• نظریه عدالت صحابه، در صورت تعمیم به همه مصاحبان پیامبر صلی الله علیه و آله بیش از آنکه آموزهای برگرفته از نص صریح باشد، برساختهای غالیانه است. قرآن کریم مدح صحابه را به اوصافی چون ایمان و استقامت مقید میکند و از منافقان در میان آنها و توبیخ برخی از ایشان خبر میدهد.
• در سنت حدیثی نیز هیچ دلیل متواتر و صریحی که عدالت فردی همه صحابه را اثبات کند در دست نیست. افزون بر این اثبات عدالت صحابه از روایات ایشان و سپس تصحیح روایات به واسطه عدالت آنان، به (دور منطقی) میانجامد.
عقل نیز عدالت را وصفی اکتسابی و تحصیلی بالملکة میداند، نه اثر ذاتی مصاحبت پیغمبر خدا.
• تاریخ صدر اسلام از اختلافات و اجتهادات متعارض صحابه و خطاهای منهجی، عملی و اعتقادی ایشان تهی نیست. در مجموع این نظریه از حیث نقل فاقد دلیل قاطع و عام، و از حیث عقل تعمیمی بیمبنا و در ساختار خود غلوآمیز است.
❖ در کتاب مرحوم رضوی، طعنهایی که برخی صحابه بر یکدیگر وارد کردند را بخوان
»Tashiholetiqad


