#پارت1🦋🦋🦋
پاچه پای زن را تا اتنهای زانو وکمی بیشتر بالا زدم
_تشخیصم نقرسه چرا خانوم مواظب خودتون نیستین؟
میشه کمی هم از سبزیجات استفاده کنید؟
من تشخیص میدم این پا قطع بشه.یا به توصیه های من گوش میدین یا دیگه حرفی نمیمونه
زن دراز کشیده بود
چشمانم تا صورت جوانش راه پیدا کرد.
و...و
موهای مشکی حلقه حقله اش که بی پروا کنار صورتش وکمی از تخت معاینه را پوشانده بود..
لبخندی کنار لبم کشیده شد.
چند سال داشت؟
سیو پنج؟ شاید هم بیشتر!
به ساعت شماته دار نگاهی انداختم
هر چه دیر تر به خانه میرسیدم بهتر بود.
زن از روی تخت بلندشد
وهنوز شالش بی پروا موج های قشنگ مشکی را به سر من میکوبید.
کمی دل خوشی و عوض کردن حال که اشکالی نداشت
داشت؟
اما اول باید مزه دهان مومشکی را میفهمیدم
هیچ مردی بی هوا قدم به حریم زنی نمیگذارد.
کمی خودم را نزدیکش کردم
وبه هوای برداشتن چیزی که خودم هم زیاد مطمعن نبودم چیست
رویش خیمه زدم..
عکس العملی نداشت
یا آنقدر درگیر نقرس وتوصیه های نگفته ام شده بود
یا او هم از این کار خوشش امده بود ومثل تمام زنان این چنینی ناز میکرد
که مرا عملا نمیدید
کمی که گذشت خسته شدم
پوفی از سر به سنگ خوردن عیشم کشیدم
وعقب تر رفتم...
بیمار زیبا مو از جایش بلند شد
کیف کوچکش را به دوش انداخت.
نگاه بی حالی به من کرد
وتمام سر خوشی مغزم را با گفتن جمله اش دود کرد
_اگه شوهرم یا پسرم باهام میومد و تنبلی رو بعد غیرتش میذاشت
هم تو جرات نداشتی پاچه منو تا جایی که بشه بالا بکشی
هم اون میفهمید یکمی از تنبلیش بزنه وکار کنه
تا من کمتر شیفت بردارمو
وپام به این روز نیوفته
تشخیصت از دم اشتباه بود
دکتر
به منه زن رحم نمیکی
به هم جنس خودت رحم کن
بی حوصله پشت پاور بان خودم را کشاندم.
هنوز آستین دوم را بیرون نکشیده بودم که دستی روی بازویم نشست..
بوی عطرش از بودن آیناز خبر میداد
انگشتان دستیار دوساله مطبم به جای در اوردن استین دوم،به طرف قسمت بی پوشش گردنم کشیده میشد
امشب حالش نبود..
انرژی ام را بیمار سوزانده بود
دستش را پس زدم وروپوش را دراوردم
_اگه بیمار رفت تو هم جم کن برو..
_اهیل؟ پس کی به من میرسی؟ تا کی منتظر باشم..
کیفم را برداشتم
_نمیدونم از چی حرف میزنی
وبی حال وخسته از مطب بیرون زدم..
Post #5
36.5K
Forwarded from چشم های آهیل❤️🔥
- ❤ 280
- 👍 118
- 🤔 47
- 🥰 12
- 💔 11