خودکشی؛ فاجعهای که به آن خو گرفتهایم!
چند خطی برای دانشگاهامروز که این متن منتشر میشود، چندی از فوت #عرفان_طاهرخانی و #فرهاد_سالاری میگذرد؛ چندی بیشتر از فوت #یاسمن_شیرانی و نیز مدتی از فوت #محمدرضا_پازوکی و #الهام_جلدی. این فهرست را تا کجا میتوان ادامه داد؟بیتردید همهٔ ما در قبال طولانیتر نشدن این لیست، در برابر خود و آدمهای اطرافمان، در این روزهای سخت و نفسگیر، مسئولیتی داریم. اما پرسشی است که ماههاست ذهن بسیاری از ما را درگیر کرده است:
مسئولیت دانشگاه چیست؟
برای پاسخ به این پرسش، به سراغ
شیوهنامهٔ دانشگاه در مواجهه با بحران خودکشی رفتیم. از تشکیل کمیتهٔ مداخله در بحران خودکشی گرفته تا پروتکل عزاداری پس از خودکشی، بندهای متعددی در آن یافت میشود؛ اما پاسخی برای پرسش اصلی ما نه.
دانشگاه برای مراقبت و حمایت از دانشجویان پزشکی که «به دلایل عدیدهٔ نامعلوم» چنین در معرض این آسیب قرار دارند، چه کرده است؟ آیا تلاشی جدی برای فهم و کشف این «دلایل عدیدهٔ نامعلوم» صورت گرفته است؟ چند پژوهش، چند مقالهٔ روشن و شفاف، از سوی دانشگاهی با رتبهٔ نخست کشور، در اینباره منتشر شده است؟
ما چقدر دربارهٔ خودکشی صحبت میکنیم؟ آیا دانشگاه توانسته ارتباطی مؤثر با دانشجویان برقرار کند تا امروز بتواند آماری دقیق از دانشجویان در معرض خطر ارائه دهد؟ دربارهٔ این دانشجویان دقیقاً چه اقداماتی انجام شده است؟ چند کارگاه عمومی را به یاد داریم که آگاهی و خودآگاهی دانشجویان پزشکی را در این زمینه ارتقا داده باشد؟
طبق بندهای همین شیوهنامه، آیا واقعاً مسئولان خوابگاهها و سرپرستان دانشجویان از دانش و مهارت کافی برای مواجهه با موضوع خودکشی برخوردارند؟ آیا برخورد صحیح با بحران را میدانند، یا قرار است درست در لحظهٔ بحران، با رفتارهای نادرست، تشنج و التهاب روانی دانشجویان را تشدید کنند؟
آقای دکتر رئیسکرمی؛ پرسشها بیشمارند و فرصت ما برای صیانت از روان و حال همکلاسیهایمان اندک. با مطالعهٔ
فایل پیوست، بندهای بسیاری دیده میشود که در تجربهٔ زیستهٔ هیچیک از دانشجویان حضور نداشته و ندارد.
بیپرده بگوییم؛ هر کدام از ما در میان دوستان و همکلاسیهایمان افرادی را میشناسیم که حال روانی مناسبی ندارند، آسیب دیدهاند و مستعد هزار اتفاق ناگوارند. دانشگاه باید مستقیم یا غیرمستقیم در قبال وضعیت روانی دانشجویان خود مسئولیت بپذیرد. اما آثار این مسئولیتپذیری کجاست، وقتی حتی مسئولان دربارهٔ شیوهٔ صحیح اطلاعرسانی خبر فوت به خانوادهٔ داغدار، دانش و آمادگی کافی ندارند؟
چه کسی مسئولینی که آشوب و رنج خانواده داغدار عرفان و فرهاد را چندبرابر کردند، توبیخ خواهد کرد؟ آیا معاونت فرهنگی دانشجویی، پاسخگوی تمام این سوالات و کاستیها هستند؟مسئلهٔ امروز ما فقدان یک شیوهنامه یا نبود چند بند اداری نیست؛ مسئله، شکاف عمیقیست میان آنچه دانشگاه روی کاغذ «مسئولیت» مینامد و آنچه در زیست روزمرهٔ دانشجویان جریان دارد. هنگامی که نشانههای فرسودگی، افسردگی و فروپاشی روانی برای همکلاسیها از همیشه آشکارتر است،
سکوت، تعلل و فقدان اقدام مؤثر دیگر بیطرفی نیست؛ بلکه مشارکتی ناخواسته در تداوم بحران است. دانشگاه نمیتواند تا وقوع فاجعه منتظر بماند و پس از آن به پروتکل عزاداری پناه ببرد. اما این اتفاق افتاد و ما در برابر هرگونه قصور رخ داده دادخواهیم. اگر امروز برای دیدن، شنیدن و مداخلهٔ بهموقع اقدامی فوری صورت نگیرد، فردا پرسشها نه از «چه کردهاید»، بلکه از «چرا هیچ نکردید» خواهد بود—و آنوقت، پاسخدادن دیر است.@anjomane_pezeshki