چگونه ایرانشناس وارد جهان ذهنی یک متن میشود؟ (۲)
نسخه فقط حامل متن نیست
از اینجا نسخهشناسی (Codicology) وارد میدان میشود.
پژوهشگر به چیزهایی نگاه میکند که در نگاه نخست شاید جزئیات فنی به نظر برسند: نوع کاغذ، اندازهٔ برگ، تعداد برگهای هر ملازم، صفحهآرایی، نوع خط، مرکب، جدولکشی، تذهیب، جلد، مُهر مالکیت و انجامه.
این اطلاعات میتوانند نشان دهند نسخه کجا و چه زمانی ساخته شده، چه کسی آن را نوشته و در چه محیطی گردش کرده است.
در پژوهش امروز، حتی حاشیهٔ نسخه نیز بخشی از تاریخ متن محسوب میشود.
سارا میراحمدی (Sara Mirahmadi)، پژوهشگر تاریخ ایران در آکادمی علوم اتریش، در کارهای خود دربارهٔ تاریخنگاری فارسی و فرهنگ نسخه، مشخصاً به حواشی (Marginalia)، افزودههای پیرامتنی (Paratexts) و انجامهها (Colophons) توجه دارد. او همچنین انتقال متنهای تاریخی فارسی و شبکههای تولید و حمایت از آثار را بررسی میکند.
پرسش در اینجا تغییر میکند.
دیگر فقط نمیپرسیم:
«نویسنده چه نوشته است؟»
بلکه میپرسیم:
«چه کسانی بعداً با این متن زندگی کردهاند؟»
گاهی یک حاشیهٔ کوتاه میتواند تاریخ اجتماعی یک کتاب را تغییر دهد.
اگر خوانندهای کنار یک متن تاریخی نام خود، تاریخ مطالعه، توضیحی انتقادی یا اشارهای به یک واقعهٔ محلی نوشته باشد، نسخه دیگر فقط سخن مؤلف نیست؛ ردّ پای خوانندگان خود را نیز حفظ کرده است.
کاترین بابایان (Kathryn Babayan) در پژوهش جدید خود دربارهٔ فرهنگ خواندن در اصفهان صفوی، نمونهای بسیار جالب دارد.
موضوع پژوهش او یک جُنگ خانوادگی فارسی است که در نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم به دست یک قاضی گردآوری شده بود. در این مجموعه، اسناد و متنهایی مربوط به ازدواج، طلاق، خریدوفروش و اجاره در کنار فرمولهای عربی حقوقی گرد آمده بود؛ یعنی این کتاب فقط برای مطالعه نبود، بلکه در کار روزمرهٔ صاحب آن کاربرد داشت.
یک قرن بعد، این مجموعه به بازار راه یافت و مالکان جدید در برگهای آن مهر، تاریخ و نوشتههای خود را افزودند.
بابایان از همین نشانهها تاریخ زندگی کتاب را دنبال میکند: از یک خانواده به خانوادهای دیگر، از یک مالک به مالک دیگر و از یک نسل به نسل بعد.
در اینجا نسخهشناس فقط یک کتاب را توصیف نمیکند؛ تاریخ خواندن را بازسازی میکند.
این روش در «پروژهٔ جُنگهای اصفهان» (Isfahan Anthology Project) نیز گسترش یافته است. بابایان و نزهت احمدی در این پروژه در پی شناسایی، فهرستبرداری و دیجیتالسازی هزاران جُنگ فارسی سدهٔ هفدهم اصفهان هستند. حتی ترتیب قرار گرفتن متنها در یک جُنگ برای آنان دادهٔ پژوهشی است.
اگر کسی شعر، نامه، متن دینی، قطعهٔ ادبی و یادداشت شخصی را در کنار یکدیگر گرد آورده باشد، این انتخاب تصادفی نیست.
ترتیب این مطالب میتواند دربارهٔ سلیقه، آموزش، مناسبات اجتماعی و شیوهٔ خواندن صاحب جُنگ اطلاعات بدهد.
در نتیجه، کتاب دیگر یک شیء ثابت نیست.
کتاب زندگی دارد.
چارلز ملوِل (Charles Melville) از زاویهای دیگر به نسخههای فارسی نگاه میکند: از راه تصویر.
در مطالعهٔ نسخههای مصور شاهنامه و تاریخنامههای فارسی، پرسش فقط این نیست که «این تصویر چه چیزی را نشان میدهد؟»
پرسش مهمتر این است:
چرا این صحنه انتخاب شده است؟ چرا این بخش از تاریخ باید تصویر شود؟ و چرا در یک نسخه تصویر شده و در نسخهای دیگر نه؟
در اینجا تصویر نیز به بخشی از تاریخ فهم و تفسیر متن تبدیل میشود.
یعنی پژوهشگر از خودِ نسخه میپرسد که سفارشدهنده، کاتب، نگارگر و مخاطب چگونه میخواستند یک متن تاریخی را ببینند.
پس نسخه فقط «متن» نیست.
نسخه، متن + تصویر + حاشیه + کاتب + مالک + خواننده + تاریخ استفاده از کتاب است.
ادامه دارد...
@IranvaIslam
Post #604
123
- ❤ 2