باز نمیکرد
ودر کمال وقاحت میخواست به کارش ادامه بده.
این بار به در ماشینش کوبیدم اون قدر محکم که زد پام روی درش اومد و در قر شد واندازه پنجه کفشم داخل رفت.
در و زد و به محض باز شدن هر دو از ماشین بیرون پریدن.
پسره برای گرفتن من ،ودختره برای فرار کردن
لباسایی که تن دخترک بیچاره بود
اون قدر ضایع بود که با اولین قدم ناموسش به باد میرفت.
پسره دور زد ومن تو همین حین تاکمر وارد ماشین شدم و وصندوق عقبو باز کردم
پسره از پشت گردنم گرفت.
محکم با دست آرنجم و تو شکمش زدم
من همیشه جزو پسرای قد بلند بودم
زورم بهش میرسید ،اما انگار یه چیزی زده بود که اندازه صد تا آدم زور داشت.
منوبرگردوند ومحکم تو دهنم زد.
کنار لبم سوخت و لب پایینم تیر کشید.
Post #8632
445
- ❤ 5
- 💔 3